الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 117

متن تحقیق





معرفت معاد در ترازوی حکمت متعالیه


برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش هفدهم: شگفتی از قناعت اکثر منتسبان به علم به مرتبه عوام در معرفت معاد

شگفت‌انگیز است که بیشتر کسانی که خود را به دانش منسوب می‌دارند، به مقامی که شایسته عوام و ناقصان است بسنده کرده‌اند؛ همان‌گونه که در کتاب گران‌سنگ اسفار الاربعه، جلد نهم، صفحه ۳۸۰ و پس از آن آمده است:

و العجب من أکثر المنتسبین إلی العلم کیف قنعوا بمرتبة العوام و الناقصین کالنساء و الصبيان…

اینان در معرفت معاد – که معرفتی عینی و واجب عینی است – به همان مقدار اندک که عوام را از گناه بازمی‌دارد و آنان را به خوف آخرت وامی‌دارد، اکتفا کرده‌اند؛ در حالی که این مقدار برای اهل علم کفایت نمی‌کند.

معرفت به سرانجام نفس و قیامت و معاد، از واجبات عینی است؛ هر انسانی مکلف است اطلاعات کافی و حقیقی درباره عاقبت خود داشته باشد. اما بسیاری از اهل ظاهر و منتسبان به علم، عمر گران‌بهای خویش را در فروع کفایی یا مسائل نادرالوقوع صرف می‌کنند و از واجب عینی غفلت می‌ورزند.

تبیین مراد از «ناقصات العقول» در روایات

عبارت «کالنساء و الصبيان» نباید به سوء برداشت شود. مراد از نقص زنان در عقل، به هیچ روی دیوانگی یا بی‌عقلی نیست، بلکه امری کاملاً طبیعی و حکیمانه است. خداوند متعال به جهت حمل و پرورش اولاد – که خود زمینه‌ساز معراج انسان است – عاطفه و احساسات زن را به مراتب قوی‌تر از مرد قرار داده است.

در مرد، عقل و دوراندیشی غالب است و در زن، عاطفه و دل. این دو، مکمل یکدیگرند؛ چنان که ازدواج نیز برای تکمیل این دو جنبه انسانی وضع شده است. اگر زن نیز در عقل با مرد برابر بود، یکی از آن دو زاید می‌شد.

مرد با عقل خویش اداره می‌کند و زن با عاطفه خویش پرورش می‌دهد؛ مادر نه ماه فرزند را در دل می‌پرورد و پدر نیم ساعت او را در آغوش نمی‌تواند نگه دارد. این تفاوت، نه نقص که کمال است.

از همین روست که حق طلاق به مرد واگذار شده است؛ زیرا اگر به دست زن بود، هر لحظه به انگیزه عاطفی طلاق می‌داد و پس از دو روز پشیمان بازمی‌گشت. عقل مرد مانع تصمیم‌گیری شتابناک می‌شود، هرچند دلش آزرده باشد.

پس «نقص عقل» زنان نسبی است – یعنی نسبت به قوت عاطفه‌شان – و همین نقص ظاهری، کمال حقیقی آنهاست. آنچه برای مرد حسن است، برای زن ممکن است نقص باشد و بالعکس؛ مرد اگر ترسو باشد قبیح است، اما زن اگر خوف و حیا داشته باشد، محمود است.

نقش زن و مرد در نظام اجتماعی از دیدگاه حکمت اسلامی

زن موجودی خانگی-اجتماعی است و مرد موجودی اجتماعی-خانگی. اصل زن خانه است، اما باید ویژگی‌های زنانه جامعه را خود اداره کند: پزشک زنان، معلم دختران، فروشنده لباس زنان، جراح زنان و مانند آن. بسیاری از این مشاغل، واجب کفایی بر زنان است و انجام آن توسط مردان حرام یا کراهت شدید دارد.

لازم نیست زن مهندس راه و ساختمان یا قاضی یا وکیل شود؛ اینها انحراف از مسیر فطرت است. جامعه سالم آن است که مشاغل بر اساس شأن زنانه و مردانه کدبندی شود، نه اینکه همه مشاغل برای همه باز باشد و سپس فساد و فحشا رواج یابد.

بخش هجدهم: مراتب سه‌گانه اعتقاد به معاد

اعتقاد به معاد سه مرتبه دارد:

۱. مرتبه عوام: معاد جسمانی صرف
۲. مرتبه متکلمین و اکثر علما: معاد روحانی با بازگشت روح به همین اجسام یا اجسامی مانند آن
۳. مرتبه راسخون فی العلم: معادی که کنه آن را جز خدا و راسخان در علم نمی‌دانند

مرتبه اول: اعتقاد عوام و کسبه و تجار

برای عوام، کسبه، صنعتگران و کسانی که امکان تأمل در حقایق را ندارند، اعتقاد عام به معاد جسمانی کافی و بلکه مفید است. این اعتقاد، حسّی است و آنان را به عمل خیر و ترک شر و ادای امانت و وفای به عهود و صحت معامله و نصیحت در معامله و حسن معاشرت وامی‌دارد.

مرتبه دوم: اعتقاد متکلمین

این گروه معتقدند که در انسان جواهر لطیفه‌ای به نام روح وجود دارد که با مرگ از بدن خارج می‌شود و در قیامت به همین اجسام یا اجسامی دیگر بازمی‌گردد تا پاداش یا کیفر ببینند. این رأی بهتر از رأی عوام است، اما هنوز به حقیقت نرسیده است.

مرتبه سوم: معرفت اولیای کامل

راسخان در علم، معادی می‌بینند که کنه آن را جز خداوند و آنان نمی‌دانند. این مرتبه، فراتر از تصور عوام و متکلمین است.

كُلٌّ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَرْدًا
هر کس روز قیامت تنها و بی‌هیچ یاور و همراهی به پیشگاه خداوند می‌آید.

برخی این آیه را به تجرد از ماده تأویل کرده‌اند، اما این تأویل خلاف ظاهر قرآن کریم است. «فرداً» به معنای تنهایی و بی‌یاوری است، نه الزاماً تجرد از ماده.

كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ
همان‌گونه که نخستین بار آفرینش را آغاز کردیم، دوباره آن را بازمی‌گردانیم.

این آیه نیز مجمل است و نمی‌توان از آن مستقیماً تجرد یا تجسد را استنتاج کرد.

جمع‌بندی نهایی

معرفت حقیقی معاد، واجب عینی است و اکثر منتسبان به علم در آن به مرتبه عوام بسنده کرده‌اند. حقیقت معاد فراتر از تصور جسمانی صرف یا بازگشت روح به اجسام عنصری است و تنها راسخان در علم به کنه آن راه یافته‌اند. باید از تأویلات دور از ظاهر قرآن کریم پرهیز کرد و قرآن را محور قرار داد، نه اینکه آرای فلسفی خود را بر آن قالب کنیم.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)