الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 051

متن تحقیق






نوار اسفار – شماره ۵۱ – جلد نهم

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش پنجاه و یکم: وحدت نفس و نقد تقسیم‌بندی قوای انسانی در حکمت سینوی

نوار اسفار – شماره ۵۱ – جلد ۹ – تاریخ: ۲۱ / ۹ / ۱۳۷۴


مقدمه: ضرورت شناخت نفس و وحدت جامع آن

در این گفتار، مواضع تأمل و اشکال فراوان وجود دارد که اگر بیم اطناب نبود، همه را می‌آوردیم؛ لیکن آنچه پیشتر در باب معرفت نفس، شرح أطوار آن، و چگونگی وحدت جامعش که همه مقامات و درجات را در بر می‌گیرد، بیان شد، برای طالبان هدایت و سامعان زکی‌الطبع کفایت می‌کند.

وَ فِيهِ مَوَاضِعُ أَنْظَارٍ كَثِيرَةٍ لَوْلَا مَخَافَةُ الْإِطْنَابِ لَأَوْرَدْتُهَا وَ لَكِنْ فِيمَا ذَكَرْنَاهُ مِنْ مَعْرِفَةِ النَّفْسِ وَ شَرْحِ أَطْوَارِهَا وَ كَيْفِيَّةِ وَحْدَتِهَا الْجَامِعَةِ لِمَقَامَاتِهَا وَ دَرَجَاتِهَا كَفَايَةٌ

نقد تقسیم‌بندی ابن‌سینا در باب قوای نفس

پس از بیان مراتب و خصوصیات نفس، عبارت ابن‌سینا در تقسیم‌بندی قوا مطرح می‌شود: قوای حسی، قوای نفسی، و قوای عقلی. نهایت حقیقت انسان، به بیانی که گذشت، همان عقل است. انسان دارای عقل نظری و عملی است و عقل عملی منشأ از عقل نظری دارد؛ یک حقیقت است که مراتب و شؤون گوناگون دارد. یک نفس است که این همه آثار و مواضع متعدد را داراست، چنان‌که حقیقت وجود یکی است و این همه آثار، اسماء، صفات، مراتب و ظهورات دارد.

عبارات جناب شیخ (ملاصدرا) گاه از تعدد نفوس و اختلاف نفس و قوا حکایت می‌کند. حال، اشکالات بر این بیانات وارد است. خلاصه می‌گوییم: نفس یک حقیقت است و متعدد نیست. عقل عملی چیزی جز ظهور عقل نظری نیست. تعدد در انسان نیست؛ مراکز قوایی در کار نیست. نفس است و نفس؛ شؤون نفس، مراتب نفس. نفس است که نزول می‌کند، صعود می‌کند، و به مقام جمع می‌رسد و جمعیت می‌یابد.

دیدگاه ابن‌سینا دیدگاه ملاصدرا
نفس ≠ قوا؛ قوا ابزارهای نفس نفس = قوا (عین هم)؛ قوا مراتب نفس
حاکمان متعدد: حسی، تخیل، نظری، عملی مراتب یک نفس: شدت/ضعف، نزول/صعود
حرکت عرضی حرکت جوهري (استحاله ذاتی)

استنباط از کلام ابن‌سینا و رد تعدد قوا

اگر کسی در کلام ابن‌سینا تأمل شافی کند، استنباط می‌کند که:

أَنَّ النَّفْسَ الْإِنْسَانِيَّةَ تَمَامُ هَذِهِ الْقُوَى كُلِّهَا لَا كَمَا ذَكَرَهُ

یعنی نفس انسانی همه این قواست، نه آن‌گونه که شیخ گفت که هیچ‌یک از قوا نفس انسانی نیست، بلکه چیزی است که این قوا را دارد.

چنان‌که در صفات حق، متکلمین گفتند ذات با صفات کلی، و ما گفتیم صفات عین ذات‌اند. اینجا نیز قوا ظهور نفس‌اند، نه غير آن. از این‌رو، من عرف نفسه فقد عرف ربه؛ اگر از نفس به حق رسیدیم، برهان إنی است؛ اگر از حق به نفس، برهان لمی و صديقين.

نفس یک حقیقت است؛ قوا ظهورات آن‌اند. تعدد ظاهری است، وحدت حقیقی.

