متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش ۱۳۲ ـ بطلان تناسخ و دفاع از معاد جسمانی بر پایه حذف هیولی
مقدمه بخش
در این بخش، ابتدا بطلان قول به تناسخ بهصورت برهانی و قطعی تثبیت میگردد، سپس شبهاتی که بر معاد جسمانی وارد شده ـ بهویژه از ناحیه کسانی که همچنان به هیولی و ماده اولی قائلاند ـ بررسی و رد میشود. در پایان، راه حل حکمی و عرفانیِ مبتنی بر حرکت جوهری و حذف هیولی ارائه میگردد که تنها راه گشایش باب معرفت به معاد جسمانی است.
۱. تثبیت بطلان تناسخ
بطلان تناسخ از امور مبرهن در حکمت متعالیه است، چنانکه در مباحث پیشین به تفصیل بیان شد. آنچه شیخالرئیس ابنسینا در برخی عبارات خود ذکر کرده و برخی آن را به جواز تناسخ حمل کردهاند، هرگز دلالت بر چنین معنایی ندارد. سخن شیخ صرفاً این است که برخی نفوس ضعیف و متوسط پس از مفارقت از بدن، تعلق خیالی به اجسام سماوی پیدا میکنند؛ نه آنکه جوهر نفسانیِ مفارق، نفس آن جرم سماوی گردد.
شیخ صراحتاً میفرماید که چنین تعلقی به معنای تبدیل نفس انسانی به نفس فلکی نیست؛ زیرا لازمهاش آن است که یک جرم فلکی دارای دو نفس گردد: نفس اصلی خود و نفسی که به آن تعلق گرفته است، و این محالِ بالذات است. بنابراین، سخن شیخ هرگز تناسخ نیست، بلکه صرفاً بیان نوعی تعلق خیالی است.
اگر قرار باشد نفس ضعیف انسانی پس از مرگ به جسمی تعلق گیرد، چرا به افلاک عظیم؟ آیا معقول است که نفس به دیوار خانه خود، به آشپزخانه یا به طویلهاش تعلق نگیرد، بلکه به جرم سماوی تعلق گیرد؟ این سخن از بیقافیهگیهای قدما است که نمیتوانستند قافیه را جور کنند، پس سرهمبندی میکردند. اساساً افلاک نفس ندارند تا دو نفس پیدا کنند، و نفس انسانی نیز به هیچ جرم مادی تعلق نمیگیرد.
۲. شبهه عدم امکان معاد جسمانی به دلیل نیاز صورت به استعداد مادی
یکی از مهمترین شبهاتی که بر معاد جسمانی وارد شده، این است که هر صورت مادی جدید، نیازمند ماده مستعدی است که آن استعداد از صورت سابق فراهم آمده باشد. ماده تنها هنگامی برای فیضان صورت بعدی آماده میشود که صورت سابق را پذیرفته و آن را به کمال رسانده باشد. بنابراین، در قیامت که دیگر ماده و صورت سابق وجود ندارد، اعاده بدن محال خواهد بود.
این شبهه تنها در دستگاه کسانی درست است که همچنان به هیولی و ماده اولی قائلاند. اما بر منهج حکمت متعالیه که هیولی را نفی کرده و جسم را صرف فعلیت و حقیقت نفس میداند، باب معاد جسمانی نه تنها مسدود نیست، بلکه کاملاً مفتوح و محقق است.
۳. شبهه غرض از اعاده و بعث
شبهه دیگری که از دیرباز مطرح بوده، این است که اعاده بدن اگر بیغرض باشد، عبث و جزاف است و به حکیم نمیآید. اگر غرض داشته باشد، یا به خدا بازمیگردد که نقص است، یا به عبد بازمیگردد که عجز خداست، یا عذاب است که به حکیم عادل نمیآید، یا لذت است که همه لذات ـ بهویژه لذات حسی ـ دفع آلاماند؛ پس خداوند اول بنده را دچار الم میکند تا بعد آن را دفع کند، و این مانند کسی است که دست دیگری را بشکند، سپس مرهم بگذارد تا لذت ببرد.
رد این شبهه به تفصیل
اولاً، لذت صرفاً دفع الم نیست. گرسنگی خود لذتی ادراکی است، سیر شدن لذتی دیگر. لذات معنوی مانند عشق، معرفت، بهجت و سرور اصلاً دفع الم نیستند. حتی در روایات آمده است:
«الجوع لذة للنفس و ألم للمعده»
پرخوری مرض است، نه آنکه گرسنگی بهطور مطلق الم باشد. کسی که از گرسنگی گریه میکند، بیمار است و نفسش مبتلا به شکمپرستی شده است.
و غذا را با وجود دوست داشتنش، به مسکین و یتیم و اسیر میخورانند.
اینان با وجود احتیاج شدید (خصاصه)، اطعام میکنند؛ یعنی لذت معنوی بالاتر از لذت جسمانی است.
غرض از خلقت و آخرت، غرض زاید نیست که نقص باشد، بلکه غرض ذاتی است: ظهور کامل فیض و کمالات الهی. دنیا ظرف خفا و ناسوت است، آخرت ظرف جلاء و استجلاء. فیاض بالذات باید فیضش دائم باشد، و دوام فیض در یک ظرف ممکن نیست؛ لذا ظروف متعدد لازم است.
آخرت همان ظهور باطن اعمال ماست:
برای آنان است آنچه کسب کردهاند و برای شما است آنچه کسب کردهاید.
و نیز:
هیزم آن، مردم و سنگهاست.
یعنی خود انسانها هیزم آتشاند؛ عملشان آتش میشود.
نتیجهگیری بخش
تمام شبهات یادشده از ذهنهای بسته کلامی و دگم قدما سرچشمه میگیرد که نه برهان کامل داشتند و نه کشف. راه واقعی معاد جسمانی تنها بر منهج حرکت جوهری و حذف هیولی گشوده است؛ منهجی که راه اهلالله و راسخان در علم است؛ کسانی که نور حکمت را از مشکات نبوت میگیرند.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!