الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 047

متن تحقیق






نوار اسفار – شماره ۴۷ – جلد ۹

نوار اسفار – شماره ۴۷ – جلد ۹

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره


بخش اول: خواص نفسانی انسان و انفعالات ادراکی

از جمله خواص انسان آن است که ادراک او از اشیای نادر و شگفت‌انگیز، حالتی انفعالی در نفس پدید می‌آورد که به تعجب موسوم است و این تعجب، خنده را در پی دارد. همچنین، ادراک او از اشیای موذی و آزاردهنده، انفعالی به نام ضجرة ایجاد می‌کند که با گریه همراه است. این دو حالت، از صفات ذاتی انسان و خواص آدمی به شمار می‌روند.

تعجب و خنده، رابطه‌ای علّی و معلولی دارند؛ تعجب علت است و خنده معلول. اگر پرسیده شود که چرا انسان ناطق است، پاسخی برهانی ندارد، اما اگر پرسیده شود چرا می‌خندی؟ عاقل پاسخ می‌دهد: از تعجب. تعجب کردم، پس خندیدم. همچنین، اگر پرسیده شود چرا گریه می‌کنی؟ پاسخ این است: آزرده‌ام، گرفتارم، پرشانم. این انفعالات، علتی دارند و از صفات ذاتی انسان‌اند که لاینفک از اوست، هرچند در زمره کلیات خمسه قرار نمی‌گیرند.

نکته کلیدی: تعجب و خنده، علّت و معلول‌اند و از صفات لاینفک انسان به شمار می‌روند؛ گریه نیز معلول اذیت و از انفعالات ذاتی نفس است.

نتیجه‌گیری بخش اول

انفعالات نفسانی انسان، از ادراکات او نشأت می‌گیرند و بیانگر مرتبه والای نفس آدمی در پاسخ به محرکات خارجی‌اند. این خواص، نه تنها تمایز انسان از سایر موجودات را نشان می‌دهند، بلکه بنیان نظام اخلاقی و اجتماعی او را نیز تشکیل می‌دهند.


بخش دوم: مصلحت‌جویی و نظام تکلیفی در انسان

عقل انسان به او حکم می‌کند که لحاظ مصلحت را در رفتار خویش داشته باشد. تحکیم نظام انسانی، مبتنی بر همین مصلحت است. انسان می‌بیند که تنها نیست و امیال او مطلق‌اند، اما اجرای مطلق امیال ممکن نیست. از این‌رو، باید در برابر برخی کارها بایستد و از برخی دیگر بگذرد. همین امر، مبنای نظام اجتماعی و احکام تکلیفی — واجب، حرام، مستحب، مکروه — می‌گردد.

انسان دارای ادراکات کلی است و می‌تواند خطر، معرفت و خصوصیات اشیاء را به نحو کلی ادراک کند، اما حیوانات در این امور ضعیف‌اند و ادراک کلی ندارند؛ ادراکات آنان جزئی، تمثیلی و خیالی است. این تفاوت، مرز میان انسان و حیوان را ترسیم می‌کند.

نکته کلیدی: ادراک کلیات، ویژه انسان است؛ حیوانات فاقد آن‌اند و ادراکاتشان در چارچوب جزئیات حسی و خیالی محدود می‌ماند.

نتیجه‌گیری بخش دوم

مصلحت‌جویی انسان، ریشه در ادراک کلی و آگاهی از محدودیت‌های اجتماعی دارد. این آگاهی، احکام تکلیفی را پدید می‌آورد و نظام زندگی جمعی را ممکن می‌سازد.


بخش سوم: نقد دوگانه‌سازی انسان و حیوان

در این دیدگاه، نوعیت رنگ می‌بازد و مراتب موجودات با یکدیگر متفاوت است. حیوانات یکسان نیستند و انسان‌ها نیز یکسان نیستند. تفاوت‌ها به مرتبه بازمی‌گردد. نمی‌توان با قاطعیت گفت که حیوانات خنده و گریه ندارند، زیرا ما از حیات آنان اطلاع کافی نداریم. اگر حیوانات آزار می‌بینند، باید گریه نیز داشته باشند. تعجب معلول ادراک است و حیوانات ادراک دارند، پس ممکن است تعجب و خنده نیز داشته باشند.

