متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نهم: حجیت ظهورات قرآن کریم در باب معاد جسمانی و صفات خبریه
مقدمه: منشأ تأویل مخرب
منشأ این تأویلات، عجز عقل بشری از اثبات معاد جسمانی و امکان آن با برهان عقلی است. چون متکلمان و فلاسفه در این باب به بنبست رسیدند، به تأویل روی آوردند؛ همانگونه که در آیات صفات خبریه نیز چنین کردند. این اضطرار، نه از روی ضرورت شرعی، بلکه از ناتوانی در فهم حقیقت است.
بخش اول: حجیت ظهورات قرآن کریم در معاد جسمانی
قرآن کریم در صدها آیه با صراحت از بهشت جسمانی، نهرهای جاری، حورالعین، قصور و نعیم مادی سخن گفته است. این ظهورات، حجت شرعی و عقلی است؛ زیرا کلام حکیم، بر وفق فهم عرفی و ظاهر الفاظ نازل شده و عقلاء جهان بر حجیت ظاهر اتفاق دارند.
﴿حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ﴾
﴿لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ﴾
باغهایی از خلد که داخل میشوند در حالی که نهرها از زیر آن جاری است؛ حورانی در خیمهها محفوظ؛ که پیش از آنان هیچ انس و جن به آنان دست نیافته است.
اگر این ظواهر را به «تمثیل برای حقایق معنوی» برگردانیم، اعتماد به کلام الهی از اساس سلب میشود. اگر خداوند نتوانسته حقیقت را برای بشر بیان کند، چگونه فیلسوفان و عارفان ادعای فهم آن را دارند؟
بخش دوم: نقد تأویل تمثیلی و مثالی
برخی گفتند: این آیات برای عوام و اعراب جاهل نازل شده تا با زبان تشبیه و تمثیل، حقایق معنوی را بفهمند. این سخن، از دو جهت باطل است:
- نفی ما فی القرآن است؛ یعنی خداوند را متهم به ناتوانی در بیان حقیقت میکند.
- اثبات آن نیز بیاساس است؛ زیرا هیچ دلیل عقلی یا نقلی بر این ادعا وجود ندارد.
اگر بهشت «مثال» باشد، مانند علفی است که گوسفندان را به سوی کشتارگاه میکشانند؛ و این همان سخن کفار و منکران است که بهشت را فریب خلق برای اطاعت میدانند.
بخش سوم: تفاوت تأویل معصوم با تأویل فلاسفه
تأویلی که معصومین علیهمالسلام انجام میدهند، از نوع مصداقی است؛ مثلاً «یا أیها الذین آمنوا» را به خودشان تأویل میکنند، اما ظاهر را نفی نمیکنند. این تأویل، تکمیلکننده است نه مخرب.
اما تأویل فلاسفه، ظاهر را بالمرّه نفی میکند و میگوید «مراد این نیست»؛ این تخريب است، نه تأویل.
بخش چهارم: ملاک کفر در مسائل اصولی
ملاک کفر، تکذیب خدا و رسول است، نه صرف خطای برهانی. اما انکار معاد جسمانی یا صفات خبریه، اگر به نفی ظاهر قرآن منتهی شود، تکذیب محسوب میشود.
استدلال برخی که «چون قصد ایمان داشته و استفراغ وسع کرده، کافر نیست»، مردود است؛ زیرا در اصول دین، استفراغ وسع عذر نیست. در فروع فقهی، اجتهاد معذر است، اما در اصول، تعبد لازم است.
نتیجهگیری
بهترین دلیل در برابر ناتوانی عقل، «ما أدري» است. ابنسینا صادقانه گفت: «عقلاً نمیفهمم، اما تعبداً قبول دارم». این فهمِ نفهمیدن، از ادعای فهمیدنِ نفهمیدن برتر است.
ما مأمور به فهم همه اسرار عالم و آخرت نیستیم. همانگونه که بزرگمهر گفت: «همه چیز را همگان دانند و همگان از مادر زاده نشدند». وظیفه ما، تسلیم در برابر کلام الهی و حفظ حریم ظهورات قرآن کریم است.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!