متن تحقیق
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره جلسه 1408
مقدمه
آنچه پیش روی شماست، روایتهایی است از لحظههای زندگی من که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا به آنها اشاره کردهام. این خاطرات، بازتاب تجربههایم در مسیر علم، دین و معرفت است که با زبانی صمیمی و از دل برآمده به نگارش درآمدهاند. هر بخش از این گفتگوها، پنجرهای است به سوی تأمل در حقیقت علم و دین، با هدف دعوت به خردورزی و ژرفاندیشی در مسیری که به شناخت و کمال میانجامد. این مجموعه، تلاشی است برای پیوند دادن گذشته و حال، با نگاهی به آیندهای که دین و علم در آن همنوا و همجهتاند.
بخش اول: صیانت علم و مناظره علمی
از کودکی در محافل علمی حضور داشتم، جایی که عالمان و طلبهها گرد هم میآمدند و بحثهای پرشوری شکل میگرفت. گاه خودم نیز وارد این مناظرهها میشدم و با انسانهایی از باورهای گوناگون به گفتوگو مینشستم. در مناظره، اعتقادم این است که حتی به اندازه سر سوزنی نباید از حقیقت چشمپوشی کرد، وگرنه بحث از سلامت خود دور میشود. یادم میآید با یکی از متکلمان مخالف فلسفه و عرفان مناظراتی داشتم. او انسانی متعصب بود، و من با صبر و دقت با او سخن میگفتم.
ارتباط با انسانهای عالم و ژرفاندیش برایم همیشه آسان بوده است. آنها مانند گنجشکی در دستانم بودند که میتوانستم با آنها بهراحتی گفتوگو کنم و از دانششان بهره ببرم. اما همنشینی با کسانی که سطحینگر و ظاهرگرا بودند، مرا خسته میکرد. برای ارتباط با آنها باید خودم را به سطحی پایینتر از آنچه هستم میرساندم، و این برایم دشوار بود. روزی عالمی برای مناظره به جمع ما آمد. او از نظر روانی حال خوبی نداشت و چشمانش از فشار عصبی سرخ شده بود. به او گفتم: «حاجآقا، چایتان را بنوشید و آرام صحبت کنید. به نظر میرسد حالتان مساعد نیست، بهتر است به سلامت خود اهمیت دهید.» برای اینکه فضا سنگین نشود، با شوخی و خنده بحث را پیش بردم. او از رفتارم شاد شد و حتی خواست که مناظره را در جلسهای دیگر ادامه دهیم. به او گفتم: «دیدار با شما را میپذیرم، اما بهتر است این گفتوگو در استخر یا سونا باشد! شنا برایتان مفیدتر از مناظره است.» این را گفتم تا هم او را آرام کنم و هم نشان دهم که مناظره با کسی که ذهنش بسته و متعصب است، بیفایده است.
نکته کلیدی: مناظره علمی باید با سلامت و انصاف همراه باشد. گفتوگو با انسانهای عالم، فرصتی برای رشد معرفت است، اما بحث با افراد متعصب و سطحینگر، جز خستگی و ناکامی حاصلی ندارد.
این تجربه در حوزه دین نیز مصداق دارد. دین میتواند انسانهای دانا و فهیم را به سوی خود جذب کند، اما در برابر کسانی که قرآن کریم آنها را «صُمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ» (قرآن کریم، سوره انفال، آیه ۲۲) توصیف میکند، دستبسته میماند. دین در آینده، با رشد عقلانیت و خردورزی، به اوج شکوفایی خود خواهد رسید. آن زمان که عقلهای آماده و کارآمد انسانها با معارف قرآنی پیوند بخورد، جهان پر از حکمت و دانش خواهد شد.
