الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 074

متن تحقیق






نوار اسفار – جلد ۹ – شماره ۷۴

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش هفتاد و چهارم: کیفیة حصول سعادت حقیقی و منشأ احتجاب نفس از آن

مقدمه

پس از آن‌که سعادت حقیقی در ظرف ابد و در حالت تجرد نفس تبیین گردید و تأکید شد که غیر از ظرف تجرد – اعم از آخرت مادی یا ظرف خیال – سعادت واقعی نیست، این بخش به بررسی چگونگی حصول این سعادت و موانع تحقق آن می‌پردازد. مانع تحصل سعادت گاه داخلی است و گاه خارجی؛ ابتدا مانع داخلی مورد توجه قرار می‌گیرد و سپس مانع خارجی. آنچه موجب سعادت می‌گردد، فاعلیت داخلی نفس است که همان معرفت نفس و ارتقای ادراکی آن می‌باشد.

مانع داخلی: جهل نفس و قصور آن در ماده مانع خارجی: ماده، بدن، حواس، وهم و خیال

بخش اول: فاعلیت داخلی نفس و نقش معرفت در حصول سعادت

نفس در ظرف ماده، دارای استعداد بالقوه و جهل بالفعل است. هرگاه این استعداد به فعلیت رسد و نفس به معرفت دست یابد، ارتباط ربوبی برقرار می‌گردد. اما اگر در جهل بماند، ظلمت ماده بر آن غالب شده و فعلیت معرفتی حاصل نمی‌شود. معرفت و دوری از ماده، سبب تحصل ربوبیت تجردی نفس می‌گردد. اگر نفسی بتواند جهل خویش را زدوده و ماده را از خود جدا کند، به سعادت ابدی دست می‌یابد؛ در غیر این صورت، یا انسانی نمی‌شود یا در ماده و وابستگی به خیالات نفسانی باقی می‌ماند و ارتقای حقیقی معنوی را از دست می‌دهد.

آنچه در این دو بیان اهمیت دارد، حقیقت تحصل معرفت و دوری از ماده است، نه صرف گفتار. گاه علمِ بحث از معرفت، خود ضد معرفت می‌شود و بحث از تجرد، انسان را به ماده می‌کشاند؛ زیرا گفتن با بودن متفاوت است. آنچه در راه ابد به کار می‌آید، حقیقت معرفت و ترک ماده است، نه بحث نظری از آن‌ها در حالی که انسان درگیر اندیشه‌های نفسانی و ذهنی باقی بماند.

مثال کوزه‌گر: کوزه‌ساز که خود در کوزه شکسته آب می‌نوشد، نماد کسی است که معرفت را می‌سازد اما خود از آن بی‌بهره است. آنچه به کار ابد می‌آید، حقیقت بحث است نه گفتار آن.

نتیجه‌گیری بخش اول

حصول سعادت حقیقی در گرو حقیقت معرفت و جدایی از ماده است؛ بحث نظری بدون عمل، حجاب می‌شود.

بخش دوم: چگونگی وصول نفس به بهجت و سعادت از راه عمل و معرفت

نفس به مرتبه بهجت و سعادت می‌رسد به مزاولة اعمال و افعالی که مطهرة للنفس هستند؛ یعنی کدورات نفس را زایل کرده و مرآت قلب را از ارجاس و ادناس پاک می‌کنند. ابتدا عمل مطهر ذکر شده و سپس معرفت، هرچند ترتیب منطقی معکوس است؛ زیرا عمل مطهر بدون معرفت حاصل نمی‌شود.

مثال: مؤمنی که استغفار می‌کند، کدورت را زایل می‌نماید. استغفار همچون چکش بر میخ، کلنگ بر دیوار یا پتک بر سندان است؛ بسته به قلب، اما در هر حال مزیل کدورت است. در مأثورات آمده که غم، اثر گناه است؛ استغفار فوری، غم را رفع می‌کند. پیشگیری بهتر است: استغفار پیش از وقوع غم.

استغفار = مزیل کدورات
پیشگیری: استغفار فوری پیش از غم گناه

سپس با مباشرت حرکات فکری و نظارات علمیه که محصلة لصور الأشیاء و لماهیاتها؛ یعنی کاشت حقایق در نفس. کاشت = حکمت، برداشت = عرفان. فلسفه، منطق عرفان است و نردبانی برای معرفت. علم، نور تشخصی است و نتیجه‌اش ابدیت.

