الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 149

متن تحقیق




ظهور مشاعی وجود و رفع تعارض فطرت توحیدی با سیئه فطریه طبیعت

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش نخست: ظهور مشاعی حق در فعل انسانی و رفع تعارض میان فطرت توحیدی و سیئه فطریه طبیعت

در ذیل فصل یازدهم اسفار اربعه، پس از بیان مراتب و منازل لاتُحصی آدمی، بحثی دقیق و سنگین مطرح می‌گردد که هرچند در نگاه نخست با سیاق مقام تناسب کامل ندارد، لیکن از حیث عمق و اهمیت، شایسته تأمل بسیار است. این بحث با عناوین گوناگون در آیات و روایات فراوان پدیدار می‌شود و نیازمند بررسی یک‌به‌یک در مقام خویش است.

اشکال وارد این است که چگونه می‌توان میان دو دسته از نصوص جمع کرد:

از یک سو، روایت مشهور نبوی: «كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ»
هر نوزادی بر فطرت توحید متولد می‌شود.

و از سوی دیگر، سخن صدرالمتألهین که هر فرد انسانی به واسطه وقوع در عالم طبیعت، استحقاق عذاب نار می‌یابد مگر آنکه نشأت او به طاعت و ترک شهوات تبدیل شود؛ یعنی طبیعت بالذات سیئه فطریه دارد.

نخست باید دریافت که «سیئه فطریه طبیعت» به معنای آن است که انسان در بدو ظهور خویش، با نطفه، علقه، مضغه، خوردن، خوابیدن، شهوت و ظلمت ماده سر و کار دارد؛ یعنی نفس در نشأت بدنی با تاریکی و خسران روبه‌روست. این همان است که قرآن کریم می‌فرماید:


إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ ۝ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ

همانا انسان در زیانکاری فرو رفته است، مگر کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند.

و نیز فرمود:


إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي

نفس به‌راستی بسیار به بدی فرمان می‌دهد، مگر آنچه پروردگارم رحم کند.

و نیز روایت مشهور: «السَّعِيدُ سَعِيدٌ فِي بَطْنِ أُمِّهِ وَالشَّقِيُّ شَقِيٌّ فِي بَطْنِ أُمِّهِ»
سعید در شکم مادرش سعید است و شقی در شکم مادرش شقی.

پاسخ صدرالمتألهین و نقد آن

صدرالمتألهین در پاسخ می‌گوید: میان آن دو منافاتی نیست؛ زیرا فطرت مذکور در حدیث، فطرت روح است که از عالم قدس و طهارت است، و سیئه فطریه مورد بحث ما، مربوط به نشأت بدنی و وقوع نفس در ماده است. پس یکی فطرت روح و دیگری فطرت بدن است.

این پاسخ، هرچند نخستین و نه آخرین است، پاسخ کاملی نیست؛ زیرا همچنان تمایز دوگانه و تفکیکی میان روح و بدن برقرار می‌ماند.

پاسخ ریشه‌ای بر مبنای ظهور مشاعی

اعتقاد اصیل ما در باب خلقت آن است که خداوند متعال، عالم را با فیض دائم و ظهور مستمر، خلاقٌ علی‌الاطلاق است. وجود ما وجود فقری یا به تعبیر دقیق‌تر، وجود عشقی است؛ ظهور ما نیز ظهور فقری و عشقی است. ما در اساس، نیستیم:

من به خود نیامدم این‌جا که به خود بازروم
آن که آورد مرا باز برد در وطنم

ما نه مسلوب‌الاراده مطلق هستیم و نه مجبور؛ بلکه «مجبول» هستیم. همان که گفته‌اند: لا جبر و لا تفویض بل أمر بین الأمرین. این «أمر بین الأمرین» کلافی پیچیده است که پاسخ‌های تفکیکی (قدرت خدا در عرض یا در طول قدرت ما) همه مشکل‌دارند.

پاسخ صحیح، «ظهور مشاعی» است: حقیقت ما با عالم و ظهور ما با حضرت حق، مشاع و غیرتفکیکی است. مانند یک دانه گندم از خرمنی به بزرگی تمام عالم. نه یک درصد و نود و نه درصد؛ بلکه مشارکت حقیقی، اما مشاعی. مانند شریک بودن در یک خانه بزرگ به اندازه یک وجب یا یک متر؛ هر کجا بنشینی، از آن توست و غصب نیست.

ما ظهور حق‌ایم؛ کار را هم ما می‌کنیم و هم خدا می‌کند.
«وَما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى»
تو تیر انداختی وقتی که انداختی، ولی خدا انداخت.

جمع میان نصوص متعارض بر مبنای ظهور مشاعی

بر این اساس:

  • هر مولودی بر فطرت توحید متولد می‌شود → چون همه مظهر حق‌اند.
  • همه در خسران و نفس اماره‌اند → چون در مرتبه ظهور اقتضایی، چنین است.
  • شقی در شکم مادر شقی است → اقتضائاً، نه علّیّت تامه.
  • فرزند زنا می‌تواند به بالاترین سعادت رسد و فرزند پیامبر می‌تواند شقی گردد → زیرا فقط اقتضا است، نه علیت.

همه چیز ظهور است؛ علتی در کار نیست، تنها اقتضا. کشتی در آب افتاده‌ایم؛ زورق نشکسته بر آب نشستن روا نیست. تنها باید شب و روز گفت: سبّوح قدّوس ربّنا و ربّ الملائکه و الرّوح.

قیامت، روز تسبیب و ظهور مشاعی کامل

در قیامت، خداوند مباشرتاً قضاوت نمی‌کند؛ قضاوت تسبیبی است:


فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ ۝ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ

هر که به وزن ذره‌ای کار خیر کند، آن را ببیند و هر که به وزن ذره‌ای کار شر کند، آن را ببیند.

در این آیه شریفه، حتی خداوند نیز در دایره «من» قرار می‌گیرد؛ همه شرمندگان عالم و آدم در یک خانه مشاع‌اند. پدر، مادر، پیامبر، تاریخ، گلفروش سر کوچه؛ همه در هر عمل ما شریک‌اند.

نتیجه‌گیری بخش

پس جبر در کار نیست، تفویض در کار نیست، ظلم در کار نیست؛ تنها ظهور مشاعی حق در مراتب گوناگون است. انسان باید دعا کند که اقتضای او صافی و تبدیلش به طاعات باشد. این پاسخ، عادلانه‌ترین و مشکل‌گشاترین پاسخ برای تمام مسائل جبر و اختیار، فطرت و شقاوت، جزا و عدل الهی است.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)