متن تحقیق
تبیین اشتراک و اصالت وجود در عرفان نظری
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره (جلسه ۳۲)
دیباچه
کتاب «تمهید القواعد» اثر صائنالدین علی بن محمد ترکه اصفهانی، حکیم و عارف برجسته سدههای هشتم و نهم هجری، گوهری درخشان در قلمرو عرفان نظری است که با اتکا بر استدلالهای عقلی و شهودی، مبانی عرفان اسلامی را تبیین و از آن در برابر شبهات دفاع میکند. این اثر، با ساختاری نظاممند و رویکردی استدلالی، جایگاه عرفان را بهعنوان دانشی متعالی استوار میسازد. در این نوشتار، محتوای جلسه سیودوم از درسگفتارهای این کتاب، که به بحث اشتراک وجود و تمایز میان دیدگاههای عرفانی و مشائی اختصاص دارد، با نگاهی ژرف و با زبانی فصیح و متین بازنویسی شده است. هدف، ارائه متنی است که چون آیینهای صیقلی، حقیقت معارف عرفانی را بازتاب دهد و در عین حال، برای پژوهشگران و دانشپژوهان، دریچهای به سوی فهم عمیقتر این مباحث بگشاید.
بخش یکم: تبیین اشتراک وجود و وحدت آن
مفهوم اشتراک وجود و پیوند آن با وحدت
اشتراک وجود، اصلی بنیادین در عرفان نظری است که ریشه در وحدت ذاتی وجود دارد. این اصل، وجود را چون جویباری واحد میبیند که کثرت ظاهری موجودات را در خود جمع کرده و در عین حال، وحدت خویش را حفظ میکند. برخلاف کثرت که به پراکندگی موجودات اشاره دارد، اشتراک وجود بر وحدتی تأکید میورزد که کثرت را در پرتو خود معنا میبخشد. این دیدگاه، با نظریه تشکیک وجود در حکمت متعالیه ملاصدرا همسو است و کثرت را نه بهعنوان امری متباین، بلکه بهمثابه جلوهای از وحدت وجود تفسیر میکند.
تمایز میان اشتراک عرفانی و مشائی
در نگاه عارفان، اشتراک وجود بر وحدت شخصی وجود استوار است؛ بدین معنا که وجود، عین ذات اشیاست و هیچگونه زیادهای بر ماهیت ندارد. در مقابل، حکیمان مشائی وجود را زاید بر ماهیت میدانند و اشتراک را در مفهوم وجود جستوجو میکنند. این تفاوت، ریشه در نگرش متافیزیکی دو مکتب دارد: عارف، وجود را چون خورشیدی میبیند که همه اشیا را در پرتو نور خود روشن میسازد، در حالی که حکیم مشائی، وجود را چون لباسی بر تن ماهیت مینگرد. استدلالهای ماتن در «تمهید القواعد» به زبان مشائیان نگاشته شده و از اینرو، به کار اثبات وحدت شخصی وجود در عرفان نمیآید.
بخش دوم: استدلال بر اصالت وجود
برهان نخست: تحقق عینی وجود
ماتن در اثبات اصالت وجود چنین استدلال میکند:
وأيضاً، لو لم يكن للوجود العيني تحقّقٌ في الأعيان، لكانت الماهيّاتُ الحاصلةُ في الأعيان هي بعينها الحاصلة في الأذهان؛ إذ الحصولُ في الأذهان أولى بأن يكون اعتباريّاً، ولا يكون التَّخالفُ بين الماهيات الذهنيّة والخارجيّة إلّا بالاعتبار، ولو كان الوجودُ من المعاني العقليّة المحضة، للزم إمّا نفيُ المجعوليّة أو كونُ الماهيات مجعولةً.
ترجمه: همچنین، اگر وجود عینی در اعیان تحقق نداشته باشد، باید ماهیات حاصل در اعیان بهطور عینی در ذهنها حاصل گردند؛ زیرا حصول در اذهان، به اعتباری بودن اولی است، و تخالف میان ماهیات ذهنی و خارجی جز به اعتبار نیست، و اگر وجود از معانی عقلی محض باشد، لازم میآید یا نفْی مجعولیت، یا اینکه ماهیات مجعول نباشند.
این استدلال نشان میدهد که اگر وجود عینی تحقق نداشته باشد، ماهیات خارجی با ماهیات ذهنی یکی خواهند بود، زیرا ماهیات ذهنی به دلیل اعتباری بودن، نمیتوانند مبنای تمایز میان ذهن و خارج باشند. این امر یا به نفْی مجعولیت (یعنی قدیم بودن همه موجودات) میانجامد یا به این نتیجه میرسد که ماهیات مجعول نیستند، که هر دو محال است، زیرا میان جاعل (حق تعالی) و مجعول (ماهیت) سنخیتی وجود ندارد.
