متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش ۱۵۵: نقد برهان دوم و سوم ملاصدرا بر حشر عقول و مجردات تامه
در این بخش، به بررسی دقیق دو برهان از براهین پنجگانهٔ ملاصدرا در اسفار (جلد نهم) میپردازیم که به زعم وی، حشر عقول و انوار مجرده به سوی خداوند متعال را اثبات میکند. هدف، تبیین این است که این براهین، هرچند در اثبات رجوع وجودی و اتصال معنوی مجردات به مبدأ اول موفقاند، اما در اثبات «حشر» به معنای خاص اخروی و جمع أرضي آن موفق نیستند.
برهان دوم: قاعدهٔ امکان أشرف و لزوم اتصال معنوی
ملاصدرا در برهان دوم میفرماید:
البرهان الثاني أن قاعدة الإمكان الأشرف يقتضي أن يكون بين المبدأ الأول وما فُرض أقرب الموجودات إليه اتصال معنوي، وكذا بين الموجود وما يتلوه وهكذا إلى آخر الأنيات المحضة والأنوار الصرفة.
قاعدهٔ امکان أشرف اقتضا میکند که خداوند متعال أشرف ممکنات را بالفعل موجود سازد، وگرنه با حکمت و جود مطلق او منافات دارد. اگر أشرفِ ممکن را فرض کنیم، باز میتوان أشرف از آن را تصور کرد و این تسلسل أشرف فالأشرف پدید میآید. اگر میان واجب تعالی و خلق، انفصال عددی و خارجی باشد، لازمهاش آن است که موجودات غیرمتناهی (عقول و مجردات) میان دو متناهی (حق تعالی و آخرین مرتبه) محصور شوند؛ محالی آشکار.
تنها راه حل، پذیرش «اتصال معنوی» میان حق تعالی و أشرف ممکنات و میان هر مرتبه و مرتبهٔ پسین است. در این صورت، تعدد خارجی و انفصال در کار نیست تا اشکال انحصار غیرمتناهی در متناهی پیش آید. عقول و انوار صرفه، همگی نور واحدند با مراتب متفاوت شدت و ضعف اشراق، کأنه ذات واحدة لها اتصال واحد متفاوت المراتب في شدة الإشراق و کمالیة الوجود.
|
نکته کلیدی: اتصال معنوی، کلید دفع اشکال تسلسل أشرف است. بدون آن، غیرمتناهی در میان دو حاصر محصور میگردد و این محال است. |
نقد برهان دوم: رجوع وجودی نه حشر أرضي
این بیان، به زیبایی اتصال معنوی و وحدت نورانی عقول را اثبات میکند. همهٔ مجردات تامه، ظهورات حقاند و به حق منتهی میشوند. معیت قیومیهٔ خداوند با آنها دائم و وصول آنها به حضرت ربوبی حقیقی است.
اما آیا این «حشر» است؟
حشر، امری است عرضی، جمعی و أرضي که با حساب و کتاب، میزان، صراط، عقاب و ثواب همراه است. حشر، سیر از أرض به سوی أرض محشر است. مجردات تامه از ابتدا «راجعون»اند و هیچگاه از حق جدا نبودهاند تا روزی جمع شوند و حساب پس دهند.
|
هر حشری رجوع است، اما هر رجوعی حشر نیست. رجوع، حقیقت وجودی مجردات است؛ حشر، واقعهٔ أخروي أرضي است. |
اشکال بر استدلال به آیهٔ «رفيع الدرجات ذو العرش»
ملاصدرا برای تأیید مراتب بودن عقول از درجات ربوبی میفرماید:
بلندمرتبه در درجات، صاحب عرش
این آیه شریفه، وصف ذات واجب تعالی و صفات و أسماء اوست، نه وصف مخلوقات. «رفيع الدرجات» وصف به حال موصوف است (الله رفيع الدرجات)، نه وصف به حال متعلق موصوف. همانگونه که در «زيدٌ ضاربُ أبيه» ضارب بودن به پدر زيد بازمیگردد، نه به خود زيد.
درجات حقیقی و وجوبی، در ذات احدیت و أسماء و صفات الهیه است، نه در عقول مخلوق.
برهان سوم: تجلی صریح ذات بر عقل اول
چون میان عقل اول و حق تعالی هیچ حجاب و واسطهای نیست، حق تعالی بصريح ذات بر عقل اول تجلی میکند. متجلی، تجلی و متجلیله همه شيء واحدند. عقل اول، صفحة مرآة است که تنها صورت حق در آن ظاهر است:
فذات العقل الأول هي صورة هذا التجلي… وليس للعقل هُويّة إلا صورة هُويّة الأول… فذات الإلهية هي حقيقة العقل والعقل مثالها.
و هر ذيحقيقة، راجع إلي حقيقته است. پس عقل اول راجع به حق است و ساير عقول به تبع آن.
نقد برهان سوم: باز هم رجوع، نه حشر
این برهان نیز به زیبایی نشان میدهد که عقل اول، ظهور صریح و تجلی بذات حق است و هويته همان هويت الهي مظهري است. رجوع وجودی و وحدانی او کاملاً اثبات میشود.
اما ملاصدرا ناگهان نتیجه میگیرد: «فالعقل الأول محشورة إليه»!
این نتیجهگیری خلط میان رجوع وجودی و حشر أخروي است. آیا جبرئیل و میکائیل و اسرافیل را در صحرای محشر میآورند و یقهشان را میگیرند و حسابرسی میکنند؟ حشر، مخصوص موجودات أرضي است که سير تکاملی و حساب و کتاب دارند. مجردات تامه از ابتدا «إنا لله وإنا إليه راجعون»اند.
|
نتیجهٔ هر دو برهان: اثبات رجوع وجودی و اتصال معنوی مجردات تامه به حق تعالی، نه اثبات حشر أخروي أرضي آنان. |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!