متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: وحدت ذاتی وجود و نفی تشکیک خاصی در ذات آن
ابتدا باید به یاد آورد که وجود در ذات خویش حقیقتی واحد و بسیط است؛ اختلافی در آن راه ندارد مگر به تقدم و تأخر، کمال و نقص. در دعوی پنجم اسفار، چندین مسئله اساسی پیگیری میشود که در سراسر کتاب به تکرار آمده است.
نخست آنکه وجود مشکّک است؛ از مرتبه عالیه تا مرتبه دانی، و مرتبه عالیهاش جناب واجبالوجود و مرتبه دانیاش طبیعت است. این سیر نزولی از حق تعالی به سوی اسماء و صفات، سپس عقول، نفوس، تا طبیعت، و از طبیعت سیر صعودی «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» است. این سیر، سیر وجود و حقیقت وجود است.
تشکیک در وجود، تشکیکی خاص نیز دارد؛ وجود با آنکه وحدت دارد، کثرت در ذاتش نهان است؛ وحدت عین کثرت و کثرت عین وحدت، و هر دو عین وجودند.
این باور عمومی ایشان درباره وجود است. اما باور خاص ایشان در مواضع متعدد اسفار و دیگر آثار، بحث تشکیک نیست، بلکه همان وحدت عارفانه است؛ یعنی کثرت در ذات وجود نیست، کثرت در مراتب، در مظاهر و در شؤون وجود است. وحدت عین وجود است و کثرت در شؤون وجود.
اما بر مبنای تشکیک خاصّی، وحدت که عین وجود است، کثرت نیز عین وجود میگردد. این دو مرام است و مرام تشکیک اساساً صحیح نیست و پایهای ندارد؛ دلایل ایشان نیز بر اثبات آن ناتوان است و سخن همان سخن عارفان است: وحدت شخصی وجود و کثرت در تعینات و مراتب.
بخش دوم: نفی آمیختگی وجود با عدم در مراتب نازله و طبیعت
مطلب دوم آنکه وقتی وجود سیر نزولی خود را طی میکند و به مرتبه ناسوت و طبیعت و هیولی و ماده میرسد، این مرتبه ظرف عدم است و وجود در آن با عدم درهم آمیخته است؛ هیولی هم وجود است و هم عدم. طبیعت آخرین منزل وجود است که با عدم مشوب گشته؛ از اینرو به «قاسقات» و «ظلمات» و «اعدام مشوب» تعبیر میشود؛ وجود و عدم در آن با هم آمیخته است تا آنکه دوباره از عدم به وجود صعود کند و به مرتبه عالی بازگردد.
کبرای کلی در حکمت متعالیه این است که هر آنچه وجود بر آن اطلاق شود، ظلمت و عدم نیست؛ وجود ضعیف نیز عین وجود است، نه اینکه بخشی از آن عدم باشد.
وجود ضعیف، یک وجود و یک ضعف نیست؛ همانگونه که وجود قوی یک وجود و یک قوّت نیست؛ وجود، وجود است و ضعفش عین وجود و قوتش عین وجود. مرتبه طبیعت، مرده و معدوم و آلوده به عدم نیست، بلکه مرتبه ضعف وجود است، اما وجود است و موجود. بنابراین، هر آنچه وجود بر آن اطلاق شود، حیات و ادراک نیز بر آن اطلاق میشود.
جسم موجود و حی است و هر وجودی مدرِک لذاته است. مثال سنگ که این طرفش از آن طرفش خبر ندارد، نادرست است؛ دو طرف سنگ دو موجود متباین نیستند؛ هر ذرهاش «وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ» است. این طرف و آن طرف سنگ همچون دو انسان در دو سوی زمین نیست؛ هر ذره وجودش ظرف ادراک و حیات خویش است. وجود و حیات و ادراک از یکدیگر جداییناپذیرند.
در روز حشر نیز هر موجودی به قدر وجود و حیات و ادراک خویش محشور میگردد؛ انسان، حیوان و جماد هر کدام حشر متناسب با مرتبه وجودی خویش دارند؛ کبرای کلی است و تخصیص نمیپذیرد.
بخش سوم: تمثیلات روشنگر و نفی پارهپاره شدن وجود
وجود بما هو وجود، صرف ادراک و کمالات است. اگر مرتبهای از وجود کمالی را از دست بدهد، محذور عقلی ندارد، اما ذاتش وجود است. وجود بیشعور نداریم؛ شعور نقص ذات وجود نیست.
مثال شیر بدون آب: شیر اگر آب در آن نباشد شیر نیست؛ وجود اگر عدم در آن ریخته شود، دیگر وجود نیست. مثال نور چراغ در خیابان: از دور میان شعاعها تاریکی مینماید، اما هر ذره نور است؛ تاریکی میان آنها نیست، بلکه ضعف چشم چنین میبیند.
مثال آب در کاسه و لیوانها: آب تقسیم نمیشود، ظرفها تقسیم میشوند؛ وجود نیز قابل تقسیم و پاره شدن نیست؛ هر مقدارش وجود است. همانگونه که عدد «یک» را نمیتوان نصف کرد، وجود را نیز نمیتوان پاره کرد؛ هر جزئش وجود است.
انتشار و تفرقه در ماده و مکان و زمان رخ میدهد، نه در وجود؛ وجود در هر ذرهای حاضر به ذات خویش است و غیبت و نسյան درباره ماده است، نه وجود.
جمعبندی نهایی
وجود در ذات خویش حقیقتی واحد و بسیط است؛ اختلاف تنها در مراتب است، نه در ذات. هر مرتبه به حسب خویش علم و قدرت و حیات و ادراک دارد. عدم از حریم ذات وجود به دور است و هیچ مرتبهای از وجود با عدم آمیخته نمیگردد؛ طبیعت مرتبه ضعیف وجود است، نه ظرف عدم. این بیان، وحدت شخصی وجود را استوار میسازد و تشکیک خاصی را که به آمیختگی با عدم میانجامد، نفی میکند.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!