متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش یکصد و پنجاهم از شرح حکمت متعالیه
بخش یکصد و پنجاهم: تذکر به حقانیت مرگ و بعث از منظر حرکت جوهری
چنانکه از تضاعيف آنچه پیشتر ذکر شد دانستهای، هر جوهر دارای حرکت جبلی به سوی آخرت و تشوق طبیعی به عالم قدس و ملکوت است و برای آن عبادت ذاتی است که همان تقرب به خداوند متعال است، بهویژه انسان. در این مقام، حقانیت مرگ و بعث را پیگیری میکنیم و بیان میشود که مرگ برای همه مخلوقات الهی در ظرف ناسوت، حقی است مبتنی بر حرکت جوهری و سیر طبیعی موجودات که همگی سیر الی الله دارند و همین، عبادت نفسی و ذاتی آنهاست.
هر ذرهای از عالم، حتی در کافر، به لحاظ بُعد بسيط وجودیاش، سیر الی الله و عبادت ذاتی دارد؛ کفر تنها در مرتبه ترکیب و اراده اکتسابی پدیدار میشود.
انسان از میان همه موجودات در این سیر، سریعتر، شدیدتر و مقدمتر است؛ زیرا صاحب اراده، مقامات جمعی و ادراکات کلی است. او در سیر طبیعی و ارادی – خواه بسيط یا مرکب – گوی سبقت از همگان ربوده است. این سیر برای مؤمن و کافر هر دو جاری است؛ حتی رشد کودک تا بزرگسالی، خود قربی است، هرچند بعداً کافر شود، زیرا کفر زیان کمالی و اخروی اوست، اما به فعلیت ناسوتیاش که خود کمالی است، خللی وارد نمیکند.
سیر آدمی به حقیقت نفسیاش بازمیگردد. هرچه قرب او بیشتر شود، جسمانیت و مادیتش تنزل مییابد تا آنجا که در مرگ ارادی یا طبیعی، مادیت برایش باقی نمیماند.
موت، حق است و بعث، حق است
اگر مرگ حق است و مرگ از راه سیر حاصل میشود و سیر برای همه موجودات است، پس همه موت دارند و همه بعث دارند. اکنون پرسش این است که ماده پس از جدایی از انسان کجا میرود؟ آیا در دنیا میماند یا به آخرت کشیده میشود؟ آیا ماده مستقلاً حشر مییابد یا موجودات و بهویژه انسان، حشر جمعی دارند؟
این مباحث، مباحث ربوبی و باطنی است؛ خود انسان نیز باید در سیر بحث، در درون خویش سیر کند تا ببیند آیا چنین است یا نه.
﴿كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ وَيَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو ٱلْجَلَٰلِ وَٱلْإِكْرَامِ﴾
ترجمه: هر که بر روى زمین است فانی است و تنها وجه پروردگارت که صاحب جلال و اکرام است، باقی میماند.
حرکت جبلی هر جوهر به سوی آخرت
هر جوهر دارای حرکت طبیعی به سوی آخرت است. آخرت در حقیقت، «آخر»ی است که آخر ندارد. هر موجود جوهر، این سیر را دارد. این سیر برای جواهر مادی و مجرد، جوهر و عرض، یکسان است؛ زیرا تجدد امثال و بيان عارف نیز همه را در بر میگیرد. هر آنچه بر آن نام «شیء» اطلاق شود – از ماده و مجرد، جوهر و اعراض – سیر الی الله دارد و تشوق طبیعی به عالم قدس و ملکوت، و عبادت ذاتی که همان تقرب به خداوند متعال است.
انسان به دلیل اشرفیت انواع واقع تحت کون و فساد، دو قرب دارد: قرب ذاتی جبلی بسيط، و قرب ارادی اختیاری فکری و عملی و ایمانی که افضل است.
انتقالات و تحولات ذاتی نفس انسانی
برای انسان، انتقالات و تحولات ذاتی از ابتدای حدوث طبیعی (از نطفه و صلب تا آخر نشئه طبیعی که همان موت است) تا نشئه نفسانی (عالم برزخ) و سپس تا نشئه عقلی (ملکوت) وجود دارد. نخستین اقتضای نفس، تکمیل نشئه حسی است؛ ما در دنیا آمدهایم تا دوره تکمیل ناسوت را بگذرانیم. این دوره نه ابتدایی مطلق است و نه انتهایی، بلکه مرحلهای میانی در سیر کلی است.
بدن در حقیقت، مركب یا سفینهای است که نفس برای سفر به سوی خداوند متعال بر آن سوار میشود؛ در بر اجسام و بحر ارواح. وقتی این نشئه کامل شد، نفس از آن عبور میکند و به نشئه ثانویه (بدن بدون ماده) وارد میشود که نزدیکتر به مبدأ و غایت است.
موت، پایان سفر از دنیا و آغاز سفر در آخرت
هرچه جوهر معنوی نفس قویتر شود، صورت ظاهری و وجود حسی ضعیف میگردد تا آنجا که با رسیدن به عتبه یکی از ابواب آخرت، مرگ این نشئه برایش عرضه میشود. مرگ، پایان سفر به آخرت و آغاز سفر در آخرت به غایت دیگر است.
مرگ، امر طبیعی برای نفس است؛ هر امر طبیعی خیر و تمام است و هر خیر و تمام، حق است. پس موت حق است.
فساد بدن عرضی است یا ذاتی؟
اما فساد و هلاکت بدن، امری است عرضی نه ذاتی، مانند سایر شرور که بالعرض و تبع خیرات و غایات طبیعی واقع میشوند. عدالت الهی اقتضا میکند که اشرف و افضل رعایت شود. حیات روحانی انسان اشرف از حیات طبیعی بدنی است.
اگر حکیمانه به بدن نظر کنیم، قوام و تمامیت آن به نفس و قوای نفس است. بدن بدون نفس، جز اجزایی متداعیة للافتراق نیست. نفس پس از مرگ همچنان به حال خود باقی است، اما بدن مفترق میشود. هیچ ذرهای از حیطه علم الهی بیرون نیست: ﴿وَمَا تَكُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلَا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُودًا﴾ و ﴿لَا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ﴾.
نتیجهگیری بخش
هیچ موجودی معدوم نمیشود؛ ماده نیز در آخرت راه دارد. بدن و اجزاء آن نیز سیر جبلی به سوی آخرت دارند و حشر مییابند. عدالت رحمانی الهی اقتضا نمیکند که مخلوقی تفاله و دورریختنی باشد؛ خداوند نجاری نیست که آشغال و خردهچوب داشته باشد. همه چیز چفت در چفت آفریده شده و هیچ ذرهای گم نمیشود.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!