الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 076

متن تحقیق





نوار اسفار – جلد نهم – شماره ۷۶

نوار اسفار

جلد نهم – شماره ۷۶

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره


مقدمه: استعلای نفس و ظرف توسط در ساختار کمال انسانی

در کاوش عمیق معرفت عملی انسان و استجماع قوای کمالی، دو رکن اساسی پدیدار می‌گردد: معرفت و عمل. هر دو در ساخت انسان نقش بنیادین دارند، لیکن معرفت بر عمل تقدم دارد، زیرا عمل خود نوعی معرفت است و بر پایه معرفت استوار می‌باشد. این اصل نخستین است. اصل دوم آن است که انجام عمل یا اندیشه، متفاوت از تکرار آنهاست. هرچند عمل و اندیشه از وحدت آغاز می‌شود، اما استحکام و ثبات را تکرار به ارمغان می‌آورد. تکرار عمل، فراتر از اصل عمل، ثبات، عینیت و اتحاد نفس را پدید می‌آورد؛ چه در مسیر نیکی‌ها و چه در وادی شقاوت.

آنچه در ساختار کمالی انسان اهمیت دارد، استجماع قواست و استجماع قوا به تعادل قوا بازمی‌گردد. تعادل، ظرفی است که از افراط و تفريط خالی است؛ هر دو ظرف زیان‌بارند. اگر نیکی‌ها، کمالات و حقایق شیرین و لذت‌بخش‌اند، چرا نفوس انسانی به آنها دل نمی‌بندد و در پی آنها راه نمی‌افتد؟ این پرسش از دو مشکل نشأت می‌گیرد: یا ظرف معرفت ناقص است و ادراک درستی از حقایق ندارد، یا تعلق به ماده و مادّیات غالب است. اگر جهل برطرف شود، معرفت به حقایق به حد نصاب برسد و علقه به مادّیات تضعیف گردد، محال است که انسان به سوی حقایق، ربوبیات و مجردات نرود. فطرت انسانی، فطرت ابدی است، اما تعلق به مادّیات یا جهل، حجاب و ظلمتی میان فطرت و انسان پدید می‌آورد. از این‌رو، انسان به ظاهر انسانی است، اما به سجایای انسانی دلبسته نیست. رفع ظرف ناسوت و مشکل ماده، مجردات را بهتر آشکار می‌سازد.

اصل استعلای نفس: توسط، کلید فاعلیت
این قوه استعلایی تنها با انجام اعمالی که نفس ناگزیر از آنهاست، در حالی که در بدن است، بر وجه توسط خالی از افراط و تفريط حاصل می‌شود. فاعلیت نفس در تعادل، ماده را مفعول می‌سازد؛ افراط و تفريط، نفس را منفعل می‌کند.

بخش نخست: اصول بنیادین معرفت و عمل در کمال نفس

اصول مذکور تحت عناوین متصل و منفصل بیان می‌گردند که در حقیقت سرنوشت انسان‌هاست. گفتار ایشان، غیر بودن و وصول است. آنچه اهمیت دارد، وصول به حقایق و مبانی است؛ دانستن حتی به صورت ذهنی و علمی کافی نیست، زیرا بسیاری می‌دانند اما همچون نادانان یا بدتر از نادانان‌اند. دانستن ذهنی گاه خباثت و گاه بعد می‌آورد. از این‌رو، ظرف عینیت، وصول و تحقق اهمیت دارد. هر که موفق شود، خوشا به سعادتش.

استعلای نفس و حاکمیت بر قوا

این استعلا، بر اثر تکرار و تعادل میان قوا حاصل می‌شود تا نفس بر قوا حاکم گردد. این استعلا تنها با انجام کارهایی که ناگزیر از آنهاست، محقق می‌شود؛ کارهایی که شامل فرایض شرعی است. شارع مقدس همچون طبیب ماهر، نسخه‌ای پیچیده است: صبح این عمل، ظهر آن عمل، شب این دارو. مستحبات مکمل‌اند و مناهی پرهیزها. انسان اگر شارع را طبیب ماهر بداند، مشکلش برطرف می‌شود. این اعمال تا زمانی که در بدن است، بر وجه توسط انجام می‌شود؛ نه زیاده‌روی و نه کم‌روی.

بسیاری عمل می‌کنند اما توسط را فراهم نمی‌آورند. برخی در جهات عبادی قوی‌اند اما در مناهی ضعیف؛ برخی تارک‌اند اما در امر نقص دارند؛ برخی به صوریات اهمیت می‌دهند و برخی به باطن، که ظواهر را از دست می‌دهند. همه اینها افراط یا تفريط است. مثلاً عالمی مومن با نماز و درس، اما اگر مظلومی لقمه‌لقمه شود، ککش نمی‌گزد؛ این بدبختی است، غیرت ندارد. کتابش را باید آتش زند اگر تضعیف حق مظلوم کند. ظاهر خوب اما باطن خالی، همچون گل مصنوعی است.

نفس سلیم: تعادل کامل، فراتر از خوبی
نفس خوب: ممکن است افراط/تفريط داشته باشد. نفس سلیم: همه کارها در تعادل، بدون بدی کنار خوبی. مثال: زحمت‌کش اما نماز قضا می‌شود؛ حیوان اصطبل‌مانند.