تعدد قوا در عالم طبیعت و وحدت در ذات نفس

این قوا اگرچه بحسب تعدد آلات و افعال و انفعالات در عالم حس و طبیعت متکثرند —زیرا عالم حس عالم تفرقه، تزاحم و انقسام است— اما:

أَنَّهَا مُجْتَمِعَةٌ فِي ذَاتِ النَّفْسِ عَلَى نَعْتِ الْوَحْدَةِ

یعنی کثرت در وحدت. وقتی گفته شود قوا نفس‌اند، کثرت در وحدت است؛ وقتی نفس قواست، وحدت در کثرت.

هر کس به وجدانش رجوع کند، می‌داند که هر شخص انسانی دارای هویتی واحد و نفسی واحد است که همه افعال منسوب به او از آن صادر می‌شود. من می‌بینم، من می‌شنوم؛ دو «من» نیست، یک «من» است و طریق وصول متفاوت.

مراتب قوا و اتحاد عاقل و معقول

حاکم حسی لابد از باب حس و محسوس است؛ حاکم خیالی در مرتبه قوه خیالیه؛ حاکم عقلی عملی در مرتبه مجرد ذاتاً متعلق به صور جزئیه؛ حاکم عقلی نظری در مرتبه عقل مفارق محض.

مثال: دو و چهار هر دو عددند، اما مرتبه متفاوت دارند. به لحاظ نفس، همه عددند؛ به لحاظ مراتب، متفاوت.

حاکم حسی ≠ حاکم خیالی ≠ حاکم عقلی؛ اما همه مراتب یک نفس‌اند.

حرکت جوهري نفس و استحاله وجودی

ثبت شد که نفس انسانی انتقال جوهري دارد؛ از طور به طور، از علقه به مضغه، تا لانهایت حسب مد عینه. نفس از عقل بالقوه به عقل بالفعل می‌رسد؛ لایشغله شأن عن شأن.

مثال: سیب که رنگش قرمز می‌شود، تنها رنگش عوض نمی‌شود؛ مزه، آب، همه چیز تغییر می‌کند، زیرا جوهرش رشد کرده است.

كُلُّ مَا فِي الْعَرَضِ يَنْتَهِي إِلَى مَا بِالذَّاتِ

جسمانية الحدوث و روحانية البقاء

نفس در آغاز حاجت به بدن دارد، اما نه دائماً و از هر جهت. ابن‌سینا گفت: قد يستغنى بذاته. این استغناء یعنی نفس می‌تواند بدنی داشته باشد، اما لزومی ندارد.

حاجت نفس به بدن در مرتبه ناسوت، حاجت جوهري طبیعی است، نه عرضی مانند نجار به دکان. نفس در ابتداء الامر فاقد استقلال وجودی است بدون بدن و قوای حسی و طبیعی.

اما وقتی عقل بالفعل شد، خارج از حد کون عقل بالقوه می‌شود و ساکن عالم عقل می‌گردد؛ مانند صور معقوله که عينها عاقلة بذاتها.

استحاله نفس از ناسوت به جبروت

آنگاه که نفس مادي بود، با این مجرد چقدر تفاوت است! این رشد به مقام رسیده است. أين صورة البدن العنصري المادي و الصورة التي هي بذاتها معقولة بالفعل؟

این استحاله در جوهريت و اشتداد در کون و ترقي از أدني المنازل به أشرف المقامات است؛ چنان‌که در معراج نبوی صلی‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم آمده است.

وَكَذَٰلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
و این‌گونه ملکوت آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم.

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
بگو: من نیز بشری همچون شمايم.

اما أين مرتبته البشرية و هذه المرتبة الإلهية التي أشار إليها بقوله: لي مع الله وقت لا يسعني فيه ملك مقرب ولا نبي مرسل ولا مؤمن امتحن الله قلبه للإيمان؟

نتیجه‌گیری بخش

نفس یک حقیقت است با مراتب بی‌شمار؛ از علقه تا قاب قوسين أو أدنى. حرکتش جوهري است، نه عرضی. قوایش ظهوراتش‌اند، نه غير او. شناخت نفس، شناخت رب است. تفاوت ابن‌سینا (طبیب-حکیم) و صدرا (حکیم متأله) در همین عمق معرفت نهفته است.


جمع‌بندی نهایی کتاب

نفس، آینه تمام‌نمای وجود است. در وحدتش، کثرت نهفته؛ در کثرتش، وحدت آشکار. از ناسوت تا جبروت، از جسمانية الحدو522ث تا روحانية البقاء، یک سیر است؛ سیری که آغازش نطفه است و انجامش لقاء الله. این است حکمت صدرایی: نفس، نه مجموع قوا، که حقیقت واحد در مراتب بی‌شمار.

با نظارت صادق خادمی

اللهم صل على محمد و آل محمد


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)