الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 130

متن تحقیق





نقد و بررسی معاد جسمانی در آرای امام ابوحامد غزالی از دیدگاه صدرالمتألهین

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش سیزدهم: تنبیه تفضیحی بر آرای امام غزالی در معاد جسمانی (اسفار اربعه، جلد نهم، ص ۲۹۷۰ به بعد)

تنبیه تفضیحی: أن الشیخ الغزالی قد صرح فی کثیر من مواضع کتبه أن المعاد الجسمانی هو أن یتعلق المفارق عن البدن ببدن آخر و استبعد بل استنکر عود أجزاء البدن الأول.

مقدمه بخش

یکی از مباحث دشوار و پرمناقشه کلام و حکمت متعالیه، چگونگی معاد جسمانی است. در این میان، امام ابوحامد غزالی به عنوان یکی از برجسته‌ترین متکلمان و عارفان اهل سنت، در چندین کتاب خود تصریح کرده که معاد جسمانی عبارت است از تعلق روح مفارق به بدنی دیگر، نه بازگشت همان اجزاء بدن نخستین. صدرالمتألهین در اسفار این دیدگاه را به نقد کشیده و آن را مخلوط میان حشر و تناسخ دانسته است. در این بخش، ابتدا آرای غزالی را به دقت بررسی می‌کنیم، سپس نقدهای صدرالمتألهین را می‌آوریم و در نهایت داوری نهایی را عرضه می‌داریم.

۱. تبیین دقیق کلام امام غزالی

غزالی در آثار متعدد خود از جمله إحیاء علوم الدین، تهافت الفلاسفة، المضنون به علی غیر أهله و الاقتصاد فی الاعتقاد بر این باور است که:

  • روح پس از مفارقت از بدن دنیوی، در قیامت به بدنی دیگر تعلق می‌گیرد.
  • بازگشت همان اجزاء بدن نخستین محال یا دست‌کم بسیار بعید است.
  • مثال مشهور او: زید در مراحل مختلف زندگی (جنین، کودک، جوان، پیر) با وجود تغییر کامل اجزاء، همچنان «زید بعینه» است؛ پس ملاك هویت شخصی نفس است، نه ماده بدن.
  • بنابراین در قیامت نیز نفس همان نفس است، ولی بدن می‌تواند کاملاً جدید باشد.

غزالی می‌گوید: «هو بعینه زید الذی کان شاباً و هو بعینه الذی کان طفلاً صغیراً و جنیناً فی بطن الأم مع عدم بقاء الأجزاء.

۲. تلاش غزالی برای جداسازی حشر از تناسخ

غزالی برای دفع توهم تناسخ، تفکیک ظریفی ارائه می‌دهد:

حشر تناسخ
روح به بدن جدید تعلق می‌گیرد، اما نفس حاکم است و شخص اول باقی می‌ماند روح به بدن جدید تعلق می‌گیرد، اما بدن جدید بر نفس غلبه می‌کند و شخص جدیدی پدید می‌آید (مثلاً زید به حمار تبدیل می‌شود)

به تعبیر غزالی: «فإن حصل من هذا التعلق الشخص الأول کان حشراً لا تناسخاً، و إذا حصل شخص ثانٍ کان تناسخاً».

۳. نقدهای صدرالمتألهین بر غزالی

ملاصدرا در اسفار چندین اشکال بر غزالی وارد می‌کند که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

  1. تناقض ظاهری: غزالی می‌گوید شخص = مجموع روح + بدن، سپس می‌گوید بدن نخستین برنمی‌گردد → پس شخص چگونه بازمی‌گردد؟
  2. تحکّم در فرق میان حشر و تناسخ: چگونه ممکن است زید در بدن نخستین (اگر بازگردد) غیر خودش باشد، اما در بدن حمار خودش باقی بماند؟
  3. خلط میان حشر و تناسخ: در واقع آنچه غزالی توصیف می‌کند، نوعی تناسخ ممکن است، نه حشر حقیقی.
  4. عدم ظهور فرق میان حشر و تناسخ در کلام او.

۴. داوری نهایی بر نقدهای صدرالمتألهین

بررسی دقیق نشان می‌دهد که اکثر اشکالات صدرالمتألهین بر غزالی وارد نیست:

۱. تناقضی در کلام غزالی نیست؛ زیرا وقتی می‌گوید «الشخص إنما هو مجموع الروح و البدن»، مراد «البدن» در قیامت است، نه بدن دنیوی.
۲. تحکّم نیز در کار نیست؛ غزالی اصلاً نمی‌گوید بدن نخستین بازمی‌گردد تا بگوییم «در آن خودش نیست». او از ابتدا بازگشت بدن نخستین را نفی کرده است.
۳. تفکیک او میان حشر و تناسخ بر پایه حاکم و محکوم بودن نفس و بدن، تفکیکی دقیق و قابل دفاع است.

۵. اشکال حقیقی بر غزالی

تنها اشکال وارد بر غزالی این است که:

او از مثال «جنين → جوان → پير» نتیجه گرفت که شخصیت اجزاء در هویت زید دخیل نیست (درست)، سپس بدون دلیل کافی نتیجه گرفت که در قیامت نیز هیچ جزء از بدن نخستین لازم نیست (نادرست). حال آنکه:

  • شخصیت اجزاء (ذرات خاص هشتاد سال عمر) لازم نیست،
    > اما نوعیت اجزاء (همان نوع گوشت، پوست، استخوان انسانی که در تمام عمر همراه زید بود) لازم است.

پس بازگشت همان نوع اجزاء بدن دنیوی در قیامت محال نیست و حتی با ظاهر آیات و روایات سازگارتر است.


﴿يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مَّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدَۢا بَعِيدًۭا ۗ وَيُحَذِّرُكُمُ ٱللَّهُ نَفْسَهُۥ ۗ وَٱللَّهُ رَءُوفٌۢ بِٱلْعِبَادِ﴾ [آل عمران: ٣٠]


ترجمه: روزى که هر نفْس هر عمل نیکى که انجام داده حاضر می‌بیند و هر عمل بدى که مرتکب شده، آرزو می‌کند کاش میان او و آن عمل فاصله‌اى دور بود. و خداوند شما را از خویشتن برحذر می‌دارد و خداوند به بندگان مهربان است.

نتیجه‌گیری بخش

امام غزالی در مسئله معاد جسمانی به خطای روش‌شناختی دچار شده است: از یک مقدمه درست (عدم دخالت شخصیت اجزاء) به یک نتیجه نادرست (عدم نیاز به هیچ جزء از بدن دنیوی) رسیده است. نقدهای صدرالمتألهین بر او گرچه در مجموع صحیح است، اما بیشتر آن‌ها به دلیل عدم دقت در نقل کلام غزالی، بر او وارد نیست. حقیقت آن است که:

  • معاد جسمانی بازگشت نفس به همان نوع بدن دنیوی است، نه بدنی کاملاً بیگانه.
  • بازگشت نوعیت اجزاء بدن نخستین نه تنها محال نیست، بلکه با ظاهر قرآن کریم و سنت نبوی سازگارتر است.
  • تفکیک غزالی میان حشر و تناسخ بر پایه حاکمیت نفس یا بدن، تفکیکی دقیق و قابل قبول است، هرچند مقدمه او ناتمام است.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)