الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 127

متن تحقیق





دفع شبهات منکران معاد جسمانی


دفع شبهات منکران معاد جسمانی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره
(نوار اسفار، جلد نهم، نوار ۱۲۷)

بخش نخست: مبنای صدرایی حل تمام شبهات معاد جسمانی

اصل بنیادین در حل تمام اشکالات معاد جسمانی، همان است که در اصول حکمت متعالیه مکرراً بیان شده است: وجود حق است، شیئیت شیء به صورت نوعی و حقیقت نوری آن است، و ماده در تحقق هویت و شخصیت فرد هیچ‌گونه اصالتی ندارد. نفس ناطقه، جوهر مجردی است که تشخص و هویت انسان به اوست، نه به بدن مادی خاص. بدن، همچون لباسی است که هرگاه نفس به آن تعلق گیرد، «بدن او» نامیده می‌شود، و هرگاه از آن جدا شود، دیگر تعلقی به هویت شخص ندارد.

تشخص هر انسانی منحصراً به نفس اوست، نه به مادهٔ خاص بدن. بدن در ظرف لزوم، لباس نفس است؛ هر بدنی که نفس به آن تعلق گیرد، همان بدن اوست و در روز قیامت، نفس همان بدن را با کمال مطلوب می‌آفریند، بی‌آنکه نیازی به جمع‌آوری ذرات پیشین باشد.

بنابراین، در معاد جسمانی، لازم نیست همان اتم‌ها و مولکول‌های روز گناه یا روز مرگ دوباره جمع شوند تا عذاب یا ثواب محقق گردد؛ همان‌گونه که در دنیا نیز برای مجازات یا مکافات، گوشت و استخوان سابق مجرم را جست‌وجو نمی‌کنند، بلکه همین‌که یقین شود «این همان شخص» است، کافی است.

بخش دوم: شبهه آکل و ماکول و اندفاع آن

از دیرباز، یکی از مشهورترین شبهات منکران معاد جسمانی، شبهه آکل و ماکول بوده است: اگر انسانی را انسان دیگری بخورد (مثلاً در جنگ یا قحطی)، ذرات بدن مأکول در بدن آکل داخل می‌شود. روز قیامت این ذرات به کدام‌یک بازگردانده می‌شود؟ اگر به مأکول بازگردد، بدن آکل ناقص می‌شود؛ اگر به آکل، بدن مأکول ناقص می‌گردد. و اگر به هر دو داده شود، یک ماده در دو بدن خواهد بود که محال است. و اگر آکل کافر و مأکول مؤمن باشد، لازم می‌آید که بخشی از مؤمن در عذاب کافر قرار گیرد و بخشی از کافر در نعمت مؤمن.

جواب حکمت متعالیه: چون هویت و شخصیت به نفس است و ماده هیچ اصالتی در تشخص ندارد، هر بدنی که نفس مؤمن در قیامت به آن تعلق گیرد، «بدن کامل او» خواهد بود، و هر بدنی که نفس کافر به آن تعلق گیرد، «بدن کامل او»ست. ذرات مشترک هیچ مشکلی ایجاد نمی‌کند، زیرا ماده در هویت دخالت ندارد.

متکلمین برای پاسخ، به تفکیک «اجزای اصلی» و «اجزای فرعی» تمسک جستند و گفتند اجزای اصلی در بدن باقی می‌ماند و خداوند آنها را حفظ می‌کند، اما این پاسخ با واقعیت هضم کامل، دفع، و تبدیل مجدد مواد در زنجیره غذایی کاملاً ناسازگار است و از همین‌رو، در کلام صدرالمتألهین «رکیک» شمرده شده است.

