الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 108

متن تحقیق






نقد فلسفی معاد جسمانی بر پایه اصالت ماده

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش نخست: تبیین نزاع در شئونیت شیء و نسبت آن با معاد جسمانی

در این مبحث، به بررسی دو دیدگاه بنیادین در باب شئونیت شیء پرداخته می‌شود که هر یک، پیامدهای عمیقی در فهم معاد جسمانی به همراه دارد. دیدگاه نخست، متعلق به متکلمان است که شئونیت شیء را به ماده و اجزاء آن بازمی‌گردانند، و دیدگاه دوم، قول حکما به ویژه صدرالمتألهین است که شئونیت را به صورت نوعیه نسبت می‌دهد.

زیرعنوان اول: شئونیت شیء به ماده یا به صورت؟

متکلمان بر آن‌اند که حقیقت شیء در ماده و اجزاء فرده آن نهفته است. از این‌رو، صورت را صرفاً ترکیبی میان اجزاء و نسبتی اضافی می‌دانند. بر این اساس، هنگامی که صورت جسمانیه مرتفع گردد، جسم همچنان به حیات خود ادامه می‌دهد، هرچند فاقد صورت جسمانیه باشد. این دیدگاه، شئونیت را به ماده محصور می‌سازد و صورت را امری عرضی و غیرذاتی تلقی می‌کند.

در مقابل، حکما به ویژه صدرالمتألهین برآن‌اند که شئونیت شیء به صورت نوعیه آن است. صورت، حقیقت و هویت شیء را تشکیل می‌دهد، همان‌گونه که فصل، هویت و جنس، ابهام و عدم تعین اشیاء را نمایان می‌سازد. از این منظر، ماده صرفاً قابلیتی برای پذیرش صورت است و شئونیت حقیقی در صورت نهفته است.

نکته کلیدی: نزاع در شئونیت شیء، نه تنها مبنای اختلاف در فهم جسم است، بلکه کلید درک معاد جسمانی نیز به شمار می‌رود. اصالت ماده، معاد را به بقای اجزاء فروکاسته و اصالت صورت، آن را به بقای حقیقت نوعیه ارتقا می‌دهد.

زیرعنوان دوم: دو معنى از جسم: به شرط لا و لا به شرط

جسم در دو معنا به کار می‌رود: نخست، جسم به شرط لا که مراد جسم خارجی و محقق در عالم است؛ دوم، جسم لا به شرط که همان جنس جسم است. جنس، جسم لا به شرط و جسم به شرط لا، ماده به شمار می‌رود. ماده به شرط لا، جنس و ماده لا به شرط، جنس کلی است. این تمایز، در فهم نسبت ماده و صورت در جسم طبیعی و تعلیمی نقش اساسی دارد.

زیرعنوان سوم: جسم طبیعی و جسم تعلیمی

جسم طبیعی، آن است که دارای طول، عرض و عمق است و جوهر به شمار می‌رود. جسم تعلیمی اما، عرض است و صورت جسم طبیعی را تشکیل می‌دهد. جسم طبیعی، موضوع و حقیقت جسم تعلیمی است و جسم تعلیمی، صورت جسم طبیعی. این تمایز، در تحلیل صورت اتصاليه و بقای آن در انفصال، اهمیت می‌یابد.

نتیجه‌گیری بخش نخست

نزاع در شئونیت شیء، دو مسیر متباین در فهم جسم و معاد می‌گشاید. اصالت ماده، جسم را به اجزاء فرده فروکاسته و معاد را به بقای مادی محدود می‌سازد. اصالت صورت اما، جسم را به حقیقت نوعیه ارتقا داده و معاد را به بقای صورت نوعیه در نشئه اخروی پیوند می‌زند. این دو دیدگاه، در تحلیل قول خواجه و قوشجی و نقد صدرالمتألهین، نقش محوری خواهند داشت.


بخش دوم: نقل قول خواجه و قوشجی و تبیین آن در معاد جسمانی

در این بخش، به نقل و تحلیل دیدگاه خواجه طوسی در متن تجرید الاعتقاد و قوشجی در حواشی آن پرداخته می‌شود. این دو، معاد جسمانی را بر بقای اجزاء مادی استوار می‌سازند و صورت را امری عرضی می‌دانند.

زیرعنوان اول: نقل از قوشجی در حواشی تجرید

قوشجی می‌گوید: «ذَكَرْتُ فِي حَوَاشِي التَّجْرِيدِ أَنَّ هَذَا بِنَاءً عَلَى نَفْيِ الْجُزْءِ الصُّورِيِّ لِلْأَجْسَامِ وَحَصْرِ أَجْزَائِهَا فِي الْجَوَاهِرِ الْفَرْدَةِ كَمَا هُوَ مَذْهَبُ الْمُتَكَلِّمِينَ». یعنی: در حواشی تجرید ذکر کردم که این سخن بر پایه نفی جزء صوری از اجسام و حصر اجزاء جسم در جواهر فرده است، چنان‌که مذهب متکلمین است.

