الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 065

متن تحقیق






نوار اسفار – جلد نهم – بخش شصت و پنجم

نوار اسفار

جلد نهم – بخش شصت و پنجم

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره


بخش شصت و پنجم: مراتب تجزی‌پذیری قوای نفس متعلق به بدن و وحدت شخصیت انسانی در گذر تبدل

مقدمه

این بخش به کاوش در یکی از پیچیده‌ترین مسائل فلسفه نفس می‌پردازد: چگونه نفس که مجرد تام است، با بدنی مادی و متغیر اتحاد می‌یابد و وحدت شخصیتی پایدار را حفظ می‌کند؟ ملاصدرا در این فصل، با استناد به برهان‌های عقلی و تجربی، نشان می‌دهد که قوای نفس متعلق به بدن، در مراتب تجرد و مادیت متفاوت‌اند و از این‌رو، برخی بیشتر و برخی کمتر پذیرای تجزی و تغییرند. این کاوش، نه تنها به فهم رابطه نفس و بدن یاری می‌رساند، بلکه مبنایی استوار برای نقد روش‌های غیرعلمی در تبیین عوالم غیبی فراهم می‌آورد.

زیربخش نخست: مراتب قوای نفس از حیث تجرد و مادیت

ملاصدرا قوای نفس متعلق به بدن را به دو دسته ادراکی و محرکه تقسیم می‌کند و هر یک را در سلسله‌مراتبی از شدت تجرد تا تعلق کامل به ماده می‌چیند. این مراتب، همچون نردبانی نورانی از عالم مجردات به سوی عالم ماده، پیوستگی وجودی را نمایان می‌سازند.

قوای ادراکی

قوه ویژگی مثال درجه تجرد
عقل ادراک کلیات، بی‌نیاز از صورت مادی مفهوم عدالت، وجود، وحدت بالاترین
وهم ادراک جزئيات معقول محبت به فرزند خاص، وطن خاص کمتر از عقل
خیال صورت‌سازی بدون ماده خارجی خانه‌ای خیالی که وجود خارجی ندارد کمتر از وهم
حس گرفتن صورت مادی خارجی دیدن این خانه، شنیدن این صدا پایین‌ترین در ادراکیات

حواس خمسه

حتی در میان حواس نیز مراتب وجود دارد. لمس، مادی‌ترین و بصر، مجردترین است. سرعت نور در چشم، گواه تجرد بیشتر آن است.

  1. لمس: مادی‌ترین، نیازمند تماس مستقیم
  2. ذوق: نیازمند ماده نزدیک
  3. شم: بو، مجردتر از ذوق
  4. سمع: صوت، مجردتر
  5. بصر: نور، مجردترین و سریع‌ترین

هرچه تعلق به ماده بیشتر، تجزی‌پذیری بیشتر؛ هرچه تجرد افزون‌تر، تقسیم‌پذیری کمتر.

قوای محرکه

  • نباتی: تغذیه، نمو، تولید مثل – مادی‌ترین
  • شهوی: مجردتر از نباتی
  • غضبی: مجردتر از شهوی – «غليان دم القلب»

غضب، شهوت را مغلوب می‌کند؛ شهوت، گرسنگی را. این سلسله‌مراتب، نشان‌دهندهٔ شدت وجود و تجرد است.

زیربخش دوم: وحدت شخصیت در گذر تبدل بدن و قوا

بدن، همچون رودخانه‌ای جاری، اجزایش دائماً عوض می‌شود، اما «شخصیت» انسان ثابت می‌ماند. این ثبات، از نفس مجرد سرچشمه می‌گیرد. نفس، همچون خورشیدی است که در آینه‌های متغیر، یک نور واحد می‌تاباند.

نفس در ذات خود غیرقابل تجزی است، اما بالعرض و به تبع بدن، پذیرای تغییر می‌گردد.