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ
بدترین جنبندگان نزد خدا، کران و لالانی هستند که تعقل نمیکنند. (قرآن کریم، سوره انفال، آیه ۲۲)
بخش دوم: نقد منصفانه و تعهد به علم
یادم میآید روزی از من خواستند به جماران بروم و آثار عرفانی یکی از عالمان دینی را شرح کنم. پاسخ دادم که من شارح علمم، نه مادح اشخاص. اگر متنی را شرح کنم، به آن نقد هم وارد میکنم و اشکالاتش را میگویم. در بررسی علمی، میان سواره و پیاده فرقی نمیگذارم. به آنها گفتم که اگر قرار باشد این کار را با امکانات حکومتی انجام دهم، منصفانه نیست، چون آن عالم با امکانات اندک این آثار را نوشته بود. من هم با همان سادگی و بیآلایشی که زندگیام دارد، کار را پیش میبرم. باغی روبهروی خانهام بود که خنکیاش به ما میرسید و حالم را خوب میکرد. گفتم که نیازی به امکانات خاص ندارم و کارم را با همان روش همیشگیام انجام میدهم.
در علم، انصاف شرط اصلی است. اگر انصاف رعایت نشود، به خود علم ظلم میشود و پیریزیهای نادرست آن پنهان میماند. این پیشنهاد را نپذیرفتند و کار را به دیگری سپردند. اما من همچنان به همان روشم پایبندم: حقیقت را میپذیرم، چه از مؤمن باشد چه غیرمؤمن. اگر اندیشهای درست نباشد، هرچند به ظاهر بلندمرتبه باشد، سرانجام ناکارآمد میشود.
نکته کلیدی: نقد علمی باید منصفانه و بیطرف باشد. تعهد به حقیقت، فراتر از هر جایگاه یا عنوانی است، و علم تنها در سایه انصاف رشد میکند.
بخش سوم: مناظره و پایگاه جامع علمی برخط
نقد علمی زمانی سالم است که با استدلال و تحلیل همراه باشد، نه با غرضورزی و چماقکشی. نقد ناسالم، مانند اتهامزنی بدون توضیح، به عقبماندگی علمی منجر میشود. پس از انقلاب اسلامی، هرچند در سیاست جایگاه ویژهای یافتهایم، اما در علوم انسانی و اسلامی در عرصه جهانی گمنام ماندهایم. مقالات و کتابهای ما در محافل علمی بینالمللی کمتر دیده میشود، چون دادههایمان کلی است و کمتر به جزئیات میپردازد. ما در گفتوگوی علمی ضعیفیم و بهجای استدلال، گاه عصبانیت و تعصب پیشه میکنیم.
برای برونرفت از این وضعیت، پیشنهادم این است که پایگاه جامعی برخط ایجاد شود که آثار و نظرات عالمان، طلبهها و محققان را منتشر کند. این پایگاه باید فضایی امن برای بیان آزادانه عقاید فراهم کند، جایی که هیچ محققی به خاطر نظراتش مورد تهدید قرار نگیرد. اگر چنین فضایی باشد، عالمان میتوانند با مناظره و نقد علمی، حقیقت را روشن کنند و جایگاه واقعی خود را بیابند.
نکته کلیدی: ایجاد پایگاه جامع علمی برخط، فضایی برای گفتوگوی آزاد و نقد علمی فراهم میکند و به رشد علوم انسانی و اسلامی در عرصه جهانی کمک خواهد کرد.
بخش چهارم: سایه سنگین سیاست بر علم دینی
در گذشته، حوزههای علمیه مفاخری چون شیخ کلینی، شیخ مفید و شیخ انصاری داشتند که نوآوریهایشان علم را غنی کرد. اما امروز، تحت تأثیر سیاست، چهرههایی برجسته میشوند که از نظر علمی پیشتاز نیستند. اینان با موجسواری سیاسی، جای عالمان واقعی را گرفتهاند و علم دینی را به رکود کشاندهاند. مردم امروز، با آگاهی و تحصیلات بالا، دیگر این چهرهها را بهصورت سفارشی نمیپذیرند و خودشان دادهها را ارزیابی میکنند.
