متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نود و هفتم: نقد صدرایی بر فهم متکلمین از نشئه آخرت و حشر اجسام
این بخش به بررسی عبارتی از اسفار الأربعة ملاصدرا میپردازد که در آن، فهم متکلمین و به ویژه فخر رازی در اثبات نشئه آخرت، حشر اجسام و نشر ارواح و نفوس مورد نقد قرار گرفته است. متن عربی اصلی چنین است:
و هذا نهاية ما بلغ إليه فهم أهل الكلام و غاية ما وصلت إليه قوة نظر علماء الرسوم في إثبات النشئة الآخرة و حشر الأجسام و نشر الأرواح و النفوس.
پس از بیان عباراتی از فخر رازی، اشکالاتی بر نظر او مطرح میشود، اما آنچه شایسته توجه است، پیگیری دقیق عبارات همه متفکران به همان معنایی است که خودشان اراده کردهاند و بیان صحت و سقم هر یک تا روشن شود در بحث معاد چه دستاوردهایی داریم. اگر گاه میان ایشان بیاحترامی رخ میدهد، ما در آن دخالتی نداریم؛ یکی میگوید دیگری نمیفهمد و دیگری پاسخ میدهد که حالش نیست. این امور اهمیتی ندارد. مرحوم صدرا در این بخش، رجزخوانی میکند و میگوید دیگران نمیفهمند، اما ما صرفاً عبارات را پیگیری میکنیم. هر کس فهمید یا نفهمید، همه از دنیا رفتهاند و آنچه داشتند با خود بردند و پاسخ اعمالشان نزد خداوند محفوظ است.
مشکل بنیادین متکلمین در فهم تجرد و قدم
مشکل متکلمین در تجرد است. متکلمین دو مسئله را به آسانی نمیپذیرند و حتی به سختی نیز نمیپذیرند: یکی مسئله قدیم و دیگری مسئله مجرد. متکلمین میگویند غیر از خداوند، همه مادی هستند؛ حتی ارواح و ملائکه نیز مادیاند. از این رو، تصاویری که از ملائکه کشیده میشود – با بال و پر و دم و یال – بر اساس اندیشه کلامی است که ترسیم شده است. بنابراین، یکی از مسائل این است که میگویند غیر از خداوند، مجردی نداریم و روح نیز مانند گل و گلاب است؛ گل آب دارد، اما روح در بدن مانند آب در گل یا روغن در بادام است. روح بسیار صافی و لطیف است، اما مجرد نیست. این از اوهام اهل کلام است و سخنی بسیار نادرست است. مجرد به وجوب یا امکان کاری ندارد؛ موجودات یا مقارن با مادهاند یا مفارق از ماده، چه ممکن باشند چه واجب. اما آنان گمان میکردند اگر بگویند غیر خداوند مجردی هست، به تعدد خدایان قائل شدهاند. این مشکل نخست آنهاست.
مشکل دوم آنان مسئله حدوث و قدم است. میگویند غیر از خداوند، همه حادث است و قدیمی در کار نیست. این نیز سخن بیاساسی است. فیض حق تعالی ازلی و ابدی است، اما آنچه برخی فلاسفه قدما گمان میکردند – که نظام کیهانی قدیم است – نادرست است. این نظام کیهانی مانند خانه ما و خانه شما حادث است و ساخته شده، اما عمر بیشتری نسبت به خانه ما دارد. بنابراین، سخن متکلمین که همه چیز حادث است و غیر از خداوند قدیمی نداریم، درست نیست. غیر از خداوند نیز قدیم داریم، اما سخن فلاسفه که نظام کیهانی قدیم و نشکن است نیز بیاساس است.
مشکل کلامی در جهت مجرد و تجرد است؛ حتی روح را به لطافت مادی بازمیگردانند. از سوی دیگر، مشکل فلاسفه مادی بودن آخرت است؛ میگویند ماده بقا و دوام ندارد، پس در عالم آخرت نمیتواند ماده باشد.
|
نکته کلیدی: مشکل بنیادین متکلمین، انکار تجرد غیرخداوندی و قدم غیر اوست؛ آنان روح را لطیف مادی میدانند، نه مجرد مفارق. این دیدگاه، فیض ازلی الهی را نادیده میگیرد و نظام کیهانی را به حادثی با عمر طولانیتر تقلیل میدهد، نه قدیم ابدی. |
بیان فخر رازی در اثبات امکان بعث از ظواهر آیات قرآن کریم
بیان فخر رازی تا اینجا – آنگونه که ما معنا کردیم – این است که او برای امکان عالم آخرت و بعث استدلال میکند، و استدلالش بر اساس ظواهر آیات قرآن کریم است: چگونه خلقت انسان از نطفه ممکن بود و محقق شد؛ چگونه از دانه و نوا گیاه و درخت و گل زاده شد؛ چگونه از بخار و حرارت و ماء و هوا ابر و باران پدید آمد؛ و چگونه از آب و آتش و چوب و هیزم این همه خصوصیات در عالم تکون پدیدار گشت. اشکالی ندارد که عالم آخرت نیز بعث ثانی و ظهور ثانی داشته باشد. بیان قرآن کریم نیز بر همین ظواهر است: همانگونه که زنده شدید، دوباره نیز میتوانید زنده شوید. اکنون کاری به این نداریم که روح است که میآید یا جسم؛ کلی امکانش را پیگیری میکند. انصافاً ظواهر برداشت فخر رازی نیز همینگونه است؛ آیات را معنا میکند که چگونه بعث دنیا ممکن بود و تحقق یافت، تولد و ایجاد آخرت نیز میتواند دوباره بعث باشد. این محال نیست؛ مادی است یا مجرد، اکنون بحث نیست. قرآن کریم نیز بیان امکان میکند، چگونگیاش را پیگیری نمیکند.