نتیجه‌گیری بخش نخست

تعادل، نفس را فاعل می‌سازد؛ افراط و تفريط، منفعل. شريعت، ظرف توسط کامل است با نظم دقیق در نماز و روزه.

بخش دوم: افراط، تفريط و انفعال نفس در برابر ماده

هیئت خضوع و دنائت در برابر ماده، با وقوع اعمال در اطراف حاصل می‌شود. اطراف، مؤثرات‌اند و اوساط خلاف آن. وقتی انسان به سویی افتد، منفعل می‌شود؛ وسط، فاعل. اوساط در حکم عدم مؤثر است: شهوت دارد اما عفیف، غضب دارد اما شجاع. اعمال توسط، همچون ترک اعمال بدنی و عدم التفات به آنهاست.

مثال حسی: آب ولرم، نه گرم نه سرد. هیئت استعلا و رفع، ملائم طبع نفس فطری است (تجرد و تفرد). هیئت اذعانی (انفعالی)، نزدیک به ذات عقليه مستفاد از ماده است. ماده از علقه و مضغه آغاز شد و فطرت را مادّی ساخت.

آیه قرآن کریم

وَفِي أَنفُسِكُمْ ۖ أَفَلَا تُبْصِرُونَ

(و در خودتان [نشانه‌هایی است]، آیا نمی‌بینید؟)

این آیه، دعوت به تأمل در فطرت نفس و حجاب‌های مادّی است.

سعادت نفس: وجود مستقل مجرد

سعادت نفس، وجود استقلال مجرد، تصور معقولات، علم به حقایق اشیاء على ما هی علیها است؛ نه زینت حیات دنیا. مشاهده امور عقلی و ذوات نورانی، بدون تقاص لذات عقلی به لذات حسی مکدره، مشتهیات جرمیه داسره و مرغوبات کثیفه زائله.

اگر کمالات شیرین‌اند، چرا دنبال نمی‌روید؟ مرض بولیموس (پرخوری روحی) حس را مرده کرده. گاو را با زنجیر می‌بندند تا بترکد؛ انسان هم حسش افتاده، هرچه خورد سیر نمی‌شود. گاوتر از گاو، کسی که گاو را خدا می‌کند اما پیامبر را نه. الجنس مع الجنس یمیل.

بولیموس: مرض تعلق به ماده
حس لذت کمالات مرده؛ بهشت را رها، لقمه را می‌چسبد. مثال: عقیم، زشت و زیبا برابر است؛ لذیذ را رها، پلید را می‌گیرد.

نتیجه‌گیری بخش دوم

فاعلیت نفس با تجرد قرین است؛ انفعال با ماده. سعادت، علم حقیقی و مشاهده نورانی است.

بخش سوم: ضعف معرفت و شوق عارفان اسمی

سبب عدم وجدان لذت علوم، تخدیر قوه ذوق به مرض بولیموس است. عوق النيل لذة الطعوم. کسی راه را بلد است اما نمی‌رود: وضو می‌گیرد اما نماز نمی‌خواند؛ جفا به پیامبر است. روح را می‌سازد اما نصف شب برنمی‌خیزد.

اگر معارف عقلی حاصل شود و نفس مستغرق بدن نباشد، لذت نفس لايدرك الوصف کنهها. عالمان دینی در این مقامات، هستی را فدای علم و دین می‌کردند؛ نه از نام و ننگ می‌ترسیدند. راه باز است؛ رونده می‌خواهد.

عارفان اسمی شوق ندارند زیرا ذوق و وجدان تام ندارند. لذيذ، وجود ملائم خارجی است نه ذهنی. ضعف وجود نفس از ضعف ادراک یا قمور بدن یا ضعف تحصیل (ظنی نه یقینی).

روایت نبوی

إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ

(اعمال به نیت‌هاست.)

این روایت، بر وصول عینی تأکید دارد نه دانستن ذهنی.

ضعف معرفت: دو مبنا

ضعف یا از جهل (عدم اقتضاء) یا مانع ماده (وجود مانع). معرفت ضعیفه اگر از بدن باشد نه ضعف تحصیل، پس از رفع غشاوه بدن به مشاهده مقربین و مصاحبت قديسين می‌رسد. اما یقین قوی با ماده جمع نمی‌شود؛ ماده یقین را ضعیف می‌کند. جهش پس از مرگ نیست؛ با همان موجودی می‌میرد.

دو ضعف نفس: جهل و ماده
جهل: ادراک ضعیف، تفريط. ماده: مانع، افراط؛ یقین قوی نمی‌ماند.

نتیجه‌گیری بخش سوم

وصول عینی سعادت است؛ معرفت ضعیف، حتی با رفع بدن، به قديسين نمی‌رسد.

جمع‌بندی نهایی: وصول به حقایق، سعادت ابدی

استعلای نفس در توسط، تکرار و تعادل قوا حاصل می‌شود. معرفت پایه عمل است اما وصول عینی اهمیت دارد. حجاب جهل و ماده برداشته شود، فطرت ابدی آشکار می‌گردد. شريعت، طبیب ماهر است با فرایض، مستحبات و مناهی در تعادل. افراط و تفريط، انفعال می‌آورد؛ توسط، فاعلیت. سعادت، وجود مجرد و علم حقیقی است. بولیموس حس را مرده می‌کند؛ یقین قوی ماده را دفع می‌کند. خوشا موفقان در وصول.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)