متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش سیزدهم: کاوشی در باب کراهت مرگ طبیعی و شوق عارفان به لقاءالله
ملاصدرا در جلد نهم اسفار میفرماید: «ألا إنا لا نسلم الكراهة عند الموت الطبيعي الذي يحصل في آخر الأعمار الطبيعية دون الآجال الاحترامية». این کلام بهمعنای آن است که کراهت از مرگ در مرگ طبیعی ـ که در پایان عمر طبیعی و به سبب فرسودگی قوای جسمانی رخ میدهد ـ پذیرفته نیست؛ زیرا هنگامی که شادابی جسم به پایان میرسد، انسان خود آرزوی مرگ میکند و میگوید: «خداوندا مرگی برای من برسان که دیگر سیر شدم و خسته گشتم».
علت غایی و حکمت الهی در این کراهت عمومی، حفظ نفس برای بدن است که همچون مرکبی در طریق آخرت به شمار میرود تا انسان به کمالات علمی و عملی ممکن خویش برسد. خداوند درد و خوف را در غرایز حیوانات قرار داد تا بدنهایشان از آفات حفظ شود؛ وگرنه نفسها در اجساد تساهل میورزیدند و آنها را به مهالک میافکندند و حیات پیش از تحصّل نشئه کمالیه برزخی پایان مییافت. این آلام و خوفها نه برای عقوبت گناهان پیشین ـ چنانکه قائلان به تناسخ پنداشتهاند ـ بلکه برای حفظ مصلحت الهی و حکمت کلی در آفرینش است.
بخش چهاردهم: مرگ در سیر سرمدی وجود و حشر جمیع موجودات به سوی خداوند متعال
مرگ امری طبیعی و حقیقی در سیر وجود است. عارف رو به کمال نه تنها از مرگ منزجر نیست، بلکه به آن شوق میورزد و گاه علم اجمالی به وقت مرگ خود مییابد؛ همچون مسافری که میداند چند دقیقه دیگر به مقصد میرسد، حتی اگر چشم بسته باشد.
این کلام زبان حال تمامی موجودات است، نه تنها انسان. هر مصیبتی که رسد، گویید «إنا لله وإنا إليه راجعون»، یعنی بقایی در ظرف ناسوت نیست؛ بقا از ظرف ناسوت رفع میشود، نه از خود موجود.
تقسیم مراتب موجودات از منظر ملاصدرا
- مفارقات عقلیه (صور علم الهی)
- ارواح مدبّره تدبیراً کلیاً
- ارواح مدبّره تدبیراً جزئیّاً و نفوس خیالیه متعلق به اجسام سفلی
- نفوس نباتیه
- طبائع ساريه در اجسام
- اجسام هیولانی (هیولای اولی، غایت خسّت و بعد از مبدأ اول)
همه این مراتب، حتی هیولای اولی، محشور به سوی خداوندند؛ حشری متناسب با مرتبه وجودی هر یک.
دلیل اجمالی بر حشر همگانی موجودات
خداوند هیچ چیز را جز برای غایتی نیافریده است. هر ممکنی فاعل و غایت دارد و سلسله غایات بالاخره به غایة الغایات ـ که ذات بارى تعالى است ـ ختم میشود، چنانکه سلسله مبادی به مبدأ المبادی میرسد. خداوند غایت غایات است و مبدأ مبادی؛ فعل او ظهور ذاتی است، نه برای غرضی خارجی.
عدالت الهی و حسابرسی همگانی در قیامت
در روز قیامت حتی جمادات زبان میگشایند و شهادت میدهند. سنگ سجاده مؤمنان اجر میطلبد و سنگ مستراح از ظلم شکایت میکند. خار پاسبان گل از تحقیر مینالد و مار و اسب در مکافات یکدیگرند. «فمن یعمل مثقال ذرّة خیراً یره ومن یعمل مثقال ذرّة شرّاً یره». هیچ کس ظلم نمیبیند: «ما رأیت فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور».
جمعبندی نهایی
سیر وجود سرمدی است و مرگ مرحلهای طبیعی در این سیر. کراهت از مرگ در عامّه مردم برای حفظ مرکب بدن است تا به کمالات ممکن برسند، اما عارف مرگ را معشوق میداند. جمیع موجودات ـ از عقول مفارق تا هیولای اولی ـ محشور به سوی خداوندند و حشر هر یک متناسب با مرتبه وجودی اوست. عدالت الهی در روز قیامت حتی بر جمادات و نباتات جاری است و هیچ ذرهای از خیر و شر بدون حساب نمیماند. این معنا همان رجوع کلی موجودات به مبدأ و منتهی خویش است که در کلام «إنا لله وإنا إليه راجعون» به زیبایی تمام تجلی یافته است.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!