مثال دیوار سفید: سفیدی دو نیم نمی‌شود، اما به تبع دیوار، «دو سفیدی» می‌گوییم. نفس نیز بالعرض تقسیم‌پذیر است.

زیربخش سوم: نقد روش‌شناختی در تبیین عوالم غیبی

استاد با لحنی استوار و علمی، هشدار می‌دهند که در مسائل نفس، برزخ و عوالم ماورایی، تنها برهان محکم و استدلال تجربی معتبر است. نقل خواب، رؤیا و داستان‌های عوامانه، حتی اگر راست باشد، «مرسل» است و حجت نیست.

مغز پیش از اسلام، پخته و استدلالی سخن می‌گفت؛ ما در عصر اسلام، گاه با شایعه‌پراکنی، آخرت را کوچک می‌کنیم.

مثال علامه حلی

علامه حلی چند شب خواب می‌بیند که به او می‌گویند: «چرا دیوانه را از مسجد بیرون کردی؟» صبح، باز دیوانه را بیرون می‌کند و می‌گوید:

«اگر هزار بار هم خواب ببینم، شرع فرموده دیوانه نباید در مسجد باشد؛ من به شرع عمل می‌کنم، نه به خواب.»

این را می‌گویند مغز عالم: ایستادگی در برابر هوس، حتی اگر به صورت رؤیای معصوم ظاهر شود.

زیربخش چهارم: قاعده امکان الأشرف و پیوستگی افق‌های وجودی

بین اعلی مراتب وجود و ادنی آن، همه مراتب متوسط واجب‌التحقق‌اند. جماد → نبات → حیوان → انسان، یک سیر پیوسته است. آخر هر افقی، به اول افق بعدی متصل است.

  • جمادات به نباتات ملحق می‌شوند.
  • نباتات به حیوانات.
  • حیوانات به انسان.
  • انسان‌ها نیز ذو مراتب‌اند؛ فاصله میان انسان تا انسان، گاه بیش از حیوان تا انسان است.

مثل افلاطونی و انواع ماهوی، مردود است. همه چیز مراتب وجود است. «صورتى در زیر دارد آنچه در بالاستى» برای شعر زیباست، اما در حکمت باید گفت: مراتب وجود یا شئون وجود.

زیربخش پنجم: ارتباط نفس مجرد با بدن مادی

بین جزء اعلی (نفس) و جزء ادنی (ماده بدن) باید واسطه‌هایی باشد. این واسطه‌ها خود مراتب دارند و باز واسطه می‌طلبند. انسان، موجودی است ذو مراتب شدید الکثرة.

انسان نه دو تکه مجرد + ماده، که سلسله‌مراتبی پیوسته از مجرد تام تا ماده محض است.

نتیجه‌گیری بخش

این بخش نشان داد که:

  1. قوای نفس متعلق به بدن، مراتب مختلفی از تجرد و مادیت دارند.
  2. وحدت شخصیت، از نفس مجرد سرچشمه می‌گیرد و تغییر بدن خللی به آن وارد نمی‌کند.
  3. تنها برهان و استدلال، راه شناخت نفس و عوالم غیبی است.
  4. وجود، مراتب پیوسته‌ای است که از جماد تا انسان و بالاتر امتداد دارد.

جمع‌بندی نهایی کتاب (تا این بخش)

تاکنون در نوار اسفار، با کاوش در مراتب نفس، قوا، بدن و رابطه‌شان، به این حقیقت رسیدیم که انسان، موجودی است ذو مراتب، متصل به عالم بالا و متعلق به عالم پایین. وحدت او، از مجرد تام نفس است و تغییر، تنها در مراتب مادون رخ می‌دهد. راه شناخت این حقایق، برهان است، نه خیال. و وجود، سلسله‌مراتبی پیوسته است که هیچ تکراری در آن نیست. هر موجودی، در جایگاه وجودی خویش، حیران حق تعالی است.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)