بخش سوم: شبهه محدودیت زمین در برابر بی‌نهایت نفوس

شبهه دیگر: جرم زمین محدود است، اما نفوس انسانی از آدم تا قیامت نامتناهی‌اند. چگونه همه این نفوس با بدن‌های جسمانی در زمین محدود جای می‌گیرند؟

جواب صدرایی:
اولاً: لازم نیست همه ماده پیشین آورده شود.
ثانیاً: هیولی (ماده اولی) بالقوه قابل انقسام و توسعه تا بی‌نهایت است.
ثالثاً: در قیامت «تبدل الأرض غير الأرض» رخ می‌دهد؛ زمین به زمینی با ابعاد و خواص دیگر تبدیل می‌شود که قابلیت پذیرش بی‌نهایت بدن را دارد.
﴿يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ﴾ (ابراهیم:۴۸)
روزی که زمین به غیر این زمین مبدل گردد و آسمان‌ها نیز، و همه در پیشگاه خداوند واحد قهار ظاهر شوند.

بخش چهارم: مکان بهشت و جهنم و بطلان تصورات مکانی متکلمین

شبهه دیگر: بهشت و جهنم اگر جسمانی و موجود باشند، اکنون کجایند؟ داخل طبقات آسمان‌ها؟ بین طبقات؟ پشت فلک الافلاک؟ اگر در جهتی از جهات عالم باشند، یا تداخل لازم می‌آید یا انفصال، و هر دو محال است. و اگر خارج از عالم باشند، در لامکان نمی‌توان مکان داشت.

متکلمین گاهی به امکان خلأ، گاهی به تأخیر خلقت بهشت و جهنم، گاهی به انفتاح آسمان‌ها برای جای دادن بهشت تمسک جستند، و همه این پاسخ‌ها از ضعف مبانی فلسفی آنان ناشی شده است.

در حکمت متعالیه، بهشت و جهنم حقایق ملکوتی‌اند که در نشئه آخرت به صورت جسمانی متجلی می‌شوند. بحث مکان ناسوتی، فلک الافلاک، خلأ فلسفی یا فیزیکی، و انفتاح سماء، همگی بی‌معنا و ناشی از تصور مادی محض است.

بخش پنجم: نقد روش‌شناختی متکلمین و ضرورت حکمت و عرفان

ریشه همه این پاسخ‌های نادرست، عدم ورود از درِ خانه است. متکلمین چون نفس را مجرد نمی‌دانند و معاد را صرفاً مادی می‌پندارند، ناچار در گل می‌مانند. آنان محسوسات را به‌درستی نشناخته‌اند، اما به معقولات و الهیات روی آورده‌اند؛ منطق و ریاضیات و طبیعیات نمی‌دانند، اما حجج و قیاسات می‌آورند؛ هدفشان اصلاح نفس و تطهیر قلب نیست، بلکه ریاست و جاه و فتوا برای سلاطین جور است.

از بزرگ‌ترین مصیبت‌ها این است که با عقول ناقص و آراء سخیف، با حکما و عرفا بیش از کافران و یهود و نصارا خصومت می‌ورزند و حکمت و نجوم و هندسه و طب را کفر و زندقه می‌شمارند، در حالی که قرآن کریم مکرراً به آسمان‌ها و ستارگان قسم یاد کرده و تفکر در آیات آفاق و انفس را مدح فرموده است.

﴿وَكَأَيِّن مِنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ﴾ (یوسف:۱۰۵)
و چه بسیار نشانه‌هایی در آسمان‌ها و زمین است که از کنارشان می‌گذرند و از آن روی‌گردانند.

جمع‌بندی نهایی

تمام شبهات معاد جسمانی (آکل و ماکول، محدودیت زمین، مکان بهشت و جهنم، و هر شبهه دیگر) با دو اصل بنیادین حکمت متعالیه به‌طور کامل و قاطع دفع می‌شود:

۱. اصالت نفس و عدم اصالت ماده در تشخص انسانی
۲. نشئه اخروی بودن بدن (بدن در آخرت از نفس می‌آید، نه نفس از بدن)

تا این دو اصل فهمیده نشود، هر پاسخ دیگری یا رکیک خواهد بود یا ناکافی. و چون این اصول پذیرفته شود، همه شبهات چون کف روی آب فرو می‌نشینند و معاد جسمانی بر وجه تحقیق و کمال اثبات می‌گردد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)