زیرعنوان دوم: نقل از خواجه طوسی در متن تجرید

خواجه می‌گوید: «الْجِسْمُ هُوَ صُورَةُ الِاتِّصَالِيَّةِ وَأَنَّهَا تَبْقَى بِعَيْنِهَا حَالَ الِانْفِصَالِ». یعنی: جسم، صورت اتصاليه است و آن صورت اتصاليه در حال انفصال نیز به عین خود باقی می‌ماند.

و ادامه می‌دهد: «وَلَوْ أَثْبَتَ الْجُزْءَ الصُّورِيَّ لِلْأَجْسَامِ». یعنی: حتی اگر جزء صوری را برای اجسام اثبات کنیم، باز همان اتصال باقی است.

زیرعنوان سوم: کفایت بقای اجزاء مادی در معاد

از این منظر، در معاد جسمانی کافی است که «الْأَجْزَاءُ الْمَادِّيَّةُ بِعَيْنِهَا» باقی بماند و تبدل جزء صوری، خللی در معاد وارد نسازد. حتی اگر صورت اخروی با صورت دنیوی تفاوت داشته باشد، اجزاء همان اجزاء است.

نکته کلیدی: قول خواجه و قوشجی، معاد جسمانی را به بقای اجزاء مادی فروکاسته و صورت نوعیه را امری غیرضروری در هویت انسان می‌داند. این دیدگاه، جسم تعلیمی را با جسم طبیعی خلط کرده و صورت اتصاليه را عَرَض محض تلقی می‌کند.

زیرعنوان چهارم: پاسخ به شبهه تناسخ

اگر گفته شود که این دیدگاه به تناسخ منتهی می‌شود، پاسخ داده می‌شود که تناسخ، انتقال نفس به بدنی مغایر بحسب المادة است، نه تعلق نفس به همان اجزاء با صورتی اقرب به صورت دنیوی. حتی اگر این را تناسخ نامند، دلیلی بر امتناع آن نیست، زیرا نزاع در معنا است، نه در لفظ.

نتیجه‌گیری بخش دوم

قول خواجه و قوشجی، بهترین بیان متکلمین در باب معاد جسمانی است، اما بر پایه انکار جزء صوری و اصالت ماده بنا شده است. این دیدگاه، صورت را به اتصاليه فروکاسته و معاد را به بقای اجزاء محدود می‌سازد، که در بخش بعدی، نقد صدرالمتألهین بر آن خواهد آمد.


بخش سوم: نقد صدرالمتألهین بر قول خواجه و قوشجی

صدرالمتألهین این دیدگاه را «فِي غَايَةِ السَّخَافَةِ وَالرِّكَاكَةِ» می‌داند، هرچند آن را اقرب به صواب از سایر اقوال متکلمین می‌شمارد. نقد ایشان در چند وجه است.

زیرعنوان اول: وجه اول نقد – لزوم اضافی بودن حیات

اگر مرگ، صرفاً از دست دادن نسب و اضافات میان اجزاء باشد، لازمه‌اش آن است که حیات از مقوله مضاف باشد. این باطلٌ ظاهر است، زیرا حیات، جوهر نفس است، نه عرض اضافی. تمثیل: همان‌گونه که نور، مركب از عوامل متعدد است و حذف یکی، نور را مرتفع می‌سازد، اما نور عين آن عامل نیست، حیات نیز از نفس، ماده، صورت و ترکیب حاصل می‌شود، نه عين ترکیب.

زیرعنوان دوم: وجه دوم نقد – عدم لزوم زید بودن با ترکیب اجزاء

اگر زید، همان اجزاء فرده باشد، هرگاه این اجزاء به هر ترتیبی ترکیب شوند، باید زید شود. این محال است، زیرا:

  • اگر به هر ترتیبی ترکیب شوند، باید کره توپر نیز زید باشد.
  • اگر تنها با نظم خاص، باید زید مرده در برخی احیان زنده باشد، که تناقض است.
نکته کلیدی: اصالت ماده، هویت انسان را به اجزاء فروکاسته و صورت نوعیه را بی‌اثر می‌سازد. این دیدگاه، با اصل علیت و ضرورت صورت در تحقق نوع، ناسازگار است.

نتیجه‌گیری بخش سوم

نقد صدرالمتألهین، قول خواجه و قوشجی را در بنیادش سست می‌سازد. اصالت ماده، نه تنها با فهم حیات ناسازگار است، بلکه هویت انسان را به امری مکانیکی فروکاسته و معاد را از معنای حقیقی‌اش تهی می‌سازد.


جمع‌بندی نهایی

این بررسی، سه محور اساسی را روشن ساخت: نخست، نزاع در شئونیت شیء میان اصالت ماده و اصالت صورت؛ دوم، تبیین قول خواجه و قوشجی در معاد جسمانی بر پایه بقای اجزاء؛ سوم، نقد صدرالمتألهین بر این دیدگاه به عنوان سخيف‌ترین بیان متکلمین. در نهایت، معاد جسمانی حقیقی، نه در بقای اجزاء مادی، بلکه در بقای نفس و صورت نوعیه در نشئه اخروی نهفته است. این معنا، با اتصال جسم و وحدت حقیقت انسانی، سازگار است و از فروکاستگی به ماده، مبرا.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)