نقد علمی نباید با ارزشهای معنوی عالمان خلط شود. استادم، مرحوم الهی قمشهای، میگفت که هرچند برای میرزای قمی احترام قائلم، اما نقد علمیاش را هم مطرح میکنم. علم دینی باید بهجای مشغول شدن به مسائل انحرافی، به مشکلات واقعی مردم بپردازد و علم اجتهادی تولید کند که برای امروز جامعه کارآمد باشد.
نکته کلیدی: علم دینی باید با تولید علم اجتهادی و توجه به مسائل روز جامعه، در متن زندگی مردم حضور یابند و از رکود علمی پرهیز کند.
بخش پنجم: آفت مردهپرستی و فرهنگ نقد
برخی از نقدهایم به عالمان گذشته، به دلیل تعصب و احترامی که برای آنها قائلاند، پذیرفته نمیشود. احساسات و محبت والاتر از استدلال قرار میگیرد و گاه مانع تأمل در حقیقت میشود. این فرهنگ، که گاه به مردهپرستی تعبیر میشود، ارزش اموات را بالا میبرد، اما زندگان را که با فقر و دشواری در راه تحقیق گام برمیدارند، نادیده میگیرد. به قول معروف: «اذكروا موتاكم بالخير» (امواتتان را به نیکی یاد کنید). این سخن ارزشمند است، اما نباید به بهانه آن، زندگان و دانشمندان امروز را کماهمیت جلوه داد. این فرهنگ نادرست باید اصلاح شود تا به جای توجه صرف به گذشته، به زندگان و نوآوریهایشان نیز ارج نهیم.
طلبههای امروز بسیار خردمند و باهوشاند. گاه با مطالعه برخی کتابهای قدیمی، به نتیجه نمیرسند و این را به کمهوشی خود نسبت میدهند، در حالی که اشکال در خود متون است. ما باید این متون را بررسی و تصحیح کنیم، نه اینکه به بهانه احترام به مؤلفان، از نقد آنها چشمپوشی کنیم. برای نمونه، سالهاست که در حوزههای علمیه روی مسائل فلسفی مانند ماهیت کار کردهام. این مباحث، که حاصل چهل سال تلاش فکری است، میتواند در برابر فلسفههای غربی مانند کانت و هایدگر حرفی برای گفتن داشته باشد. اما نیاز به ویرایش و ارائه علمی دارد تا در محافل جهانی مطرح شود.
نکته کلیدی: فرهنگ مردهپرستی مانع توجه به زندگان و نوآوریهای علمی است. نقد علمی متون، حتی اگر از بزرگان باشد، برای پیشرفت علم ضروری است.
بخش ششم: آداب نقد و حفظ حرمت
در جوانی، بین یازده تا شانزده سالگی، استادی داشتم که مشی اخباری داشت. در همان سنین، کتابی با عنوان «اخباری و اصولی چه میگویند» نوشتم که نقدی بر دیدگاههای او بود. برخی از علمای اصولی پیشنهاد چاپ آن را دادند، اما گفتم تا استادم زنده است، آن را منتشر نمیکنم، زیرا حرمت او برایم واجب است. در نقد، هرگز شخص را هدف قرار نمیدهم، بلکه دیدگاهها را بررسی میکنم. برای نمونه، در نقد آثاری مانند «توحید مفضل» یا کتابهای برخی عالمان درباره وحدت وجود یا جایگاه زن، تنها به محتوا پرداختم و از ذکر نام اشخاص پرهیز کردم.
بسیاری از نوشتههایم که نقد دیدگاههای عالمان در قید حیات است، هنوز منتشر نشدهاند. این آثار، که شامل نقد کتابهایی مانند آثار برخی عالمان درباره زن است، به دلیل موانع موجود به دست مخاطبان نرسیدهاند. اما من وظیفهام را انجام دادهام و این نوشتهها را برای دین و حقیقت ثبت کردهام. باقیاش به اراده خداوند و امام زمان (عج) بستگی دارد. من خود را کارگری میدانم که باید این مطالب را بنویسد، و نتیجه آن به من مربوط نیست.
