متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش شصت و سوم: وحدت حقیقت انسانی در مراتب ادراکی
مقدمه
در این گفتار، به بررسی عباراتی از فارابی، فیلسوف بزرگ اسلامی و شارح ارسطو، میپردازیم که در اسفار اربعه ملاصدرا، جلد نهم، مبحث نفس و عوالم ادراکی، نقل شده است. این عبارات، تأییدی بر سخن پیشین است که عوالم ادراکی انسان از مرتبه حسی طبیعی تا نفسی و عقلانی، سهگانهاند و مراتب مختلف یک حقیقت واحد را تشکیل میدهند. این وحدت، نه جدایی و تجزیه، بلکه تفاوت در شدت و ضعف، فعلیت و استعداد است.
انسان عالی و عقلانی با انسان سفلی و نفسانی و طبیعی متصلند؛ یک حقیقتند که مراتب مختلف یکدیگرند. در مرتبه عالی، آنچه در مرتبه دانی هست به فعلیت داراست و در مرتبه دانی، آنچه در مرتبه عالی هست به استعداد موجود است.
تأیید سخن از زبان فیلسوف
فارابی میفرماید: «و یؤید ما ذکرناه قول هذا الفیلسوف بعد الكلام الذی نقلناه»؛ یعنی آنچه ما گفتیم مبنی بر سهگانه بودن عوالم ادراکی از حسی طبیعی به نفسی و عقلانی، با سخن این فیلسوف پس از کلامی که از او نقل کردیم، تأیید میشود.
سپس میافزاید: «فقد بان أن الإنسان الأول حساس إلا أنه بنوع أعلى و أفضل من الحس الكائن فی الإنسان السفلی»؛ روشن شد که انسان اول (عقلانی) حساس است، اما به نوعی برتر و والاتر از حس موجود در انسان سفلی.
از بالا به پایین فعلیت است و از پایین به بالا استعداد و قوه؛ وگرنه تجافی و تجزیه در کار نیست.
اتصال مراتب و عدم جدایی
اینگونه نیست که انسان سفلی، انسان حسی باشد و با صعود، حس را از دست دهد و انسان عقلانی شود؛ بلکه در مرتبه پایین، عقلش به نحو حس است و در مرتبه بالا، حسش به نحو عقل. در اینجا جزئی را جزئی میبیند، آنجا جزئی را کلی میبیند؛ اینجا رؤیتش سطحی است، آنجا رؤیتش عینی. تفاوت میان مراتب، در شدت و ضعف و بالا و پایین است، نه در اصل وجود.
این بیان با عبارات گوناگون و فراوان دنبال میشود که در زمان خود سنگین بوده، هرچند امروز سهل مینماید.
نقل دقیق عبارات فارابی
«و أن الإنسان السفلی إنما ینال الحس من الإنسان الكائن فی العالم الأعلى العقلی، کما بیناه و أوضحناه»؛ انسان سفلی حس را از انسان موجود در عالم اعلی عقلی میگیرد، چنانکه روشن کردیم.
سپس میپرسد: «و کیف لا تستفید الأشیاء العالیة من الأشیاء السافلة؟ بل هی المستفیدة من الأشیاء العالیة»؛ چگونه اشیاء عالی از اشیاء سافله سود نمیبرند؟ بلکه سافله از عالیه سود میبرند.
علت: «لأنها متعلقة بها»؛ زیرا سافله به عالیه تعلق دارند. این تعلق، تعلق ظهوری و حاجت است. عالیه به سافله تعلق ندارد، بلکه سافله به عالیه وابسته است.
این تعلق یعنی معیت؛ «أَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ» (بقره: ۱۱۵) و «هُوَ مَعَكُمْ أَیْنَ مَا كُنْتُمْ» (حدید: ۴).
أَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
هر جا روی آورید، آنجا چهره خداست.
تشبث سافله به عالیه
«فلذلک صارت هذه الأشیاء متشبثة بتلک الأشیاء فی جمیع حالاتها»؛ به همین سبب، اشیاء سافله در همه حالاتشان به اشیاء عالیه متشبثاند و از آنها استمداد میجویند.
«و إن قوى هذا الإنسان إنما هی مستفادة من الإنسان العالی و أنها متصلة بتلک القوى»؛ قوای انسان سفلی از انسان عالی گرفته شده و به قوای او متصل است.
«غیر أن لقوى هذا الإنسان محسوسات غیر محسوسات قوى الإنسان العالم الأعلى»؛ اما قوای انسان سفلی، محسوسات جسمانی دارد، در حالی که قوای انسان عالم اعلی، محسوسات غیرجسمانی.
تفاوت محسوسات در مراتب
«و لیست تلک المحسوسات أجساما و لا ذلک الإنسان یحس وحس و یبصر مثل هذا الإنسان»؛ محسوسات عالم بالا جسم نیست و انسان بالا به صورت طبیعی با چشم و گوش حس و رؤیت ندارد.
