متن تحقیق
html>
گفتگوهای صمیمی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره جلسه 1423
مقدمه: سفری در مسیر خدمت و معرفت
این خاطرات، شرح لحظههایی از زندگی من است که گاه در درسگفتارهایم بهصورت گذرا به آنها اشاره کردهام. اکنون، با نگاهی عمیقتر، این روایتها را بازگو میکنم تا شاید بتوانم گوشهای از تجربههایم در مسیر علم، دین و خدمت به مردم را با شما به اشتراک بگذارم. این گفتوگوها، نهتنها بازتابدهندهی مسیر زندگیام، بلکه آیینهای از تعهد من به اصلاح فرهنگ دینی و خدمت به جامعه است. هر خاطره، دریچهای است به سوی تأمل در مسئولیتهایی که بر دوش یک ع personally عالم دینی قرار دارد.
بخش اول: خستگی روح و تجدید قوا
امروز، اندکی خستگی بر وجودم سایه افکنده بود. ذهنم، که همواره درگیر مسائل علمی و دینی است، نیاز به لحظهای آرامش داشت. از خانوادهام خواستم املتی ساده آماده کنند؛ غذایی که نهتنها شکم را سیر میکند، بلکه روح را نیز به آرامش میرساند. پس از آن، با کشیدن چند پک از قلیان، گویی تمام خستگیهایم چون دودی در هوا پراکنده شد. روح و روانم جانی تازه گرفت و بار دیگر آماده شدم تا با تمام توان به کار و تلاشم ادامه دهم. این لحظههای ساده، برای من چون آبی زلال است که جانی تازه به کالبدم میبخشد.
نکته کلیدی: گاه در میان فشارهای زندگی علمی و دینی، لحظههای ساده و صمیمی مانند صرف یک غذای خانگی یا استراحتی کوتاه، میتواند روح را برای ادامهی مسیر آماده کند.
بخش دوم: تأمل در زندان و کاوش در ریشههای فساد
زمانی که در زندان اوین بودم، حتی آنجا نیز دست از تحقیق و تأمل برنداشتم. بساط مطالعه و پژوهش را پهن کردم و به بررسی ریشهها و معابر فساد در جامعه پرداختم. حاصل این تلاشها، بیست جلد کتاب بود که هر یک، نتیجهی تأملات عمیق من در آن شرایط سخت بود. این کار، نه از سر تفنن، بلکه از تعهد به اصلاح فرهنگ دینی و زدودن پیرایههای نادرست از دین بود. حتی اکنون که با حدود سی بیماری دستوپنجه نرم میکنم، اشتیاقم به کار و خدمت کم نشده است. این بیماریها، هرچند جسمم را رنجور کردهاند، اما روحم را از ادامهی این مسیر بازنداشتهاند.
دین امروز با مشکلات فراوانی روبهروست. گاه به نظر میرسد که برخی سخنان و نظرات ما، صرفاً در عالم خیال جای دارند. اما من از شما میخواهم که با جدیت و حتی با نگاهی نقادانه، این مسائل را بررسی کنید. نقد، اگر عالمانه و منصفانه باشد، میتواند کار علمی را استوارتر کند. من از واژهی «مغرضانه» برای نقد استفاده میکنم، نه به معنای منفی، بلکه به این معنا که نقد شما چنان دقیق باشد که هیچ اشکالی برای دیگران باقی نماند.
نکته کلیدی: نقد علمی و دقیق، نهتنها مانع پیشرفت نیست، بلکه پایههای کار علمی را محکمتر میکند. عالم دینی باید نقدپذیر باشد و از آن استقبال کند.
بخش سوم: تلاش برای انتشار دانش
نزدیک به یازده هزار جلسه درسگفتار در موضوعات گوناگون از فقه و فلسفه گرفته تا روانشناسی و جامعهشناسی دارم که همگی نیاز به ویرایش و آمادهسازی دارند. این آثار، گنجینهای از دانش هستند که میتوانند از طریق شبکههای اجتماعی و اینترنت به دست مردم برسند، اما این کار به نیروی انسانی متخصص نیاز دارد. انتشار کتاب، کار دشواری نیست، اما آمادهسازی علمی آنها، کاری است که نیازمند دقت و تخصص است. گاه افرادی با سرمایههای کلان آمادهی حمایت هستند، اما بدون محتوای علمی ویراسته، این سرمایهها بیفایدهاند.
من به دنبال نیروهای علمی هستم، نه افرادی که جنجال به پا میکنند. جنجال، نهتنها به کار فرهنگی کمک نمیکند، بلکه مانع آن میشود. برخی با ایجاد هیاهو، به دنبال تأثیرگذاری بر جامعهاند، اما این روش، با هدف ما که اصلاح فرهنگ دینی و خدمت به مردم است، سازگار نیست. زمانی، یکی از رجال سیاسی به من پیشنهاد داد که هزار مجلس سخنرانی برایم ترتیب دهد. در قم، در کمترین زمان، جمعیتی چند هزار نفری گرد آمدند. اما من به دنبال سیاهلشکر نیستم. نیروهای من، کیفی و گزینششدهاند؛ کسانی که یک نفرشان به اندازهی لشکری ارزش دارد.
