الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 120

متن تحقیق





نوار اسفار ـ جلد نهم ـ درس ۱۲۰


برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش یکم: الأصل الخامس من اصول صدرالمتألهین فی المعاد الجسمانی

اصل پنجم از اصول مشهور ملاصدرا در باب معاد جسمانی، از مهم‌ترین ارکانی است که وی برای ترسیم معاد جسمانیِ مورد نظر خویش بدان استناد جسته و می‌توان گفت نزدیک‌ترین اصول به اثبات آن غرض است. متن اصل چنین است:

الأصل الخامس: أن کل مرکب بصورته هو هو لا بمادته، فالسرير سريرٌ بصورته لا بمادته، والسیف سیفٌ بحدّته لا بحدیده، والحیوان حیوانٌ بنفسه لا بجسده، وإنما المادة حاملة قوة الشیء وإمکانه وموضوعة لانفعالاته وحرکاته.

مراد این است که حقیقت و هویت هر شیء مرکب، به «صورت» آن است نه به «ماده»اش؛ و صورت در اینجا به معنای فلسفی آن، یعنی همان وجود خاص و تشخّص و هويت حقیقی شیء است، نه شکل ظاهری و تمثال عرفی.

غرض صدرالمتألهین از این اصل

غرض اصلی، اثبات امکان تحقق انسان در عالم آخرت با حفظ جمیع کمالات نوعیه و حتی جسميت، ولی بدون نیاز به همان ماده عنصری دنیوی است. زیرا اگر صورت نوعیه (نفس ناطقه) موجود شود، تمام مراتب پایین‌تر (نباتی، حیوانی، جسمانی) در آن به نحو أتم و أکمل موجود خواهد بود؛ و ماده صرفاً ظرف نقص و امکان است، نه جزء حقیقت.

و بالجملة نسبة المادة إلى الصورة نسبة النقص إلى التمام، فالنقص یحتاج إلى التمام والتمام لا یحتاج إلى النقص.

نقد تمسک به عرف و لغت در مثال‌های ملاصدرا

مثال‌های ملاصدرا (سرير، سیف، گل) از حیث عرفی یکسان نیستند:

  • سرير چوبی یا آهنی یا شیشه‌ای، در عرف «سرير» نامیده می‌شود → عرف به ماده اعتنا ندارد.
  • اما گل پلاستیکی را هیچ عاقلی «گل حقیقی» نمی‌داند → عرف به ماده توجه دارد.
  • سیف نیز حدّت است، نه حديد؛ اما عرف در سیف به ماده (آهن) نیز توجه دارد.

بنابراین نمی‌توان با استناد صرف به اطلاقات عرفی، حکم فلسفی کلی صادر کرد. بحث ما فلسفی است نه ادبی؛ باید به هويت وجودی و حقیقت شیء توجه کنیم، نه به آنچه عرف می‌گوید یا نمی‌گوید.

اگر بحث عرفی باشد، محلش باب اطلاق و تقیید و صحت سلب است؛ اما ما در صدد اثبات معاد جسمانی هستیم، پس باید فیلسوفانه سخن بگوییم.

صورت به معنای فلسفی، نه عرفی

مراد از «صورت» در این اصل، همان حقیقت وجودی و نحو وجود خاص شیء است، چنان‌که ملاصدرا در جای دیگر فرموده:

حقیقة کل شیء هو نحو وجوده الخاص.

پس تکیه بر «مردم می‌گویند میز است» یا «گل پلاستیکی را گل نمی‌گویند» بی‌فایده است؛ چه، بحث ما در ساحَت وجود و هويت است، نه در ساحَت لغت و عرف.

صورت نوعیه = وجود = فصل اخیر

در تحلیل نهایی:

  • جنس (مثل حیوانیت) از قبیل ماهیت است (به شرط لا).
  • فصل اخیر (ناطقیت) عين وجود است (لا بشرط).

پس وقتی می‌گوییم «حقیقت انسان صورت اوست»، یعنی وجود خاص انسان است، نه مفهوم ماهوی دیگر.

فصل اخیر در ماهیات مرکب، اصل الماهیة النوعیة است؛ اما این «ماهیة» در برابر وجود نیست، بلکه خود وجود است.

تعریف أکمل: تعریف به لوازم وجودی، نه به جنس و فصل

تعریف حدی (جنس + فصل) اگرچه صحیح است، اما أکمل نیست. أرفع تعریف، تعریف به لوازم و عوارض وجودی است؛ زیرا جنس و فصل بیانگر ظرف الوجودند، اما لوازم وجودی بیانگر خود حقیقت وجودی.

این همان کلام شیخ‌الرئیس در الحکمة المشرقیة است:

إن البسائط قد یُحدّ باللوازم التی توصل الذهن إلى حاق الملزومات… وتعریف بها لیس أقل من التعریف بالحدود.

دو اعتبار در ماهیت نوعیه انسان

  1. اعتبار تفصیلی → لابد من إیراد جمیع المعانی بحذافیرها (ماده + صورت اتصالیه + نباتیه + حیوانیه + ناطقه).
  2. اعتبار إجمالی → فقط نفس ناطقه کافی است که جمیع مراتب پایین‌تر در آن به نحو أبسط و أعلى موجود است.
وجود تفصیلی انسان = ماده جوهرية + صورت اتصالیه + نباتیه + حیوانیه + ناطقه
وجود إجمالی انسان = فقط النفس الناطقة که جامع جمیع این مراتب به نحو أتم است.

نتیجه بخش یکم

حقیقت انسان نفس ناطقه است که عين وجود او و عين تشخّص اوست. این نفس در قیامت می‌تواند تمام کمالات نوعیه و حتی جسميت را (به نحو أتم و أشرف) بدون اتکاء به ماده عنصری دنیوی داشته باشد. بنابراین معاد جسمانی ممکن است، اما نه لزوماً با عین ذرات دنیوی، بلکه با «صورة جسمانیة» صادر از نفس ناطقه.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)