برهان دوم: ادراک تحقق عینی
ماتن در ادامه استدلال میکند:
وأيضاً، فإنّا ندرك تحقّقاً في الأعيان، فذلك التَّحقّقُ يستحيلُ أن لا يكون متحقّقاً في الأعيان، فيكون متحقّقاً في الأعيان.
ترجمه: افزون بر این، ما تحقق خارجی و واقعیت عینی را ادراک میکنیم و این تحقق محال است در اعیان نباشد؛ زیرا سلب شیء از خود محال است، پس تحقق، عینی است.
این استدلال بر ادراک شهودی و عقلی ما از تحقق عینی اشیا (مانند سردی، گرمی، شب و روز) استوار است. این ادراک، نشاندهنده وجود حقیقی در خارج است که نمیتواند اعتباری باشد. این دیدگاه با آیه شریفه قرآن کریم همخوانی دارد:
وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ
ترجمه: و در خودتان [آیات خدا را] نمیبینید؟ (ذاریات: ۲۱)
بخش سوم: نقد شبهات و پاسخ به اشکالات
اشکال بر استدلال اصالت وجود
ماتن به شبههای پاسخ میدهد که اگر استدلال بر اصالت وجود درست باشد، باید این نتیجه نیز درست باشد که وجود حادث معدوم (مانند زید که اکنون معدوم است) نمیتواند موجود نباشد، پس باید موجود باشد. متن عربی این اشکال چنین است:
فإن قيل: لو صحّ ذلك لصحّ أن يقال: وجود الحادث المعدوم في الحال، يمتنع أن لا يكون وجوداً، فيكون موجوداً ولا يكون معدوماً في الحال.
ترجمه: اگر (بر این استدلال بر اصالت وجود) اشکال شود: چنانچه دلیل یادشده درست باشد، این دلیل نیز باید درست باشد، و آن اینکه وجود حادث که اکنون معدوم است، ممتنع است که موجود نباشد، پس موجود است، و در حال حاضر و بهصورت فعلی معدوم نیست.
پاسخ ماتن چنین است:
قلنا: لا نسلم بطلان ما ذكرتم من النتيجة؛ إذ الوجودُ غيرُ قابلٍ للعدم، كما هو غيرُ قابل للوجود، بل القابلُ للعدم هو الماهيّةُ، فهي إنّما تنعدم بزوال مقارنتها للوجود.
ترجمه: (در پاسخ) گوییم ما باطل بودن این نتیجه را نمیپذیریم؛ چرا که وجود، قابل عدم نیست، همانگونه که وجود قابل وجود نیز نیست، بلکه آنچه عدم را قبول میکند، ماهیت است. ماهیت به زوال مقارنت با وجود، معدوم میگردد.
این پاسخ، مغالطه در اشکال را روشن میسازد. وجود، به دلیل ذات خود، قابل عدم نیست، زیرا جمع میان وجود و عدم، تناقض است. ماهیت است که به اقتران یا زوال وجود، موجود یا معدوم میشود.
نقد دیدگاه اشراقی
شارح، دیدگاه اشراقی (اصالت ماهیت و مفهومی بودن وجود) را نقد کرده و آن را به دلیل تعطیلی معنا و انخرام قواعد رد میکند. ماتن در «الحکمه الرشیدیه» چنین میگوید:
فلئن جعلتم الوجود العيني كسائر السلوب والإضافات، فلنجعل المفهومات الباقية بأسرها جارية مجريها؛ بل هي أولى بأن تجعل من قبيل الاعتبارات، ثم نجعل نفسه أصلاً حقيقيّاً لما عداه في الأعيان.
ترجمه: اگر وجود عینی را مانند دیگر سلبها و اضافهها قرار دهید، باید دیگر مفاهیم را نیز به تمامی جاری مجرای آن بگیریم، بلکه آن مفاهیم در اعتباری بودن، بر مفهوم وجود اولویت دارند؛ پس خود وجود را اصلی حقیقی برای غیر آن در اعیان قرار میدهیم.
ماتن در جای دیگر از «الحکمه الرشیدیه» میافزاید:
لا شكّ أنّ اتصاف الماهيات بالوجود العيني في الأعيان، يستدعي حصول ذلك الوجود في الأعيان، بخلاف ما يكون حقيقته نفس هذا الوجود أو ملزومه.
ترجمه: تردیدی نیست که اتصاف ماهیات به وجود عینی در اعیان، تحقق همان وجود را در اعیان لازم دارد؛ برخلاف فرضی که حقیقت وجود، خودش یا ملزوم آن به همان وجود باشد.
