گفتگوهای صمیمی 1424

متن تحقیق




گفتگوهای صمیمی

گفتگوهای صمیمی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره جلسه 1424

مقدمه: سفری در مسیر وحدت و معرفت

این خاطرات، بازتاب لحظه‌هایی از زندگی من است که گاه در درس‌گفتارهایم به‌صورت گذرا به آن‌ها اشاره کرده‌ام. اکنون، با نگاهی عمیق‌تر، این روایت‌ها را بازگو می‌کنم تا تجربه‌هایم در مسیر خدمت به دین و مردم را با شما به اشتراک بگذارم. این گفت‌وگوها، آیینه‌ای از تعهد من به اصلاح فرهنگ دینی و ایجاد هم‌زیستی مسالمت‌آمیز در جامعه است. هر خاطره، دریچه‌ای است به سوی تأمل در مسئولیت‌های عالمان دینی در هدایت جامعه به سوی وحدت، علم و محبت.

بخش اول: دوگانگی جامعه و مسئولیت حوزه

جامعه ما به دو گروه بزرگ تقسیم می‌شود: گروهی که تحصیل‌کرده و اهل علم‌اند و گروهی که از تحصیلات عالی برخوردار نیستند و با جریان غالب همراه می‌شوند. چالش اصلی، به گروه نخست بازمی‌گردد؛ کسانی که به دنبال داده‌های علمی و تحقیقاتی‌اند. حوزه‌های علمیه موظف‌اند برای این گروه، دانشی دقیق و معتبر تولید کنند. روش انبیا نیز بر همین پایه استوار بود: یا با حکمت و علم سخن می‌گفتند یا با موعظه و جدال احسن. هدایت خواص و عامه، هر یک روشی خاص می‌طلبد. مردم ما گاه سلایقی موسمي دارند؛ همان مردمی که روزگاری با شوری انقلابی، ظلم و استکبار را نپذیرفتند و با فداکاری، مسیر جدیدی را گشودند.

یادم می‌آید در اوایل انقلاب، چند تن از وکلا نزد من آمدند و از اوضاع سیاسی آن زمان گله کردند. به آن‌ها گفتم که خداوند مشکلات را حل خواهد کرد و این مسائل از دسترس ما خارج است. اندکی بعد، اوضاع تغییر کرد و مشکلات به خودی خود حل شد. اما برخی رفتارهای نادرست از سوی گروه‌های سیاسی و چهره‌های حوزوی، بدآموزی‌هایی برای مردم داشت. با این حال، اگر ما عملکردی درست و صادقانه داشته باشیم، می‌توانیم اعتماد مردم را جلب کنیم، حتی اگر نسبت به برخی خواص بدبین شده باشند.

نکته کلیدی: حوزه‌های علمیه باید برای خواص، دانشی دقیق و برای عامه، موعظه‌ای حکیمانه تولید کنند تا هدایت جامعه به سوی وحدت و معرفت ممکن شود.

بخش دوم: ولایت و مهدویت: چالش‌های معرفتی

یکی از عالمانی که پیش از انقلاب در منبرهایش شرکت کردم، عالمی بود که عشق وافری به اهل بیت علیهم‌السلام داشت. او با اعتقادی راسخ می‌گفت که ظهور امام زمان (عج) در سال ۱۴۱۳ هجری قمری (۱۳۷۱ هجری شمسی) رخ خواهد داد. در هفده‌سالگی، روزی او را دیدم و پرسیدم: «چگونه از ظهور در زمانی مشخص سخن می‌گویید؟ چه مستندی برای این ادعا دارید؟» به او گفتم که به باور من، ظهور دست‌کم تا دویست سال آینده رخ نخواهد داد. او که پیرمردی نازنین بود، پرسید: «تو از کجا چنین می‌گویی؟» پاسخ دادم که دلایل من شخصی است و نمی‌توانم آن‌ها را برای همه بازگو کنم، اما بر اساس نشانه‌ها، هنوز زمان ظهور فرا نرسیده است. او نیز که در مغیبات دستی داشت، در محاسباتش دچار خطا شده بود.

بحث ولایت و مهدویت، از پیچیده‌ترین و سنگین‌ترین مسائل معرفتی است. قرآن کریم می‌فرماید: وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ (قرآن کریم، ابراهیم: ۴). یعنی: «و ما هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا برایشان تبیین کند.» این آیه نشان می‌دهد که هدایت باید با زبان و فهم مخاطب باشد. ولایت، برای شیعه مسئله‌ای حیثیتی است و نیازمند معرفتی عمیق و موهبتی است. این بحث‌ها را نمی‌توان با رویکردی سیاسی یا احساسی پیش برد؛ بلکه باید علمی، مستدل و به‌روز باشد.

نکته کلیدی: بحث ولایت و مهدویت باید با رویکردی علمی و مستدل پیش رود تا از تحریف و سطحی‌سازی دور بماند.

