متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش شصت و دوم: قابلیت ماده برای حیات اشرف و سیر صعودی آن از ظلمت به نور محض
وجود در سیر نزولی خویش، از مراتب عالیه تا مراتب دنی تا نهایت تنزل به ظرف هیولی و ناسوت فرود میآید؛ جایی که عدم با وجود درهم تنیده است و ظلمت و قساوت بر آن غالب مینماید. با این حال، همین جسم طبیعی در مرتبهٔ ضعیف وجودی خویش، به دلیل آنکه از سنخ نور و حقیقت وجود است، هرگز از قابلیت پذیرش فیض الهی و عنایت ربانی تهی نیست.
|
نکته کلیدی:
جسم طبیعی، هرچند در پایینترین مرتبهٔ وجود قرار گیرد، به دلیل برخورداری از «نور ضعیف» و «سنخ نور»، قابل پذیرش حیات اشرف و قسط عظیمی از نور الهی است تا از سلطهٔ عدم و قهر ظلمات رهایی یابد. |
مراتب هفتگانهٔ صعود ماده از هیولی به عقل مستفاد
رحمت ازلی الهی بر این مادهٔ طبیعی، صور مرتبهبهمرتبهای را بر آن میپوشاند تا از پراکندگی و سیلان به سوی عدم بازدارد و به تدریج به مرتبهٔ جمع و وحدت رساند:
- صورت ممسکه: نخستین لباس، نگهدارندهٔ ماده از تفرقه و سیلان به سوی عدم.
- صورت حافظه: حافظ ترکیب از مفسد مضاد.
- صورت معطیه: عطاکنندهٔ آنچه از خارج جایگزین نقصان تحلیلی میشود.
- صورت مکمّلهٔ کمال شخصی: کاملکنندهٔ اعضاء و احجام و رشد جسمانی.
- صورت مدیمه: ادامهدهندهٔ بقای نوعی از طریق تولید مثل.
- هدایت الهی به سوی قرب و اتحاد: تلهّق استعداد شيئاً فشيئاً، قرباً فقرباً.
- مرحلهٔ نهایی: بازگشت به عالم معاد و رتبهٔ عقل مستفاد، که غایت سیر صعودی است.
|
﴿ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ ﴾
«إِنَّا لِلَّهِ» اشاره به ظرف نزول است و «وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» اشاره به ظرف صعود و رجوع به مبدأ نورانی. |
تقدم فعلیت بر قوه
آنچه در حس و ظاهر مشاهده میشود، تقدم زمانی قوه بر فعلیت است؛ نطفه مقدم بر علقه و علقه مقدم بر انسان کامل به نظر میرسد. لیکن این تقدم، اعدادی است نه علّی. فاعل حقیقی و فعلیت کامل، انسان کامل فاعلی است که مقدم بر هر قوه و نطفهای است. نطفه تنها آمادهشونده است و کمال آن در فعلیت فاعلی نهفته است.
آکل و ماکول یا طالب و مطلوب؟
عالم، جنگل گرگها نیست که خداوند برای تفریح سادیستی خلق کرده باشد. هر موجود پایینتر، مطلوب و معشوق موجود بالاتر است. گیاه به دهان گوزن بهشت اوست، گوزن به دندان شیر بهشت اوست، و شیر به دندان انسان عارف کمال اوست. «خوردن» در عالم توحید، وصول است، اتحاد است، رسیدن به غایت است، نه افساد و تضاد.
| اگر عاشق جاهل معشوق را میبوید و میبوسد، عاشق عارف او را میبلعد. |
غفلت، زکامی شدید است که انسان را از درک نزدیکی به قبر و معاد بازمیدارد. مؤمن هر روز بو و مزهٔ قبر را بیشتر احساس میکند، همچون مسافری که به خانهٔ حقیقی خویش نزدیک میشود و هر لحظه میداند چقدر مانده است.
همه چیز مقتضایی است، مانعی در کار نیست
مرگ کودک، ناقصالخلقه بودن، قطع شدن درخت پیش از میوه، همه رفع مقتضاست نه وجود مانع. نفت چراغ تمام میشود، باد آن را خاموش نمیکند. هر موجودی دقیقاً به غایت شخصی و نوعی خویش رسیده است؛ ما غافلیم و اقتضای ذات هر چیز را نمیشناسیم.
جمعبندی بخش
ماده با شکستن صور کیفیات متضاده و تأکد وجود خاصهٔ خویش، مرتبه به مرتبه از تفرقه به جمع، از کثرت به وحدت، از ظلمت به نور، از هیولی به عقل مستفاد صعود میکند. این است معنای حقیقی «إنا لله وإنا إليه راجعون»؛ نزول برای صعود، و کثرت برای وحدت.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!