متن تحقیق
انسان کامل و سلوک وجودی از ناسوت تا لقای ذات
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش ۱۲۵ ـ انسان سوم و اعضاء عقليه
یکی از دقیقترین تأملات فلسفی در باب انسان، سخن از «انسان سوم» است که دارای اعضاء و جوارح عقلی است. این تعبیر، همان است که معلم الفلاسفه در کتاب منسوب به اصولوجیا از آن یاد کرده و مرحوم صدرالمتألهین آن را نقل نموده است. انسان سوم، مرتبهای است که در آن، جوارح و قوای انسانی از نشئه حس و مثال فراتر رفته و به مرتبه عقل محض ارتقا یافته است.
سه عالم و حضور أکمل انسان در هر یک
عوالم وجود سهگانهاند: عالم ماده، عالم مثال، و عالم عقل. انسان، تنها موجودی است که در هر سه عالم به نحو أکمل حضور دارد و در هر عالم، اعضاء و جوارح متناسب با آن عالم را داراست. در عالم حس، اعضاء حسی مادی دارد؛ در عالم مثال، اعضاء مثالی؛ و در عالم عقل، اعضاء عقلی. این اعضاء، هماکنون در وجود انسان بالقوه موجودند و با سلوک و ریاضت به فعلیت میرسند. در اولیای الهی، این فعلیت هماکنون حاصل است؛ از اینرو، میان ناسوت و عقل برای آنان تفاوتی نیست.
اختصاص سلوک تام به نوع انسان
اگرچه همه موجودات متوجه حضرة إلهیهاند و بر صراط مستقیم قرار دارند، لیکن تنها انسان است که بر صراط مستقیم «منتهیاً إلی النهایة الأخیرة» عبور میکند. سایر موجودات اگر بخواهند به کمال لایق خود برسند، باید از طریق انسان و اتصال به او راه برند. همانگونه که گل از خاک به واسطه همنشینی با گل میرسد، خاک نیز تنها از طریق انسان به مراتب عالیه نایل میگردد.
ترتیب نشئات در نزول و صعود
ترتیب نشئات در رجوع صعودی به سوی خداوند متعال، برعکس ترتیب ابتدایی نزولی است. نزول از حق به سوی ماده به نحو إبداع و بدون زمان و حرکت است، اما صعود از ماده به سوی حق، به اراده انسان و با زمان و حرکت واقع میشود. از اینرو، انسان پیش از حدوث شخصی مادی خود، أکوان سابقه داشته است؛ چنانکه افلاطون الهی برای نفوس انسانی کون عقلی پیش از بدن اثبات کرد و صدرالمتألهین آن را جمع نمود: جرمية الحدوث و روحانية البقاء.
طینتهای متفاوت نفوس و قلوب
روایات معصومین علیهمالسلام بر تفاوت طینتهای نفوس و قلوب دلالت دارد:
فطرت بینهایتطلب انسان
انسان به حسب فطرت اصلیه، متوجه آخرت است؛ حتی کافر و فاسق. دنیا هرگز او را سیراب نمیکند، زیرا متاع آن محدود و فانی است. حرص و طمع بینهایت در نهاد بشر، نشان از ظرف بینهایت او دارد. فرعون وقتی گفت «أنا ربّکم الأعلی»، «ربّکم الأعلی» را درست گفت، اما «أنا» را به دروغ افزود. اولیای خدا همان «ربّکم الأعلی» را میگویند، ولی «أنا» را محو میکنند تا بگویند: «لیس فی جبّتی إلا الله».
نسبت دنیا به آخرت: طفولیت به بلوغ
نسبت دنیا به آخرت، نسبت طفل به بالغ است. مکان، مهد کودک است؛ زمان، دایه؛ طبیعت، مادر؛ و نبات و حیوان، ثدیهای او. با بلوغ جوهرى و نفخ صور اولیٰ (موت طبیعی)، انسان از این نشئه خارج میشود و به وجود اخروی صوری (مثالی) میرسد.
موت، برزخ و راههای صعود
موت، آخر منازل دنیا و اول منازل آخرت است. پس از موت، ممکن است انسان در برخی برازخ متوسط محبوس گردد، مدتی طولانی یا کوتاه. راههای صعود سریع:
- بنور المعرفة
- بقوّة الطاعات (که متفرع بر معرفت است)
- بجذبة ربانیّة (برای محبوبان)
- بشفاعة الشافعین، که آخرین شفیع، أرحم الراحمین است
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!