نکته کلیدی: نقد علمی باید با حفظ حرمت اشخاص همراه باشد. هدف نقد، اصلاح دیدگاهها و پیشرفت علم است، نه تخریب افراد.
بخش هفتم: باور، دانش و نقد در برابر تعصب
نقد در فضایی که تحت سلطه تعصب و قدرت است، دشوار است. در جوانی به کلاسهای یکی از عالمان میرفتم که مبارزه با برخی فرق را آموزش میداد. اما بعدها دریافتم که روش او، که به جای بحث علمی به تخریب و مغالطه میپرداخت، نادرست بود. نقد علمی نیازمند قدرت استدلال است، نه زور و تزویر. باور و دانش دو ساحت متفاوتاند. دانش به عقل حیوانی انسان مربوط است، اما باور به ساحت نورانی یا تاریک او. با دانشمند میتوان بحث کرد و در استدلالهایش تشکیک ایجاد کرد، اما باورمند به اعتقادش، حتی اگر باطل باشد، گوش نمیسپارد.
یادم میآید در سفری به روستایی سرسبز در همدان، با مردمی مؤمن و متعبد روبهرو شدم. ایمان آنها چنان راسخ بود که هیچ استدلالی نمیتوانست در باورشان خللی وارد کند. این تجربه به من آموخت که طلبه باید به ایمانی درست برسد تا بتواند از دین دفاع کند، اما اگر این ایمان به تعصب بگراید، به جای هدایت، به خشونت و استبداد میانجامد.
نکته کلیدی: تفاوت میان دانش و باور در نقد علمی حیاتی است. گفتوگو با دانشمند ممکن است، اما باورمند متعصب به استدلال گوش نمیسپارد.
بخش هشتم: خداانکاری و اصول الحاد
یکی از آثارم، کتاب «اصول الحاد و خداانکاری» و جلد دوم آن، «خداانگاری»، است که از منظر عرفان، فلسفه و اصول فقه نوشته شده است. این کتاب برای کسانی که در این علوم تبحر دارند، قابل فهم است. روزی از حوزه کتابی سفید با خطوط سبز برایم فرستادند که نوشته یک دانشمند غربی بود و آن را کفرآمیز میدانستند. من آن را به طلبهها دادم تا بخوانند و سپس در پاسخ به آن و دیگر آثار مشابه، «اصول الحاد و خداانکاری» را نوشتم. این کتاب، دلائل خداانکاری را تحلیل میکند و برای فهم آن نیاز به دانش عمیق فلسفی و عرفانی است.
این اثر برای مخاطب عام نوشته نشده، اما اگر سادهسازی شود، میتواند برای همگان مفید باشد. هدفم این بود که با استدلال، نقاط کور خداانکاری را روشن کنم و راه را برای خدااندیشی و خداباوری هموار سازم.
نکته کلیدی: نقد خداانکاری نیازمند دانش عمیق فلسفی و عرفانی است. تحلیل استدلالی میتواند راه را برای فهم حقیقت و خدااندیشی باز کند.
جمعبندی
این خاطرات، آیینهای از زندگی من در مسیر علم، دین و معرفت است. من کوشیدهام با انصاف و صراحت، حقیقت را بیان کنم، چه در مناظره، چه در نقد و چه در نگارش آثارم. علم و دین، دو بال پرواز به سوی حقیقتاند، و نقد علمی با حفظ حرمت اشخاص، راه را برای پیشرفت هموار میکند. امیدوارم این گفتگوها، خواننده را به تأمل در این مسیر دعوت کند و زمینهای برای گفتوگوی آزاد و خردمندانه فراهم آورد.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!