متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش ۱۲۴: وجود عالم خیال و مراتب قوت و ضعف آن در نفس انسانی
وجود عالم مثال و استقلال آن از عالم حس
صور خيالى، هرچند از نظر شدت وجود و قوام جسمانى ضعيفتر از صور حسىاند، ولى وجودى مستقل دارند. دليل آن روشن است: اگر اين صور در عالم ماده و حس موجود بودند، هر انسان سالمالحواس بايد آنها را مىديد، حال آنكه تنها صاحب نفس آنها را در خواب يا تخيّل مشاهده مىكند. پس اين صور در عالمى غير از عالم حس وجود دارند؛ عالمى كه از عالم ماده غايب است و به آن «عالم خيال» يا «عالم مثال» يا «عالم صور معلّقه» مىگويند.
تفاوت ميان صورت حسى و صورت خيالى
تفاوت ميان اين دو دسته صورت تنها در مرتبهٔ قوام و ثبات است، نه در اصل وجود يا ماهيت. صورت حسى از آنرو ثابتتر و قوىتر است كه نفس تمام همّت خويش را به حواس ظاهره معطوف داشته و قواى حيوانى و طبيعى در خدمت آناند. اما صورت خيالى از آنرو ضعيف و ناپايدار است كه نفس به امور ديگر مشغول است و همّت او پراكنده. پراكندگى همّت، بزرگترين آفت كمال نفس است؛ همچون چاهكنى كه هر روز جاى كلنگ را عوض كند، هرگز به آب نرسد.
تقويت قوهٔ خيال و ظهور كرامات
اگر نفس به جاي پراكندگى، استجماع قوا كند و قوهٔ خيال بر قواى حسى و مزاجى غالب شود، تصرّفات خيالى در عالم بيدارى ممكن مىگردد. در اين حالت، صور خيالى به مرتبهاى از قوام و شدت وجود مىرسند كه تأثيرشان از تأثير محسوسات مادى قوىتر مىشود. اين همان حالتى است كه در اصحاب كرامات و خوارق عادات مشاهده مىكنيم؛ كارهايى كه در خواب به آسانى انجام مىدهند، در بيدارى نيز به اراده ظاهر مىسازند.
سه مرتبهٔ اصلى عوالم وجود
با وجود كثرت نشئات و عوالم، همهٔ آنها در سه مرتبهٔ كلى منحصرند:
- عالم طبيعت و ماده (ادنى مراتب)
- عالم مثال و خيال (اوسط)
- عالم عقل و مثل الهيه (اعلى)
هرچند دار الوجود واحد است و عوالم به يكديگر مرتبطاند، اما از جهت شدت و ضعف وجود، مراتبى متمايز دارند. عالم ماده ضعيفترين است، عالم مثال قوىتر، و عالم عقل قوىترين.
اختصاص نفس انسانى به سه كَوْن
فرشتگان تنها كون عقلى دارند، حيوانات تنها كون طبيعى، اما انسان از آغاز طفوليت كون طبيعى دارد و به تدرّج مىتواند كون نفسانى (مثالى) و سپس كون عقلى بيابد، در حالى كه شخصيت واحد او باقى است. اين ويژگى، انسان را معراجپذير و ظرف كمال بىنهايت مىسازد.
تدرّج انسان از كون طبيعى تا كون عقلى
انسان در آغاز، «انسان بشرى» است؛ يعنى موجودى با كون طبيعى و حواس ظاهره. سپس به تدريج و با تصفيهٔ نفس، شيئاً فشيئاً در جوهر خود لطافت مىيابد تا «انسان نفسانى» شود؛ موجودى كه صلاحيت بعث و قيام در نشئهٔ آخرت را دارد و داراى اعضاى نفسانى است. و اگر باز هم عروج كند، به مرتبهٔ «انسان عقلى» مىرسد كه داراى اعضاى عقليه است و در قرآن كريم، در مقابل «اكثر الناس» قرار دارد.
(مريم: ۷۱)
و هيچ يك از شما نيست مگر آن كه داخل آن (آتش) مىشود؛ اين بر پروردگارت حكمى قطعى و مقدّر است.
(مريم: ۷۲)
سپس پرهيزگاران را نجات مىدهيم و ظالمان را در آن به زانو درافتاده وا مىگذاريم.
نكتهٔ پايانى: لزوم استجماع قوا و تمركز همّت
كمال انسان در گرو تمركز نيروها و استجماع قواست. هر پراكندگى، ضعف نفس مىآورد و هر تمركز، قوت. پهلوان پيش از ميدان، تمرين را ترك مىكند تا انرژىاش متمركز شود؛ عارف نيز همّت خود را از كثرات برمىگيرد و به وحدت معطوف مىدارد تا در عالم خيال و عالم عقل، تصرّف كند و به مراتب عاليه دست يابد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!