الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 049

متن تحقیق






نوار ۴۹ – خواص انسان و تخلق به اخلاق الله

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

مقدمه

انسان، موجودی است که در میان مخلوقات، به سبب جامعیت صفات و استعدادهایش، جایگاه ویژه‌ای دارد. این جامعیت نه تنها در ادراک کلیات و عمل جزئی، بلکه در امکان اتص، در وصول به مراتب کمال الهی نهفته است. در این نوشتار، بر اساس متن نوار ۴۹ از مجموعه اسفار اربعة، به بررسی خواص انسان، تقسیم‌بندی صفات او، تمایز حکمت نظری و عملی، و در نهایت، تعریف حقیقی انسان به عنوان موجودی که به «تخلق به اخلاق الله» می‌رسد، پرداخته می‌شود. این بررسی، دریچه‌ای است به سوی شناخت حقیقت انسان، آن‌گاه که از حیوانیت و حتی از ملائکیت فراتر رود و به مقام فنای فی‌الله نایل آید.

بخش اول: تقسیم‌بندی خواص انسان

۱-۱. خواص بدنی با واسطه نفس

برخی از خواص انسان، حالاتی بدنی‌اند که به واسطه نفس در بدن پدیدار می‌شوند. این حالات، گرچه در ظاهر بدنی‌اند، اما منشأ آن‌ها نفس است. خنده و گریه از این دسته‌اند؛ دهان گشوده می‌شود و اشک جاری می‌گردد، اما این نفس است که این حرکات را برمی‌انگیزد. نفس، بی‌صدا و بی‌جسم، با پنبه سر می‌بُرد، اما بدن است که فریاد می‌کشد یا اشک می‌ریزد.

۱-۲. خواص نفسانی با واسطه بدن

دسته دوم، صفات نفسانی‌اند که از طریق بدن بر نفس عارض می‌شوند. خوف، رجاء، خجلت و حزن از این قبیل‌اند. این عواطف، در دل پدیدار می‌شوند، اما بدن در آن‌ها نقش دارد؛ رنگ چهره تغییر می‌کند، قلب تند می‌زند، و دستان می‌لرزد.

۱-۳. خواص عقلی صرف

سومین دسته، صفات عقلی‌اند که هیچ ارتباطی با نفس یا بدن ندارند. این صفات به دو شاخه تقسیم می‌شوند: حکمت نظری و حکمت عملی. حکمت نظری، ادراک کلیات است و حکمت عملی، عمل در جزئیات.

نکته کلیدی: انسان، جامع این سه دسته صفات است: بدنی، نفسانی و عقلی. اما جامعیت، فرع بر اختصاص است؛ ابتدا باید دانست انسان چیست، سپس جامع بودن او معنا می‌یابد.

نتیجه‌گیری بخش اول

تقسیم‌بندی خواص انسان به سه دسته، نشان‌دهنده لایه‌های وجودی اوست. از بدن که ابزار است، تا نفس که فرمانده، و عقل که راهبر. اما این تقسیم، مقدمه‌ای است برای شناخت حقیقت انسان، که فراتر از این لایه‌هاست.

بخش دوم: تمایز حکمت نظری و عملی

۲-۱. ماهیت حکمت نظری

حکمت نظری، ادراک کلیات است؛ بدون ورود به عمل. در این حوزه، عقل به دنبال صدق و کذب، وجود و عدم، واجب و ممکن و ممتنع است. این ادراک، در ظرف ذهن است و به خارج کشیده نمی‌شود.

۲-۲. ماهیت حکمت عملی

حکمت عملی، در ظرف جزئیات و عمل است. خانه‌سازی در ذهن، کلی است و عملی نیست؛ تا زمانی که به خارج و حس نرسد، حکمت عملی بر آن صدق نمی‌کند. این حکمت، متفرع بر نظری است؛ بدون اندیشه، عمل بیهوده است.

۲-۳. تفاوت در مبادی و دلایل

حکمت نظری، به قضايای اولی و ضروری تکیه دارد؛ اما حکمت عملی، به مقبولات و مشهورات، حتی گاه واهی. خوردن مار در چین، مقبول است، هرچند از نظر شرعی حرام. شریعت، این مقبولات را ترسیم، امضا یا رد می‌کند.

نکته کلیدی: حکمت عملی، تابع قوه نظری است. قوه نظری قوی، شوق و اراده را تقویت می‌کند؛ ضعف آن، عمل را تضعیف می‌نماید.

