متن تحقیق
نوار أسفار
جلد نهم ـ شماره ۱۵۴
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش یکم: غایت فعل الهی و نفی غایت زاید بر ذات واجب
ثابت شده است به برهان قاطع که باری تعالی در فعل خویش غایتی جز ذات اقدس خود ندارد و او غایت الغایات است، چنانکه مبدأ المبادی نیز هست. هیچ شبههای نیست که غایت هر چیز، آن مقصدی است که موجود بالذات به سوی آن در حرکت است، مگر آنکه مانعی خارجی راه را بر او ببندد.
در تبیین این حقیقت نورانی باید گفت: نهایة جمیع موجودات إلی الله است، لیکن نه از راهی که برای موجودات ناسوتی و ارضی تصور میشود.
ثابت بالبرهان أن باریالکل لا غایة فی فعله سوى ذاته، وأنه غایة الغایات کما أنه مبدأ المبادی، ولا شک أن غایة الشیء ما له أن یصل إلیه إلا لمانع خارجی.
بخش دوم: مفهوم حشر در قرآن کریم و نفی اطلاق آن بر مجردات تامة
حشر در قرآن کریم امری ارضی، جمعی و ناسوتی است. هرگز بر عقول خالصه، ملائکه محضه و موجودات ملکوتی خالص اطلاق نمیشود. حشر برای موجوداتی است که نیاز به محاسبه، مکافات، تصفیه حساب و بروز کیفیت عمل و نیت دارند.
﴿يَوْمَ تَكُونُ السَّمَاءُ كَالْمُهْلِ وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ﴾
«روزی که آسمان همچون فلز گداخته شود و کوهها همچون پشم رنگین زدهشده گردد و مردم همچون پروانههای پراکنده شوند»
این تصاویر همه از نشئه یبوست و خشکی سخن میگویند. حشر، حشر حشرات خشکی است، نه موجودات دریایی یا مجردات ملکوتی. لذا حشر امری ارضی، جمعی، دارای محاسبه و مکافات است.
حشر امر ارضی، جمعی، ناسوتی و یابس است؛ بر عقول خالصه و ملائکه محضه اطلاق نمیشود، زیرا ایشان از ابتدا مستهلک در هویت الهیاند و موضوع محاسبه و مکافات ندارند.
بخش سوم: نقد عبارت «فالکل محشورة إلیه تعالی» در شروح اسفار
عبارت مشهور برخی شارحان اسفار که میگویند: «فالکل محشورة إلیه تعالی» از قرآن کریم، لغت عرب مبین و برهان فلسفی برنمیخیزد. راه رسیدن به خدا به عدد نفوس خلایق است؛ حشر تنها یکی از آن راههاست، نه همه راهها.
عقول مجرده از اول در ملأ اعلیاند و نیازی به حشر ندارند. ایشان پایین نیامدهاند تا دوباره بالا بروند. جبرئیل و سایر ملائکه خدمتگزار پایین و بالا میشوند، اما عقول خالصه یکسره در قرب و وصولاند.
عقول خالصه مستهلکة الهویات فی هویته تعالی، باقیة ببقاء الله لا بإبقاء الله، وجودات صرف و أنیات محضه، لا یشوبها عدم و لا تخالطها ظلمة.
بخش چهارم: غایت هر موجود اشرف از خود اوست و نهایة الحرکات و الرغبات واجب تعالی است
غایت هر جوهر، جوهر قویتر، کاملتر و شریفتر از آن است. تسلسل در غایات محال است، پس باید به غایت الغایات و منتهی الحرکات و الرغبات و ماوی العشاق الالهیین رسید. این وصول برای ممکنات ناسوتی گاه از راه حشر است و گاه از طرق دیگر، اما برای مجردات تامة از ابتدا متحقق است.
حیوانات، نباتات، جمادات و انسان ـ همه ارضیاند و روزی باید حساب پس دهند. حتی سنگی که به سر یتیمی خورده با سنگی که به سر کافری خورده فرق میکند. اما عقل اول را در محشر چه کار؟ او امت ندارد تا گلهاش را برساند.
جمعبندی نهایی
حاصل آنکه حشر مخصوص نشئه ناسوت و یبوست است و بر مجردات خالصه، عقول محضه و انوار مقدسه اطلاق نمیگردد. همه موجودات به سوی او بازمیگردند، لیکن هر کدام از راهی که شایسته شأن وجودی خویش است. راههای وصول به خدا به عدد نفوس خلایق و بلکه بیشتر است و حشر تنها یکی از آن راههاست، نه همه آن.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!