متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
نوار اسفار ـ جلد نهم ـ شماره ۱۱۵
شرح مبسوط صدرالمتألهین بر فصل «رجوع نفس إلی ذاتها عند الفراغ من البدن»
بخش اول: بدن، قشر و مانع نفس
آیا نمیبینی که هرگاه نفس از اشتغال به حفظ این بدن و از حرکات ضروری آن فارغ میگردد، به سوی ذات خویش بازمیگردد؟ این بدن، بنایی ویران و متلاشیشونده است؛ مجتمعی از امور متنافر که ذرهذره به سوی انفکاک میشتابند و حواس ظاهری نیز از فعل خویش بازمیمانند، خواه به سبب خواب، خواه اغماء، و خواه به سبب انصراف توجه نفس به جنبه عالیه به قوت فطری یا مکتسبی. آنگاه نفس فرصت را غنیمت شمرده، به ذات خود بازمیگردد؛ هرچند این رجوع، جزئی است نه کلی.
|
نفس در عالم ناسوت، مجرد است اما با بدن کار میکند؛ ماده، زمینه اعدادی برای نفس است. هر عارضهای در بدن یا نفس، فراغت نفس را مخدوش میسازد و هرگاه این عوارض برطرف شود، استجماع نفس افزون میگردد. |
بدن برای نفس همچون قشری است که نفس را در بر گرفته. اگر این قشر فرو ریزد یا نفس از آن فارغ گردد، قدرت نفس در تعقل، اختراع صور، و خلق سجایای نفسانی به مراتب شدیدتر و أکد میشود؛ چه در نعیم و چه در جحیم. این امر، امری طبیعی است و نیاز به استدلال طولانی ندارد.
بخش دوم: تمثیل کبوتر و سنگ بسته به پا
بدن برای نفس مانند کبوتری است که سنگی به پایش بستهاند یا پرهایش را کوتاه کردهاند؛ میخواهد اوج گیرد اما نمیتواند. اگر سنگ گشوده شود و پرها کشیده گردد، قدرت پروازش با پیش از آن قابل مقایسه نیست. همینگونه است نفس در ظرف ناسوت؛ اگر بتواند تعادل قوا را حفظ کند و به استجماع رسد، حتی در همین عالم مادی نیز کارهایی میکند که در عالم آخرت ممکن است، هرچند تحصیل این اعتدال و استجماع دشوار است مگر برای اولیای کامل و سالکان واصل.
|
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در ناسوت از همه قویتر بود و در تجرد نیز از همه قویتر؛ هم به معراج رفت و هم نمازش از همه کاملتر بود و هم نصیبش از ماده بیش از دیگران بود، زیرا قابلیت و استجماعش اقتضا میکرد که در هر دو نشئه، أقوی باشد. |
بخش سوم: اشتغال، بزرگترین سارق فراغت نفس
هرگاه نفس از اشتغال و حرکات ضروری حفظ بدن فارغ شود، بار علمی و معنوی بیشتری میگیرد. امروز سخن مد روز این است که «خیلی گرفتاریم». این همه گرفتاری برای نفس و آخرت چه خاصیت دارد؟ هیچ. در گذشته، اهل علم در پنج سال بار میگرفتند؛ امروز در سی سال هم نمیگیرند، زیرا اشتغالات مانند پتک بر مغز میکوبد و علم متراکم نمیشود. رفع اشتغال، یکی از اسرار موفقیت در علم و سلوک است.
بخش چهارم: حواس باطنی نفس و ادراک در خواب و مرگ
نفس در ذات خویش، سمع و بصر و شَم و ذوق و لمس دارد، مستقل از بدن. در خواب و اغماء با همین حواس باطنی میبیند و میشنود. در عالم آخرت این حواس باطنی أتم و أصفى میشوند، زیرا حواس ظاهری قشرهایی برای آن بودند. ادراک نفس در حالت استجماع، عین قدرت و خلق است: «إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ».
|
فَکَشَفْنَا عَنْکَ غِطَاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ «پس پرده را از برابر دیدگان تو برداشتیم، پس امروز دیدگانت تیزبین و نافذ است» (سوره ق: ۲۲) |
بخش پنجم: نقد و تصحیح دو اشکال بر کلام صدرالمتألهین
فراغت کامل منوط به مرگ نیست؛ سالک زنده نیز با «موتوا قبل أن تموتوا» به فراغت تام میرسد. همچنین هر مردهای دچار تعفن نمیشود؛ اولیای کامل حتی پس از مرگ، بدن خویش را حفظ میکنند و ترنمات روحیشان باقی میماند. بنابراین سخن صدرالمتألهین در این دو جمله نیازمند تصحیح است.
جمعبندی نهایی
نفس انسانی هرگاه از قیود مادی و اشتغالات دنیوی فارغ گردد، خواه در خواب، خواه در خلوت عارفانه، و خواه در عالم آخرت، به ذات مجرد خویش رجوع میکند و قدرت ادراک و خلقش به مراتب افزون میگردد. این رجوع، عشق حقیقی و بازگشت به مبدأ اعلی است. اولیای کامل نشان دادند که حتی در نشئه ناسوت نیز میتوان به این فراغت و استجماع رسید و در هر دو عالم، أقوی بود.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!