متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
ظواهر معاد در قرآن کریم: حقیقت اخروی یا تمثیل و مثال؟
مسألهای که برخی از متأخرین در باب معاد مطرح کردهاند این است که آیا توصیفات قرآنی از آخرت – مانند باغهایی که نهرها زیر آن جاری است، حورالعین مقصور در خیمهها، و قاصرات الطرف – حقیقت خارجی دارد یا صرفاً تمثیل و مثالی است که خداوند برای فهم بشر به کار برده و مراد، حقایق دیگری است که از دسترس ادراک ما بیرون است؟
بخش اول: طرح مسأله و لوازم خطرناک تأویل تمثیلی
اگر فرض کنیم که این ظواهر قرآنی در باب معاد تمثیل باشد، لوازم زیر لازم میآید:
- خداوند، پیامبر و قرآن کریم به تقریر کذب پرداختهاند؛ زیرا به مردم گفتهاند «جنات تجرى تحتها الأنهار» ولی در واقع نه باغی است و نه نهر جاری.
- مردم صدر اسلام – که به تعبیر برخی متأخرین «أجلاف» و قسیالقلب بودند – تنها ظاهر را میفهمیدند. اگر ظاهر کاذب باشد، قرآن برای آنان سرگرمی و فریب بوده است.
- حتی مؤمن مخلص نیز به همین ظاهر ایمان آورده است؛ پس فردا در قیامت خواهد گفت: «ما به کلام تو ایمان آوردیم، ولی آنچه گفتی نبود.»
وعده خداوند حق است و کیست راستگوتر از خدا در گفتار؟
بخش دوم: نقد پاسخ ملاصدرا و پیروان او
مرحوم ملاصدرا در پاسخ به این اشکال میگوید:
- قرآن کریم هم منافع دنیوی دارد (احکام معاملات، نکاح، ارث) که برای همه است و هم منافع اخروی که مخصوص اهل صفاء و انشراح صدر است؛ پس اشکالی ندارد که أجلاف فقط دنیا را بفهمند.
- این ظواهر اگر تمثیل و حکایت نباشند، لوازم سوء لازم میآید، ولی چون مقصود تمثیل حقایق و تصویر نشأه باقیه است، کذب لازم نمیآید.
این پاسخ اساساً به اشکال وارد نیست؛ زیرا اشکال اصلی این نیست که «منفعت اخروی به أجلاف نمیرسد»، بلکه این است که خداوند و قرآن کریم در هر صورت به همه – چه أجلاف و چه أبرار – کذب گفتهاند. حتی اگر ممثَّل وجود داشته باشد، باز هم ظاهر کلام دروغ است و خداوند معما گفته است.
مثال: اگر به کودکی بگویی «کمربند میخرم»، سپس خیار و پیاز بیاوری و بگویی «این کمربند طبیعی است که کمرت را سفت میکند»، این نه صدق است و نه تمثیل مشروع، بلکه کلک و فریب است. خداوند حکیم با بندگانش چنین معامله نمیکند.
بخش سوم: اصل «الألفاظ وضعت لروح المعانی» و صدق ظهور در آخرت
کلماتی چون «جنت»، «نهر»، «حور»، «خیمه» برای روح معنا وضع شدهاند. در آخرت نیز همین روح معنا وجود دارد، لکن به نحو أعلى، أشرف، أدق و أعظم. ممکن است جنت اخروی میلیونها بار بزرگتر و لطیفتر از جنت دنیوی باشد، اما همان جنت است؛ نه «شوونات رحمانی» به جای جنت، و نه «تجلیات أسماء» به جای نهر و حور.
مثال بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده: در آن نهرهایی است از آبی که گندیده نشود، و نهرهایی از شیر که مزهاش تغییر نکند، و نهرهایی از بادهای که برای نوشندگان لذتبخش است، و نهرهایی از عسل مصفّا؛ و برای آنان در آن از هر میوهای هست و آمرزشی از پروردگارشان.
اگر فردا رسیدیم و گفتیم «هذا جنّة»، صدق کرد، کافی است. مجرد باشد یا مادی، نورانی باشد یا جسمانی، مهم نیست؛ همان است که خداوند فرموده است.
بخش چهارم: حجیت ظاهر قرآن در باب معاد و خطر تأویل مخرب
ظاهر قرآن کریم در باب معاد حجت است. هر تأویلی که ظاهر را باطل کند، حتی اگر از بزرگترین فیلسوفان باشد، گمراهی است. تأویل تنها در جایی جایز است که برهان قاطع داشته باشیم (مانند نفی جسم از خداوند که با برهان ثابت شده است).
علامه طباطبایی قدسسره مکرراً میفرمود: «کسی جرات دارد بگوید ظاهر حجت نیست؟ یعنی کسی جرات دارد بگوید من عاقل نیستم؟» ظاهر حجت است و نمیتوان آن را دستکاری کرد.
جمعبندی نهایی
توصیفات قرآن کریم از بهشت و نعیم اخروی – از جنات تجرى تحتها الأنهار تا حور مقصورات فی الخيام – حقیقت خارجی است، نه تمثیل و مثال. هر کس بگوید اینها تمثیل است و مراد چیز دیگری است، قرآن را تکذیب کرده و خداوند و پیامبر را به تقریر کذب و فریب متهم نموده است. این ظواهر، خودِ واقعیت اخرویاند، هرچند ممکن است بالاتر و والاتر از تصور ما باشند؛ اما کلام خداوند صادق است و وعدهاش حق.
و کیست که در گفتار از خدا راستگوتر باشد؟
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!