این استدلالها، دیدگاه اشراقی را که وجود را مفهومی و ماهیت را اصیل میداند، رد میکنند. اگر وجود اعتباری باشد، همه مفاهیم اعتباری خواهند بود، که این امر به سفسطه میانجامد.
بخش چهارم: نقد پاسخ شارح و تبیین وحدت شخصی وجود
نقد پاسخ شارح به اشکال مستشکل
شارح ادعا میکند که ماتن در استدلال برای اشتراک وجود، به وحدت شخصی وجود قائل است و نه به وجود زاید بر ماهیت. با این حال، عبارات ماتن تنها اصالت وجود را اثبات میکنند و نه وحدت شخصی وجود. این نقد، به عدم تناسب پاسخ شارح با اشکال مستشکل اشاره دارد. اشکال مستشکل این بود که اشتراک معنوی وجود در نظر مشائیان، به وجود زاید بر ماهیت اشاره دارد، در حالی که عارفان وجود را عین ذات اشیا میدانند. شارح به جای تمرکز بر این تفاوت، به نقد دیدگاه اشراقی پرداخته که از موضوع اشکال خارج است.
امکان استدلال برای اشتراک مفهومی
حتی اگر وجود را مفهومی (مانند دیدگاه اشراقی) فرض کنیم، میتوان برای اشتراک مفهومی وجود استدلال کرد، زیرا مفهوم وجود در برابر مفهوم عدم واحد است. این استدلال نشان میدهد که مفهوم واحد وجود از متباینات انتزاع نمیشود، بنابراین اگر اشتراک مفهومی پذیرفته شود، اشتراک مصداقی نیز با اثبات اصالت وجود ممکن است.
بخش پنجم: بداهت وجود و تشبیه انسان به ماهی
بداهت وجود عینی و مفهومی
ماتن تأکید میکند:
والحقُّ أنّ الوجودَ العينيَ كما هو متصوَّرٌ بالبداهة كذلك تحقّقُه في الأعيان معلومٌ بالبداهة، لكنَّ الاشتباهَ في مثل هذا الموضع قد يقع لا للدقّة والخفاء؛ بل لشدّة الوضوح والجلاء.
ترجمه: حق این است که وجود عینی، همانگونه که تصور آن بدیهی است، تحقق آن در اعیان و اصالت آن نیز بدیهی است؛ ولی اشتباه در امر وجود، به سبب ظرافت و خفا نیست، بلکه از شدت وضوح و روشنی آن است.
این دیدگاه، با نظریه عرفانی «لفرط نوره فی غایة الظهور» همخوانی دارد. شدت وضوح وجود، آن را از ادراک عادی مخفی میکند، اما برای ذکی عارف قابل فهم است.
تشبیه انسان به ماهی
ماتن انسان را به ماهیای تشبیه میکند که در آب غرق است و از درک آن عاجز است:
واعلم: أنّ الذكيَّ العارفَ بأصول الصَّناعة لو أحاط بجميع المباحث الذي أوردتُه هيهنا، ربّما لاحَ له ما هو الحقُّ في هذا الموضع.
ترجمه: بدان که عارف هوشیار به قواعد حکمت، اگر به همه مباحثی که در اینجا آوردم، تسلط یابد، چه بسا حقیقت برای وی آشکار شود.
انسان، مانند ماهی که به دلیل غرق بودن در آب، از درک آن عاجز است، از نعمت وجود غافل است، مگر آنکه با تجربه محرومیت، به آن آگاه شود. این تشبیه با آیه شریفه قرآن کریم همسو است:
وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا
ترجمه: و اگر نعمتهای خدا را بشمارید، نمیتوانید آن را احصا کنید. (نحل: ۱۸)
بخش ششم: جمعبندی و نتیجهگیری
بحث اشتراک وجود در «تمهید القواعد» صائنالدین ترکه، چون ستارهای در آسمان عرفان نظری میدرخشد و با استدلالهای عقلی و شهودی، اصالت وجود را در برابر دیدگاه اشراقی تثبیت میکند. این اثر، با رد مفهومی بودن وجود و تأکید بر تحقق عینی آن، نشان میدهد که وجود، نه تنها اصیل است، بلکه وحدتی ذاتی دارد که کثرت موجودات را در خود جمع میکند. با این حال، پاسخ شارح به اشکال مستشکل، به دلیل عدم تمرکز بر تفاوت اشتراک عرفانی و مشائی، از دقت کافی برخوردار نیست. عبارات ماتن، تنها اصالت وجود را اثبات میکنند و نه وحدت شخصی وجود، که این امر نیازمند استدلالهای خاص عرفانی است. این نوشتار، با پیوند میان عقل و شهود، عرفان نظری را بهعنوان دانشی متعالی معرفی میکند که هم برای پژوهشگران و هم برای جویندگان حقیقت، منبعی گرانسنگ است.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!