الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 106

متن تحقیق





معاد جسمانی در حکمت متعالیه


برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

معاد جسمانی در حکمت متعالیه

بخش یکم: صورت مسئله و شبهه غیریت بدن معاد

در مقام بررسی معاد جسمانی، یکی از مهم‌ترین شبهات آن است که اگر بدن معاد غیر از بدن دنیوی باشد، پس مُثاب و معاقَب در لذات و آلام جسمانی قیامت، شخص دیگری خواهد بود نه همان کسی که در دنیا طاعت ورزیده یا معصیت کرده است.

این شبهه از آنجا نشأت می‌گیرد که ماده در عالم دنیا پیوسته در حال تبدل و تبدیل است؛ ذرات بدن انسان در هر لحظه می‌میرند و ذرات جدیدی جای آن‌ها را می‌گیرند، تا آنجا که پس از چند سال، هیچ ذره‌ای از بدن اولیه باقی نمی‌ماند. پس اگر بدن قیامتی نیز از ماده‌ای دیگر تشکیل شده باشد، چگونه می‌توان گفت که همان شخص است که پاداش و کیفر می‌بیند؟

حقیقت ثواب و عقاب جسمانی در ادراک لذت و ألم است، نه در خود ماده. ادراک‌کننده، نفس ناطقه است که مجرد تام است و هیچ‌گاه تبدل نمی‌پذیرد. پس «من»ِ واحد از کودکی تا پیری و از دنیا تا قیامت، همان نفس است که باقی و ثابت است.

اصل ادراک و بقای نفس

عبرت و اعتبار در لذات و آلام جسمانی، به ادراک است. نفس، ادراک‌کننده حقیقی است، گاه مستقیماً و گاه به واسطه آلات بدنی. این ادراک برای روح است و روح باقیمان است به عینیت خود. آن‌چه تبدل می‌پذیرد، جسم است و آن‌چه مجرد است، هرگز دگرگون نمی‌شود.

از این‌رو، همان‌گونه که از کودکی تا پیری، با تمام تبدیل صورت‌ها، مقادیر، شکل‌ها، اعراض و حتی بسیاری از اعضا و قوا، می‌گوییم «این همان شخص است»، در قیامت نیز همین‌گونه است. موضوع تکلیف، نفس است، نه بدن به اصالت. نفس است که مسئول است و نفس است که مثاب و معاقب می‌گردد.

اگر کسی در جوانی گناه کند و در پیری به کیفر رسد، هیچ‌کس نمی‌گوید کیفر برای غیر جانى است؛ زیرا نفس همان نفس است، هرچند بدن کاملاً عوض شده باشد. در قیامت نیز همین قاعده جاری است.

بخش دوم: معنای «بعینه» در معاد جسمانی

حق آن است که معاد، بازگشت این شخص به عینیت نفس و بدن است: «هذا الشخص بعینه نفسًا و بدنًا». معنای بعینه آن است که اگر او را در قیامت ببینی، می‌گویی: این همان است که در دنیا بود، هرچند تغییرات و تقلبات به حدی رسیده باشد که گفته شود این طلا شد یا آهن.

این عینیت، عینیت شخصی و نفسى است، نه عینیت مادی ذره به ذره. بدن اخروی، بدن برزخی کامل‌شده است که از ابتدا با نفس همراه بوده و در قیامت به کمال خود می‌رسد.

يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ ۖ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ
روزی که زمین به غیر این زمین مبدل گردد و آسمان‌ها نیز، و همه برای خداوند یگانه قهار ظاهر شوند.

این آیه شریفه دلالت دارد که تمام عالم مادی تبدیل می‌شود، اما شخص انسانی با نفس و بدن متعلق به آن نفس، به عینیت خود باقی است.

«نسوی بنانه» یعنی انگشتانش را برابر و کامل می‌کنیم، به گونه‌ای که اگر ببینی، بی‌هیچ تردید می‌گویی: این همان شخص است، هرچند شکل و حجم و صورت او به کلی دگرگون شده باشد.

بخش سوم: شبهه آکل و مأکول و پاسخ‌های پیشین

منکران معاد دو گونه احتجاج کرده‌اند: یکی به امتناع اعاده معدوم، و دیگری به شبهه آکل و مأکول.

شبهه آکل و مأکول این است که اگر انسانی انسان دیگری را بخورد و اجزای مأکول به اجزای آکل تبدیل شود، در قیامت این اجزای واحد چگونه در دو بدن حاضر خواهند شد؟ اگر در بدن آکل بازگردانده شوند، مأکول معاد نخواهد داشت و اگر در بدن مأکول، آکل معاد نخواهد داشت. و اگر در هر دو، تناقض است و اگر در هیچ‌کدام، معاد جسمانی باطل.

متکلمان در جواب‌های خود راه‌های گوناگون رفته‌اند: برخی گفته‌اند اجزای اصلی بازمی‌گردند، برخی گفته‌اند اجزای خورده‌شده عاریه‌اند و به صاحب اصلی برمی‌گردند، برخی گفته‌اند خداوند مثل آن‌ها را می‌آفریند. اما همه این جواب‌ها ناتمام است و مشکل را به‌صورت ریشه‌ای حل نمی‌کند.

در حکمت متعالیه، بدن اخروی عین بدن دنیوی است، اما عینیت آن عینیت نفسى و شخصی است، نه عینیت مادی ذره‌به‌ذره. بدن قیامتی همان بدن برزخی است که از اول با نفس همراه بوده و در قیامت به کمال می‌رسد. بنابراین شبهه آکل و مأکول اساساً موضوعیت ندارد.

بخش چهارم: نقد روش دگماتیسم کلامی

بسیاری از متکلمان هنگامی که کلامشان به بن‌بست می‌رسد، به‌جای استدلال عقلی و نقلی محکم، به چماق تکفیر و تفسیق روی می‌آورند و می‌گویند: «من أنکر ذلک فهو منکر للشریعة و ناقص فی الحکمة و منکر لکثیر من النصوص القرآنیة».

این روش، روشی است که با روح آزاداندیشی علمی و رفتار معصومین علیهم‌السلام سازگار نیست. معصومین با آنکه معصوم بودند، با مردم به گشاده‌رویی و مشورت سخن می‌گفتند و هرگز به‌سرعت چماق تکفیر برنمی‌داشتند. بحث علمی باید با برهان و استدلال پیش رود، نه با تهدید و ارعاب.

عالم دینی باید همواره دریچه ذهن خود را به روی حقیقت باز نگه دارد و از دگم‌اندیشی و جامدسازی معارف الهی پرهیز کند، که حقیقت چون خورشید است و هیچ سد بسته‌ای نمی‌تواند جلوی تابش آن را بگیرد.

جمع‌بندی نهایی

معاد جسمانی از مسلمات قرآن کریم و روایات است و با برهان عقلی نیز اثبات‌پذیر. اصل در لذت و ألم، ادراک نفس است و نفس مجرد و باقی به عینیت خود است. بدن اخروی عین بدن دنیوی است به معنای عینیت شخصی و نفسى، نه عینیت مادی. شبهه آکل و مأکول و غیریت بدن با مبانی حکمت متعالیه به‌کلی مرتفع می‌گردد. و حقیقت معاد، بازگشت این شخص است با همین نفس و همین بدن متعلق به آن، به گونه‌ای که هر که او را ببیند بی‌تردید گوید: این همان است.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)