متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
نوار اسفار ـ جلسه یکصد و سی و سوم
بخش اول: صورت شبهه و تفاوت آن با شبهه پیشین
شبههای که در این مقام مطرح شده است، از شبهه پیشین متمایز است. شبهه سابق، بحثی فلسفی بود در امکان و امتناع تناسخ و حشر جسمانی، اما شبهه حاضر، بحثی حکمی و حقوقی است در باب غرض خلقت و لزوم یا عدم لزوم جزا و مکافات عمل. پرسش این است که آیا خلقت غرض و غایتی دارد یا فاقد هرگونه غایت است؟ این پرسش، هرچند در کتب کلامی طرح میشود، اما در حقیقت از سنخ مباحث جدلی است و چندان نافع نیست.
بخش دوم: پاسخ اصیل حکمی و فلسفی
پاسخ این شبهه از دو راه روشن میشود:
- حقتعالی غرض زاید ندارد؛ غرض غایی، لازم ذات اوست و زاید بر ذات نیست تا نقص باشد. خلقت، ظهور فعلی خداوند است در شئون گوناگون؛ شئونی که منحصر به نشئه ناسوت نیست، بلکه در نشئه آخرت و ماورای آن نیز ادامه مییابد.
- از منظر جزایی و حقوقی: نتیجه عمل باید در طول عمل باشد، نه در عرض آن. تا انسان در ظرف تکلیف است، جزای کامل ممکن نیست؛ زیرا خود تکلیف نیز عمل است و اگر قصد قربت داشته باشد، عبادت است و جزا دارد. بنابراین، خروج از نشئه ناسوت (به هر نامی: برزخ، آخرت یا غیر آن) شرط ضروری تحقق جزای تام است.
بخش سوم: نقد پاسخ اشاعره
اشاعره در پاسخ گفتند: «لزوم غرض در افعال الهی نیست، و خالی بودن از غرض نیز قبیح است.» این سخن تناقض آشکار دارد؛ زیرا هم لزوم غرض را نفی میکنند و هم خالی بودن از غرض را قبیح میشمارند. اگر غرض زاید باشد، نفی لزوم آن درست است، اما قبیح بودن خلو از غرض زاید بیمعناست. غرض ذاتی و غایی اما از لوازم ظه Bور فعلی حق است و امکان خلو از آن نیست.
بخش چهارم: پاسخ معتزله و نقد آن
معتزله دو پاسخ دادند:
- غرض در معاد، نیل به جزاست؛ یعنی استیفای حق و اجرای عدالت.
- ظهور صدق انبیا.
پاسخ اول قابل قبول است، اما پاسخ دوم ناتمام است؛ زیرا صدق انبیا در همین عالم نیز آشکار است. حتی کافران و مشرکان در دل خود به راستگویی و کمال انبیا اعتراف دارند؛ مانع آنان منافع نفسانی است، نه شک در صدق. بنابراین، آخرت برای اثبات صدق انبیا لازم نیست؛ بلکه برای استیفای جزا و تحقق نتیجه عمل در طول آن ضروری است.
بخش پنجم: بیان بلند مرحوم صدرالمتألهین
بلندترین و کاملترین پاسخ از آنِ مرحوم صدرالمتألهین است:
- تفاوت میان «غرض» (زاید و مرض) و «لازم ضروری ذاتی» روشن شد.
- حقتعالی غرض ندارد، اما افعالش لوازم ضروری دارد؛ مانند آب که جاری است و درخت را سیراب میکند، ولی غرضش سیراب کردن درخت نیست.
- موت، انتقال از نشئه ناسوت به نشئهای بالاتر است.
- لذات و آلام اخروی، لوازم ضروری و تبعات اعمال انساناند؛ چه ارادی و چه عادی.
- فعل خداوند شبیه فعل سلاطین منفعل و دارای حاجت نیست؛ سلاطین مانند سگاند که به دوست دم تکان میدهند و به دشمن پارس میکنند. خداوند و اولیای او منفعل نمیشوند.
- لذات دنیوی از مقوله انفعال است (نفس متأثر از خارج میشود)، اما لذات اخروی از مقوله فعلیت است (نفس خود مبتهج میشود و مؤثر است).
- در بهشت، همه ملذات نفسانی بر وجه فعلیت و کمال حاضر است، نه مانند دنیا که اگر در آن مبالغه شود، به ألم تبدیل میشود.
- دنیا دار مرض است و انبیا اطبای دوّار بالعلماند.
مرحوم صدرا فرمود مثالهای قرآن برای تنبیه نفوس عامه است، اما این سخن正確 نیست؛ زیرا آیه صریح دارد که این امثال را برای عالمان میزنیم، نه برای عوام. عالم نیز در درک حقایق آخرت و نشئات قاصر است؛ لذا خداوند برای او مثال میزند تا حقیقت بر او منکشف گردد.
جمعبندی نهایی
عالم آخرت از سه منظر ثابت و واجبالوقوع است:
- از منظر فلسفی: ظهور فعلی حق در شئون مختلف ایجاب میکند که نشئه ناسوت پایان کار نباشد.
- از منظر حکمی و حقوقی: نتیجه عمل باید در طول عمل باشد؛ و این ممکن نیست مگر در نشئهای دیگر.
- از منظر برهانی و معرفتی: لذات و آلام اخروی، لوازم ضروری و تبعات اعمالاند، نه انفعال از خارج؛ و فعل خداوند مانند طبيب است، نه مانند سلاطین منفعل.
پس شبهه غرض در افعال الهی و لزوم آخرت برای لذت و ألم، از اساس باطل است؛ زیرا غرض زاید در کار نیست، و آخرت برای تحقق کمال نفس و استیفای جزای تام ضروری و واجب است.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!