۲-۴. آیه قرآنی

وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا

ترجمه: و به‌راستی فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا حمل کردیم و از چیزهای پاکیزه روزی‌شان دادیم و بر بسیاری از آفریده‌های خود برتری‌شان بخشیدیم، برتری‌ای آشکار.

نتیجه‌گیری بخش دوم

تمایز حکمت نظری و عملی، نشان‌دهنده دو ساحت وجودی انسان است: ساحت اندیشه و ساحت عمل. اما عمل، بدون اندیشه، پوچ است و اندیشه، بدون عمل، ناتمام.

بخش سوم: اخص خواص انسان

۳-۱. تصور معانی کلی مجرد

از جمله خواص انسان، تصور معانی کلی مجرد از ماده است. این ادراک، در باب عقل و معقول بحث شده و انسان را از سایر موجودات متمایز می‌کند.

۳-۲. وصول به مجهولات از معلومات

انسان، از معلومات حاضر، به مجهولات راه می‌یابد؛ چه در تصور و چه در تصدیق. اما هر تصوری حجت نیست؛ تنها آن که موصل باشد، معرف و حجت است.

۳-۳. اتصال به عالم الهی

اخص از همه، اتصال برخی نفوس به عالم الهی است. این نفوس، به اخلاق الله متخلق می‌شوند، از ذات خود فانی می‌گردند و به بقاء الحق باقی می‌مانند. در این مقام، حق، سمع و بصر و ید و رجل آنان می‌شود.

نکته کلیدی: اولیاء و معصومین، در این مقام، عين الله، يد الله و اسد الله‌اند. این وصول به حقایق است، نه صرف ادراک کلیات.

نتیجه‌گیری بخش سوم

اخص خواص انسان، نه در ادراک، بلکه در وصول است. وصول به حقایق الهی، انسان را از همه مخلوقات متمایز می‌کند.

بخش چهارم: تعریف حقیقی انسان

۴-۱. نقد تعاریف رایج

انسان، حیوان ناطق نیست؛ حیوانات نیز نطق و شیطنت دارند. مدرك کلیات نیز نیست؛ حیوانات نیز به قدر خود، اشک و حزن دارند. این تعاریف، شدت و ضعف را نشان می‌دهند، نه اختصاص.

۴-۲. تخلق به اخلاق الله

انسان، موجودی است که به اخلاق الله متخلق می‌شود. این تخلق، اکتسابی، ارادی و سلوکی است. خُلق بالخُلق، همه موجودات دارند؛ اما تخلق بالخُلق، مختص انسان است.

۴-۳. تمایز انسان از سایر مخلوقات

حق تعالی، خُلق است، نه متخلق. ملائکه، خُلق بالخُلق‌اند. حیوانات و نباتات نیز همین‌گونه. اما انسان، با اراده و ریاضت، به اخلاق الله می‌رسد.

نکته کلیدی: انسان، نه در نطق، نه در ادراک، بلکه در تخلق به اخلاق الله تعریف می‌شود. مابقی، حیوان یا پست‌تر از حیوان‌اند.

نتیجه‌گیری بخش چهارم

تعریف حقیقی انسان، او را از همه مخلوقات جدا می‌کند. این تعریف، نه در شناسنامه، بلکه در سلوک و تخلق است.

بخش پنجم: خطر نفس و جامعیت انسان

۵-۱. أعدى عدوكم أنفسكم

نفس، دشمن‌ترین دشمن است. ابتدا خود را فریب می‌دهد، سپس دیگران را. ریا، بت جاهلیت است. انسان، از خوبی‌های خود به خدا پناه می‌برد.

۵-۲. جامعیت فرع بر اختصاص

انسان، جامع صفات است، اما جامعیت، پس از اختصاص معنا می‌یابد. ابتدا انسان چیست؟ سپس جامع است.

نتیجه‌گیری بخش پنجم

جامعیت انسان، در سایه تخلق به اخلاق الله معنا می‌یابد. بدون این تخلق، جامعیت، پوچ است.

جمع‌بندی نهایی

انسان، موجودی است که در میان مخلوقات، به سبب امکان تخلق به اخلاق الله، ممتاز است. این تخلق، نه ذاتی، بلکه اکتسابی و سلوکی است. حکمت نظری و عملی، ابزار این سلوک‌اند. شریعت، راهنمای این مسیر است. و در نهایت، انسان کامل، آن است که فانی فی‌الله شود و به بقاء الحق باقی ماند. این است حقیقت انسان، که نه در نطق، نه در ادراک، بلکه در وصول به حقایق الهی نهفته است.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)