هنگامی که نفس با حصول معرفة الأشیاء فی ذاتها کامل شود، ذاتش از قوة عقل هیولانی به عقل بالفعل خارج می‌گردد. آنگاه حاجت به فعل حواس و استعمال بدن قطع می‌شود. نشانه: بریدن از ماده به میزان کاشت تجرد در دل.

مثال: جواهرات اصل، بدلیات را دور می‌ریزد. تمسک به ماده، نشان عدم تجرد در دل است. صیام رمضان = ارتزاق ربانی؛ نخوردن سیر می‌کند، خوردن تشنه‌تر.

نخوردن سیر می‌کند؛ خوردن تشنه‌تر. صوم رمضان = رزق معنوی

نتیجه‌گیری بخش دوم

عمل مطهر و معرفت فکری، نفس را به فعلیت عقلانی رسانده و از حواس بی‌نیاز می‌کند.

بخش سوم: موانع خارجی و رفع حجاب

هرچند نفس مجرد شود، بدن و قوای آن همراه است و از اتصال کامل مانع می‌شود. شغل بدن، وساوس وهم و دعابة متخیله، حجاب خارجی هستند. وقتی شغل بدن فروکش کند، وساوس وهم و بازی خیال برداشته شود، حجاب مرتفع و اتصال حاصل می‌گردد؛ زیرا نفس باقی و مبدأ فعال موجود است و فیض مبذول.

حجاب داخلی: قصور نفس، هیولانیت، وقوع در بدن و اتحاد با آن. علاج: خروج از قوه به فعل، رجوع به ذات عقلانی و تمییز غایی از بدن.

مثال امام علی علیه‌السلام: «ما قلعت باب خیبر بقوة بدنیة بل بقوة رحمانیة» – همچون کندن کوه احد از فک.

حجاب خارجی: بدن و حواس همچون غلافی برای مرآت مصقلة نفس. در ابتدا لازم برای حصول خیالات صحیح و استنباط معانی مجرد؛ زیرا در نشأة اولیه، تفطن به معارف بدون حواس ممکن نیست. قیل: «من فقد حساً فقد علماً».

اما در انتها عائق: همچون شبک صیاد یا دابة مركوب پس از وصول. ابتدا شرط و معین، انتها شاغل و وبال.

حواس در ابتدا نافع، در انتها عائق
مثال: اسب تندرو در راه مفید، سر سفره مزاحم

نتیجه‌گیری بخش سوم

رفع حجاب داخلی و خارجی، شرط اتصال کامل است؛ حواس در آغاز راه لازم، در پایان مانع.

بخش چهارم: سعادت قوای نفس و تربیت آن‌ها

سعادة کل قوة بنیل مقتضای ذاتها من غیر عائق. کمال شهوت: حصول مشتهیات؛ غضبیه: غلبه و انتقام؛ وهم: رجاء و تمنّی؛ حواس: احساس کیفیات مناسب نوع.

تربیت: در ابتدا سیراب کردن معقول، نه محرومیت. محرومیت اولیه، ملعونیت انتهایی می‌آورد. مثال: اجازه جنب‌وجوش به کودک برای فعلیت غضب؛ اسباب‌بازی طبیعی (قابلمه، ملاقه) برای لمس کیفیات مزاجی معتدل.

تربیت صحیح: ابتدا آزادی معقول → سیراب کردن حواس
انتها: تهذیب → عدم حسرت و عقده

نتیجه‌گیری بخش چهارم

سعادت هر قوه در وصول به مقتضای ذات است؛ تربیت اولیه با آزادی معقول، مانع مشکلات انتهایی می‌شود.

جمع‌بندی نهایی کتاب

سعادت حقیقی در تجرد ابدی حاصل می‌شود به معرفت حقیقی و عمل مطهر؛ موانع داخلی (جهل) و خارجی (ماده و قوا) با ارتقای ادراکی و تطهیر زدوده می‌گردند. تربیت قوا در ابتدا با سیراب کردن معقول و در انتها با تهذیب، راه وصول را هموار می‌کند. شیطان بر جهل و ماده تکیه دارد؛ رفع این دو، شکست اوست.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)