برای نمونه، آیات مرتبط با خلقت اولیه را بنگرید:
|
أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا ۖ وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ۖ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ (انبیاء: ۳۰) ترجمه: آیا کسانی که کفر ورزیدند ندیدند که آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، پس ما آن دو را از هم گشودیم و از آب هر چیز زندهای آفریدیم؟ آیا ایمان نمیآورند؟ |
این آیه، امکان خلقت از عناصر ساده را نشان میدهد، همانگونه که فخر رازی برای بعث ثانی استدلال میکند.
نقد صدرا بر عبارات فخر رازی و دفاع از امانت در نقل
مرحوم صدرا عبارات فخر رازی را میخواهد اشکال کند و حمله برد. او از متکلمین ناراحت است که چرا همه از ماده سخن میگویند و حقایق مجردات را نمیفهمند. ما کاری به این نداریم که کی چه میگوید؛ عبارات صدرا را مو به مو میخوانیم: هر جا درست است، قبول میکنیم؛ هر جا اشکال دارد، بیان میکنیم تا ببینیم اشکال کار اینان چیست.
صدرا میفرماید:
فيه مع قطع النظر عن مواضع المنع و الخدش، قطع نظر عن تحريف الآيات القرآنية عن معانيها و الأغراض المتعلقة بها المقصودة منها المنساقة إليها، و لأجلها…
این ادعاها بدون سند است. تحریف کجاست؟ توضیح دهید تا قبول کنیم. مانند رادیوهای بیگانه که تکههای خوب را عنوان میکنند، اما سند نمیآورند. در باب قضا و شهادت شرعی، نمیتوانید بگویید «این آقا دزد است»؛ باید بگویید «من دیدم که مال فلانی را برمیداشت». نسبت ناروا مستوجب حد است. عمل را نسبت دهید، نه صفت را.
صدرا ادامه میدهد که اینها اثبات نشئه آخرت نیست. اما چرا؟ سند دهید. همه عبارات فخر رازی مربوط به آخرت بود؛ چرا میگویید نبود؟
|
نکته کلیدی: فخر رازی صرفاً امکان بعث را از ظواهر آیات اثبات کرده، نه کیفیت آن را. صدرا با افزودن عباراتی مانند «هذا العالم» و «بدن كثيف ظلماني»، در امانت نقل خیانت ورزیده؛ حرف دیگران امانت است و باید به همان وزن پیگیری شود. |
تحریف صدرا در فهم کلام فخر رازی
صدرا میگوید:
ليس إلا إمكان أن يجتمع متفرقات الأجزاء المنبثة في أمكنة متعددة و جهات مختلفة من الدنيا… فيفيض عليها صورة مماثلة لصورة السابقة المنعدمة… فيعود الروح من عالمه التجردي القدسي بعد أحقاب كثيرة كانت فيه في روح و راحة… تارة أخرى إلى هذا العالم متعلقة بهذا البدن الكثيف المظلم.
عبارت فخر رازی چنین نبود. او گفت در دنیا اجزاء متفرق جمع میشود، صورت میگیرد، روح میآید؛ در آخرت نیز همین امکان تکرار میشود. اما صدرا افزود: بازگشت به «هذا العالم» با «بدن كثيف ظلماني». فخر رازی نگفت آخرت همین دنیاست؛ گفت عالم بعث جدید است. اگر همین دنیا بود، چرا به هم زده شود؟ این تحریف است.
استحسان نادرست صدرا در نامگذاری یوم القیامة
صدرا میگوید:
و إنما سمي يوم الآخرة بيوم القيامة لأن فيه يقوم الروح عن هذا البدن الطبيعي مستغنيا عنه في وجوده… قائما بذاته و بذات مبدعه حق تعالى و منشئه، و البدن الأخروي قائم بالروح هناك، و الروح قائم بالبدن الطبيعي هيهنا لضعف وجوده الدنيوي و قوة وجوده الأخروي.
این استحسان ادبی نادرست است. «يقوم عن البدن» با «عن» به معنای انصراف است، نه قیام. قیام با «باء» یا «في» یا «على» میآید: يقوم بالروح. یوم القیامة روز ایستادن و تحقق است، نه جدایی. نتیجه: آخرت روحانی خالص بدون بدن مادی، که معاد جسمانی را نفی میکند – مانند دنبه در آینه که دیده میشود اما خورده نمیشود.
|
نکته کلیدی: استحسان صدرا در یوم القیامة تهافت ادبی دارد؛ قیام به معنای تحقق ذاتی روح است، نه انصراف از بدن. این دیدگاه، معاد را به نشئه روحانی تقلیل میدهد و جسم اخروی را خیالی میسازد. |
نتیجهگیری بخش: شباهت ادعایی به منکرین آخرت
صدرا میگوید کلام فخر رازی شبیه کلام منکرین آخرت است، زیرا اکثر طبایع چنین میپندارند. اما فخر رازی منکر نیست؛ امکان را اثبات کرده. این تهمت است. بحث آخرت جدی است و فردا بازخواست میشویم.
جمعبندی نهایی کتاب
این بررسی نشان داد که فخر رازی صرفاً امکان نشئه آخرت را از ظواهر آیات قرآن کریم اثبات کرده و چگونگی را واگذار نموده است. نقد صدرا با تحریف نقل، استحسان نادرست ادبی و نسبت ناروا همراه است. مشکلات متکلمین در انکار تجرد و قدم، و فلاسفه در نفی ماده اخروی، ریشه مسائل است. پیگیری امانتدارانه عبارات، کلید فهم دقیق معاد است – همچون نگینی که در تاریکی کلام، نور حقیقت را بازمیتاباند.
|
با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!