الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 052

متن تحقیق






نوار أسفار – جلد نهم – شماره ۵۲

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

نوار أسفار – جلد نهم – شماره ۵۲ – تاریخ: ۲۲/۹/۱۳۷۴


بخش نخست: انتقال از خواص انسان به اوصاف نفس انسانی

پس از تبیین خواص انسان که به ناگزیر با حیوانات در آن اشتراک دارد، اکنون وارد حوزه‌ای نوین می‌شویم: اوصاف نفس انسانی. انسان، مجمع‌الاضداد است؛ کانونی که در آن کمال و نقص به هم می‌پیوندند. زبان این بیان، لسان مشائی منطقی است و مبنایش، گفتار ارسطو در کتاب اخلاق؛ آن فیلسوف بزرگ که در باب خلقیات، سخن را به کمال رسانده است.

اکثر الاختلاف الواقع فی الصفات الإنسانیة راجع إلی قوة النفس وشرفها، ومقابلها أعنی الضعف والخسة.

آنچه نفوس را از یکدیگر ممتاز می‌سازد، چهار رکن است: قوت، شرف، ضعف و خسة. هر یک از این ارکان، صفاتی ویژه دارد و ممکن است در نفسی جمع شوند یا جدای از یکدیگر ظاهر گردند.

عام و خاص من وجه: قوت و شرف، ضعف و خسة

ترکیب ممکن مثال
قوی و شریف عارف کامل، مجاهد راستین
قوی و غیرشریف ظالم مقتدر
شریف و غیرقوی مظلوم ضعیف اما پاک‌سرشت
ضعیف و غیرخسیس سالک ناتوان اما صادق
خسیس و غیرضعیف فاسق توانمند
ضعیف و خسیس دزد گرسنه

تحلیل فلسفی: شدت و ضعف وجود

در حکمت متعالیه، همه کمالات به شدت وجود بازمی‌گردد و همه نقایص به ضعف وجود. بنابراین، شرف و قوت از مراتب شدت وجودند و خسة و ضعف از مراتب ضعف وجود. این دوگانگی در بیان منطقی مشائی، چهار قسم می‌شود، اما در نگاه فلسفی، یک عنوان است با مراتب گوناگون.

شدت وجود
  • شرف → کمال کیفی
  • قوت → کمال کمی
ضعف وجود
  • خسة → نقص کیفی
  • ضعف → نقص کمی

مثال‌های عینی

  • ظالم قوی: قوتش شدت وجود است، اما خسّتش ضعف وجود.
  • مظلوم شریف: ضعفش ضعف وجود است، اما شرفش شدت وجود.
  • فقیر عارف: ضعفش او را به فخر و معرفت رساند.
  • فقیر دزد: ضعفش او را به سرقت کشاند.

نتیجه: ضعف به تنهایی علت تامه معصیت نیست؛ خسة نیز باید همراه باشد. نفس شریف حتی در گرسنگی دزدی نمی‌کند، اما نفس خسیس به دنبال بهانه است.


بخش دوم: تفاوت عظیم نفوس انسانی

فنقول إن النفوس الإنسانیة لها تفاوت عظیم فی الکمال والنقص والشرف والخسة.

فاصله میان دو نفس، فاصله میان دو نوع است، نه دو فرد. یکی در قاب قوسین أو أدنی و دیگری در أسفل سافلین. یکی معراج دارد و دیگری درکات.


﴿فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ﴾

«پس چون او را سامان دادم و از روح خود در او دمیدم، برای او سجده کنید.» (سوره حجر، آیه ۲۹)


﴿ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ﴾

«سپس او را به پایین‌ترین مرتبه بازگرداندیم.» (سوره تین، آیه ۵)

عوامل مؤثر در تفاوت نفوس

  1. سعادت و شقاوت فطری
  2. وراثت و هویت وجودی
  3. تربیت و محیط
  4. زمان، مکان و فضا

تفاعل میان انسان و جهان، دوسویه است: انسان جهان را می‌سازد و جهان انسان را. گل انسان را می‌بوید و انسان گل را. استاد شاگرد را تربیت می‌کند و شاگرد استاد را. خانه وسیع، مزاج سالم می‌آفریند و مزاج سالم، خانه‌ای پاکیزه.


بخش سوم: تبیین نفس قوی و نفس ضعیف

تعریف نفس قوی

النفس القویة منها هی الوافیة بصدور الأفعال العظیمة منها والشدیدة فی أبواب کثیرة.

  • عظیمة: از حیث کمّیت (مثل بلند کردن سنگ بزرگ)
  • شدیدة: از حیث کیفیت (مثل بلند کردن سنگ کوچک ده بار در لحظه)
  • فی أبواب کثیرة: جامع‌الجهات، لا یشغله شأن عن شأن

تخصص در برابر جامع‌نگری

نوع مزایا معایب
متخصص عمق در یک رشته جهل در سایر زمینه‌ها
جامع شمول و ربط میان علوم ممکن است عمق کمتری داشته باشد

جامعه به هر دو نیاز دارد: جامع نیازمند نبوغ است، متخصص با استعداد متوسط نیز می‌تواند موفق شود.

تعریف نفس ضعیف

یشغلها فعل عن فعل.

  • فکر می‌کند → حسش مختل می‌شود
  • غذا می‌بیند → کلامش قطع می‌شود
  • بر منبر می‌رود → خطبه‌اش فراموش می‌شود
  • برای شمردن ۱۰۰ «إیاك نعبد» نیاز به تسبیح دارد

اما نفس قوی، «إیاك نعبد» را صد بار در ذهن می‌شمارد، در نماز می‌داند در کدام رکعت است، و در حضور میلیون‌ها نفر می‌گوید: «أشهد أنك تسمع كلامي وترد سلامي».


بخش چهارم: مراتب قوت و ضعف در نفس

قوت و ضعف ممکن است در دو ساحت باشد:

  1. نفس حساسه
  2. نفس عاقله

قوت حسّی

  • کاهن: تخیل قوی + تعلیم شیطانی
  • صاحب عین: حس جبلی (نگاه می‌کند و می‌شکند)

قوت عقلی

  • أصحاب العلوم الكثيرة
  • ممکن است عالمی بزرگ باشد اما نعلینش جفت نشود
  • لقمان: نه معجزه حسی، اما کلامش صد عصا را می‌شکند

﴿يَا بُنَيَّ لَا تَمُوتَنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ﴾

«ای پسرکم، نمیرید مگر در حالی که مسلمان باشید.» (برگرفته از حکمت لقمان)


بخش پنجم: نفس شریف غریزی

النفس الشریفة بحسب الغریزة فهي شبیہة بالمبادئ المفارقة فی الحکمة والحریة.

  • حکمة: ادراک قوی
  • حریة: آزادی از اسارت غیر خدا
نوع غریزی اکتسابی
مثال علم لدنی، شجاعت فطری علم مدرسه‌ای، شجاعت تمرینی
برتری أکمل و أشرف أضعف نسبیاً

﴿يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ﴾

«روغن آن نزدیک است روشنایی دهد، هرچند آتشی به آن نرسیده باشد.» (سوره نور، آیه ۳۵)


با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)