حیوانات ادراکات متفاوتی دارند، اما هیچ‌کدام در حد ادراک کلی انسان نیستند. ممکن است شامه یا ذائقه برخی حیوانات قوی‌تر از انسان باشد، اما این قوت در مسیر جزئیت است. ادراک شامه کلی برای حیوان مشکل است.

تربیت‌پذیری حیوانات، غیر از ادراک کلی است. انسان با یک هفته آموزش، بهتر از بیست سال تربیت حیوان یاد می‌گیرد. این تفاوت، کیفی است و نه کمی.

نکته کلیدی: دوقطبی انسان/حیوان نادرست است؛ تفاوت در مرتبه ادراک است، نه در اصل ادراک. حیوانات نیز نظام‌بندی طبیعی دارند.

نتیجه‌گیری بخش سوم

تفاوت انسان و حیوان، در مرتبه ادراک و نه در اصل وجود ادراک است. نظام‌بندی طبیعی حیوانات، شبیه مصلحت‌جویی انسانی است، اما غریزی و جزئی.


بخش چهارم: نظام‌بندی طبیعی در حیوانات و نقد دیدگاه اسفار

حیوانات نیز نظام‌بندی خاص خود را دارند: حفظ حریم، انتخاب غذا، پرهیز از تجاوز. این نظام، فطری است و نه تدوین‌شده. گاه انسان‌ها از حیوانات پایین‌تر می‌روند. انسان توانسته اما انجام نداده؛ آنچه توانسته، دنبال کرده است.

شناخت انسان و حیوان، مباحث فلسفی محض نیست. باید از روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و علوم تجربی جدا شود. ابتدا باید حیوان را بررسی کرد تا توان و امکاناتش معلوم گردد، سپس قضاوت جزئي کرد.

مباحث روان‌کاوی، روان‌شناختی، فلسفی و عرفانی باید دست به دست هم دهند تا معرفت حاصل شود. امام صادق علیه‌السلام بر همه این علوم احاطه تام داشت و در توحید مفضل، از پشم تا چشم انسان را تحلیل کرد. لا حياء في الدين؛ حضرت حتی امور حساس را بررسی می‌کرد، اما شنونده‌اش مفضل، پاک بود و شیطان نمی‌توانست او را تحریک کند.

نکته کلیدی: توحید مفضل، احاطه کامل امام صادق (ع) بر علوم تجربی، روان‌شناختی و عرفانی را نشان می‌دهد.

نتیجه‌گیری بخش چهارم

نظام‌بندی طبیعی حیوانات، فطری است و نه عقلی. شناخت موجودات، نیازمند علوم متعدد و مشاهده مستقیم است.


بخش پنجم: روش‌شناسی معرفتی و لزوم تجربه مستقیم

عالم باید موجودات را مزه کند، بو کند، لمس کند. علم کاغذی، ناکارآمد است. سیروا فی الأرض، دعوت به مشاهده مستقیم است. اعاظم قدیم، طلبه را به طویله می‌فرستادند تا حیوانات را بشناسد. علم باید با ملموسات باشد، نه مکتوبات.

﴿سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ﴾

(سوره نحل، آیه ۳۶)

بگردید در زمین و بنگرید که فرجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است.

نکته کلیدی: علم بدون تجربه مستقیم، کاغذبازی است؛ عالم باید موجودات را مزه کند و در طویله بنشیند.

نتیجه‌گیری بخش پنجم

معرفت حقیقی، از تجربه مستقیم و ملموس نشأت می‌گیرد. علم دینی باید با علوم تجربی آشتی کند.


جمع‌بندی نهایی کتاب

انسان در مرتبه ادراک کلی، مصلحت‌جویی نظام‌مند و انفعالات نفسانی، برتر از حیوانات است، اما دوقطبی‌سازی نادرست است. تفاوت در مرتبه است، نه در اصل وجود. شناخت انسان و حیوان، نیازمند تلفیق فلسفه، روان‌شناسی، علوم تجربی و مشاهده مستقیم است. امام صادق علیه‌السلام، الگوی کامل این احاطه علمی است. علم باید از کاغذبازی رها شود و به تجربه ملموس بازگردد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)