نکته کلیدی: کار فرهنگی و علمی باید بر پایهی کیفیت و تعهد باشد، نه جنجال و هیاهو. نیروی انسانی متخصص، کلید موفقیت در انتشار دانش است.
بخش چهارم: استقلال در مسیر خدمت
من همواره بر استقلال در کار فرهنگی تأکید داشتهام. کار ما باید مردمی باشد، نه وابسته به بودجههای دولتی یا سیاسی. وابستگی به نهادها، انسان را به بازیچهای در دست دیگران تبدیل میکند. هدف ما، مهندسی دین و ارائهی آن به شکلی سالم و درست به مردم است. این کار، نه با جنجال و نه با وابستگی، بلکه با اخلاص و تعهد به مردم ممکن میشود.
یادم میآید زمانی که کتاب «منظومه» را تدریس میکردم، پس از مدتی از خستگی، کلاس را تعطیل کردم. شاگردانم اصرار کردند که کلاس را ادامه دهم و گفتند افراد زیادی مشتاق شرکتاند. اما من به دنبال کمیت نیستم. هدفم، تربیت افرادی است که با تعهد و جدیت، بتوانند بار سنگین اصلاح فرهنگ دینی را به دوش بکشند.
نکته کلیدی: استقلال در کار فرهنگی، ضامن سلامت و تأثیرگذاری آن است. وابستگی به نهادهای سیاسی، انسان را از هدف اصلی خدمت به مردم دور میکند.
بخش پنجم: فقه حکمتگرا و اصلاح فرهنگ دینی
یکی از بزرگترین دغدغههایم، اصلاح فرهنگ دینی است. فقهی که امروز تبلیغ میشود، گاه گرفتار ظاهرگرایی و تعصب است. فقه حقیقی، درک غرض شارع است، نه حفظ رسالههای کهن. قرآن کریم میفرماید: قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي (قرآن کریم، یوسف: ۱۰۸). یعنی: «بگو این راه من است که با بصیرت به سوی خدا دعوت میکنم، من و پیروانم.» این آیه نشاندهندهی عقلانیت و حکمت در دعوت دینی است.
فقه حکمتگرا، فقهی است که به نیازهای زمانه پاسخ میدهد و از تعصبات به دور است. متأسفانه برخی از عالمان دینی، به دلیل کمسوادی و تحجر، مسیر انقلاب اسلامی را منحرف کردهاند. اینان، با تکرار نظرات کهن بدون توجه به نیازهای امروز، به دین و جامعه آسیب زدهاند.
نکته کلیدی: فقه حکمتگرا، با درک غرض شارع و توجه به نیازهای زمانه، میتواند دین را به شکلی زنده و پویا به مردم عرضه کند.
بخش ششم: خدمت به مردم و بخشش
همیشه به شاگردانم توصیه کردهام که با مردم با مهربانی و بخشش رفتار کنند. پروندهسازی برای مردم به بهانههای غیرضروری، نهتنها خدمت به دین نیست، بلکه خیانت به مردم است. زمانی طلبهای را میشناختم که در نیروی هوایی خدمت میکرد. او با گناهکاران با مهربانی رفتار میکرد و پروندههایشان را اصلاح میکرد. پس از مرگش، زنانی که از او خیر دیده بودند، در مراسمش گریستند. این است معنای واقعی خدمت به مردم.
من خود نیز هیچگاه از مردم چیزی طلب نکردهام. مال و اموالم را با تلاش خود به دست آوردهام و از هیچ نهاد یا شخصی وابستگی نداشتهام. حتی قبضهای برق منزلمان را گاه قسطی پرداخت کردهایم، اما هرگز از هدفم که خدمت به مردم و اصلاح فرهنگ دینی است، دست نکشیدهام.
نکته کلیدی: خدمت به مردم، با مهربانی و بخشش ممکن است، نه با سختگیری و پروندهسازی. عالم دینی باید پناه مردم باشد، نه مفتش آنها.
جمعبندی: میراثی برای آینده
زندگیام را وقف علم و خدمت به مردم کردهام. هشتصد متن علمی و چهارصد جلد کتاب آمادهشده، میراثی است که برای آیندگان به جا گذاشتهام. این آثار، گنجینهای است که نیاز به ویرایش و آمادهسازی دارد. من به تنهایی این مسیر را پیمودهام، اما ادامهی آن نیازمند نیروهای علمی و متعهد است. هدفم، مهندسی فرهنگ دینی و ارائهی دینی پویا و پاسخگو به مردم است. اگر این مسیر ادامه یابد، میتوان امیدوار بود که جامعه از سایهی ظلم و سکولاریسم رها شود.
مناجات شبانهام با خدا این است: «خدایا، اگر تو بخواهی، باقی عمرم را به مردم میبخشم.» این راه، راهی است که با اخلاص و تعهد پیمودهام و امیدوارم که پس از من، دیگران این مشعل را برافراشته نگه دارند.
با نظارت صادق خادمی