علت: «لأن تلک المحسوسات و ذلک البصر خلاف هذه»؛ زیرا محسوسات و بصر جسمانی، خلاف حقایق است.
اولیای خدا در این معنا هستند: از پشت سر میبینند، در خواب میشنوند؛ نه در سطح، بلکه در قوت و عمق. عارف، اشراقی، مشایی، حضوری و حصولی؛ همه را میتواند داشته باشد.
بصر بالا کلیات را میبیند به قوت؛ بصر پایین جزئیات را به ضعف.
قوت بصر در مراتب
«و إنما صار ذلک البصر أقوى من هذا البصر لأنه یقع على أشیاء أکرم و أشرف و أبین و أوضح من الأبدان»؛ بصر بالا قویتر است زیرا بر اشیاء اکرم، اشرف، ابین و اوضح از ابدان واقع میشود.
بصر پایین ضعیف است زیرا «إنما ینال أشیاء خسیسة دنیة»؛ فقط اشیاء خسیسه و دنیه را میبیند.
انسان عادی ظاهر جسم را میبیند؛ ابزارهای بشری باطن جسم را. اما اولیای خدا باطن معنا را بدون ابزار میبینند.
جسم، عقل ضعیف؛ عقل، حس قوی
فارابی میفرماید: «فنصف تلک الحسائس فأقول إنها عقول ضعیفة و نصف تلک العقول فنقول إنها حسائس قوية».
جسم، عقل ضعیف است؛ انسان آن را میخورد و عاقل میشود. عقل، جسم قوی است.
ملاصدرا از همین عبارات در شرح اصول کافی از «جسمٌ إلهی» سخن میگوید. جسم إلهی، حضور حق در ظرف جسم است؛ صنم الحق، نه بت. قالب خود را باید به کار گرفت: «إِیَّاكَ نَعْبُدُ وَإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ».
نفس در مرتبه عالی و هیولانی
فارابی در موضع دیگری میفرماید: «فإن كانت النفس على هذه الصفة أی أن فیها كلمات الفواعل…»؛ اگر نفس بر این پایه بلند باشد، یعنی در آن کلمات فواعل (حقایق فعل، حیات، نطق) باشد، پس در نفس انسانیه کلماتی است که حیات و نطق را فعل میکند.
عارف به همت خلق میکند؛ تنزیل خالق حق است.
«و إذا صارت النفس الهیولانیة أی الساكنة فی الجسم…»؛ اگر نفس هیولانی (ابتدایی) در جسم به این مقام برسد، پیش از سکونت در جسم، انسانٌ هناك است.
صنمسازی نفس
پس از سکونت در بدن، صنم انسان آخر میزند؛ نفسه بر نحوی که جسم بتواند از صنم انسان حق بپذیرد.
مانند مصور که صورت انسان جسمانی را در ماده میزند و حرص دارد آن را متقن و مشابه انسان کند، تا حد امکان ماده.
نفس نیز همین میکند: «فتكون تلك الصورة إنما هی صنم لهذا الإنسان إلا أنها أدون و أنقص منه بكثیر».
انسان حسی، صنم انسان اول
«فكذلك هذا الإنسان الحسی إنما هو صنم لذلك الإنسان الأول الحق». مصور، نفس است که حرص دارد انسان را به انسان حق شبیه کند، اما صفات را ضعیفة، قلیلة، نادرة قرار میدهد.
حواس انسان اول قویة، ظاهرة، أقوى و أبین از حواس انسان سفلی؛ زیرا اینها أصنام تلک.
شرط رؤیت انسان حق اول
«فمن أراد أن یرى الإنسان الحق الأول فینبغی أن یکون خیراً فاضلاً و أن یکون له حواس قوية لا تنخفش عند إشراق الأنوار الساطعة».
انسان اول، نور ساطع با جمیع حالات انسانیه، اما به نوع أفضل و أشرف و أقوى. این است انسان الهی که افلاطون حد او کرد.
نتیجهگیری بخش
مراتب انسانی، سلسلهای متصل از فعلیت تا استعداد است. جسم، صنم الحق است؛ عقل، حس قوی. اولیا، همه خیر دنیا و آخرت را به نحو أعلى دارند. ظرف ناسوت، تدريجی است؛ اکثر در استعداد میمانند. کمال، نیازمند مربي، استمداد و عنایت است.
جمعبندی نهایی
این گفتار، تأملی عمیق در وحدت حقیقت انسانی در مراتب ادراکی است. از حس جسمانی تا عقل الهی، همه یک حقیقتاند؛ تفاوت در قوت و ضعف، فعلیت و قوه. جسم، قالب حضور حق است؛ نفس، مصور صنم انسان حق. رؤیت انسان اول، نیازمند باطن صاف، حواس قوی و تحمل نور ساطع است. این معرفت، دریچهای به سوی کمال انسانی و قرب الهی میگشاید.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!