بخش سوم: نقد فعالیت‌های غیرعلمی در مهدویت

یکی از گروه‌هایی که در زمینه مهدویت فعالیت می‌کرد، انجمنی بود که من روش تبلیغی آن‌ها را درست نمی‌دانستم. روزی با عالمی که به دلیل فقر و بی‌مهری برخی از عالمان شیعه به بهائیت گرویده بود، گفت‌وگو کردم. به او گفتم: «تو که از نان امام زمان (عج) خوردی، چگونه به او پشت کردی؟» پاسخ داد: «اتفاقاً نان حلال امام زمان مرا به راه راست هدایت کرد.» او در مناظره‌ای با آن گروه، چنان با استدلال سخن گفت که همه را متحیر کرد. اما ریشه این انحراف، نه در او، بلکه در بی‌مهری‌هایی بود که از سوی برخی عالمان شیعه دید. وقتی حوزه‌ها از طلاب خود حمایت نکنند، آن‌ها به ناچار به سوی مسیرهای دیگر کشیده می‌شوند.

حوزه‌های علمیه باید متعهد باشند که زندگی طلاب را تأمین کنند تا آن‌ها بتوانند دست‌کم بیست سال در مسیر علم و تحقیق بمانند. طلبه‌ای که دغدغه معیشت داشته باشد، نمی‌تواند نماینده واقعی فرهنگ شیعی باشد. فرهنگ شیعی، ریشه در ولایت، عشق و صفای اهل بیت دارد و نیازمند عالمانی است که با معرفت و معنویت شناخته شوند.

نکته کلیدی: حوزه‌های علمیه باید با حمایت از طلاب، آن‌ها را به سوی تولید علم و معرفت هدایت کنند تا از انحرافات و وابستگی‌ها دور بمانند.

بخش چهارم: ایران، خانه همه ایرانیان

من باور دارم که ایران، خانه همه ایرانیان است، فارغ از عقیده و باورشان. هیچ‌کس نمی‌تواند دیگری را به صرف تفاوت در باور، از این خانه محروم کند. این سرزمین، متعلق به همه است و باید فضایی باشد که همه با شادی و آزادی در آن زندگی کنند، بدون اجحاف و تحمیل. قرآن کریم می‌فرماید: لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ (قرآن کریم، بقره: ۲۵۶). یعنی: «در دین هیچ اجباری نیست.» این آیه، اصل آزادی در باور را نشان می‌دهد. ما باید با محبت و متانت با یکدیگر رفتار کنیم و از خشونت و تحمیل دوری جوییم.

متأسفانه برخی گروه‌ها، با نفوذ در نظام، خود را وارث انقلاب می‌دانند و آن را به فساد و فرسایش کشانده‌اند. این گروه‌ها، با زور و ثروت، مانع وحدت و اخوت مردم شده‌اند. آن‌ها با غفلت از زحمات مردم و شهدا، دین را بدنام کرده‌اند و مشکلات را به جای حل، تشدید کرده‌اند.

نکته کلیدی: ایران متعلق به همه ایرانیان است و باید با محبت و وحدت اداره شود، نه با زور و تحمیل.

بخش پنجم: مبارزه با زور و خشونت با علم و هنر

برای مقابله با گروه‌هایی که با زور و ثروت، جامعه را به فساد کشانده‌اند، بهترین راه، ترویج علم و هنر است. علم و هنر، انسان را مهربان و از خشونت دور می‌کند. باید در برابر این گروه‌ها، آزادگی و جوانمردی را پاس داشت. حوزه‌های علمیه باید به جای جذب توده‌ها، نوابغی را گزینش کنند که آزاده و متعهد به خدمت باشند.

روزی شخصی از من پرسید: «برای دین چه کرده‌ای؟» پاسخ دادم: «یقین دارم طلابی که با من همراه بوده‌اند، هرگز مردم را آزار نمی‌دهند، دروغ نمی‌گویند و نان مردم را نمی‌دزدند. آن‌ها با احترام و خدمت به مردم، بهترین خدمت را به دین می‌کنند.» این است راه اعتلای دین در این زمانه.

نکته کلیدی: ترویج علم و هنر، راهی برای مبارزه با خشونت و زور است. حوزه‌ها باید نوابغ آزاده را پرورش دهند تا خدمت به دین و مردم را پیش برند.

جمع‌بندی: آینده‌ای برای اعتلای شیعه

من باور دارم که زیبایی‌های مکتب شیعه، در آینده‌ای نه‌چندان دور، خود را نشان خواهد داد. روزی که زمامداران ما با دنیا گفت‌وگویی علمی و فرهنگی داشته باشند، با مردم خود با محبت و نرمی رفتار کنند و منبرها از فریاد و نعره خالی شود. این آینده، زمانی است که شیعه به عنوان آیین محبت، ولایت و عشق شناخته می‌شود. من تمام عمرم را صرف این هدف کرده‌ام: مهندسی فرهنگ دینی و تربیت نسلی که با علم و معرفت، این مسیر را ادامه دهد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)