الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 166

متن تحقیق




معاد هیولی و اجسام مادی در پرتو حکمت متعالیه و نقد آن

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش شصت و ششم: نقد دعوی ششم ملاصدرا در معاد هیولی، اجسام مادی و غایت اشرار و شیاطین

دعوی ششم ملاصدرا در باب معاد، به بررسی سرنوشت هیولی، اجسام مادی و اشاره به غایت اشرار و شیاطین اختصاص دارد. این دعوی از حیث روش‌شناختی و نتایج کلامی، یکی از حساس‌ترین و چالش‌برانگیزترین بخش‌های مبحث معاد در اسفار اربعه به شمار می‌رود. در این بخش، با تکیه بر برهان صریح و نصوص قرآنی، نشان داده می‌شود که این دعوی با اصول ثابت حکمت و قرآن در تعارض است و نمی‌توان آن را پذیرفت.

کبرای کلی در باب حشر موجودات ارضی

هر موجودی که عنوان «وجود» بر آن صادق باشد و در حوزه ارضی (عالم طبیعت) قرار گیرد، در روز قیامت محشور است و هیچ استثنایی ندارد. «إِنَّهُمْ لَمَجْمُوعُونَ * لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ» (واقعه/۴۹-۵۰)؛ یعنی همه موجودات ارضی، بی‌استثنا، در موعد روز معلوم گرد آورده می‌شوند.

عقول عالیه حشر ندارند، بلکه رجوع به مبدأ دارند؛ زیرا حشر مخصوص موجودات ارضی است و هر رجوعی حشر نیست، هرچند هر حشری رجوع است. بنابراین، اطلاق «محشور» بر عقول عالیه در روز قیامت، از نظر لغت، اصطلاح و نصوص قرآنی صحیح نیست.

تفاوت ماهوی هیولی و ماده با اشرار و شیاطین

یکی از اساسی‌ترین اشکالات دعوی ششم، خلط میان دو دسته کاملاً متباین است:

  • هیولی و ماده: ظرف استعداد، نزول و امکان محض.
  • اشرار و شیاطین: وجودات فعلی صعودی که از قوه به فعل رسیده‌اند، هرچند فعلیتشان در مرتبه جحیم و درجات شر باشد.

رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و ابولهب هر دو از یک هیولی مشترک برخوردار بودند، اما ظرف فعلیت یکی به نعیم و دیگری به جحیم رسید. اشرار و شیاطین دارای وجودات فعلی‌اند و در قیامت باطن همان فعلیت شرّشان به صورت «برزخ الجحیم» ظاهر می‌گردد: «وَبَرَزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى» (نازعات/۳۶).


وَبَرَزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى


و جهنم برای هر بینایی آشکار و نمایان گردد.

نقد نظریه اضمحلال و عدم معاد هیولی و اجسام مادی

ملاصدرا مدعی است که هیولی، حرکت، زمان، قوه و امتداد جسمانی «حظّی از وجود مستقل» ندارند و صرف استعدادند؛ بنابراین معادشان لامعاد و غایتشان بوار و هلاک است. این سخن از چند جهت مردود است:

اولاً: هر موجود ارضی، به قدر حظّ وجودش، محشور است. ثانیاً: هیچ موجودی معدوم نمی‌شود؛ «فوت» نداریم، تنها «موت» به معنای انتقال از ظاهر به باطن داریم. ثالثاً: «كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ» (الرحمن/۲۶) به معنای فانی شدن از عالم ظاهر است، نه نابودی از صفحه وجود.

وحدت و ادراک جسم بما هو جسم

ادعای «غیبة اجزاء جسم از یکدیگر» و فقدان وحدت ذاتی در جسم بما هو جسم، ناشی از خلط وجود با عدم است. جسم به قدر مرتبه ضعیف وجودش، دارای وحدت و ادراک تکوینی است. وجود مساوی با ادراک است، هرچند ادراکش ضعیف و غیرارادی باشد.

اگر سنگی گوید «با شما نامحرمان ما خاموشیم»، همین سخن، نهایت بضاعت شعوری اوست و نشان می‌دهد ادراکش به قدر وجودش است، نه اینکه فاقد ادراک باشد. همان‌گونه که شمشیر ابن‌ملجم فاقد اراده ترکیبی است، اما ادراک تکوینی دارد.

جمع‌بندی بخش

معاد هیولی، اجسام مادی، زمان، حرکت و همه موجودات ارضی، حشر واقعی و ظهور باطنی همان وجودات است. قیامت نه تبدل ماده به مجرد محض است و نه اضمحلال و بوار، بلکه ظهور کمون و شکوفایی ادراکات باطنی همان موجودات است. هیچ موجود ارضی از دایره حشر خارج نیست و «إِن كُلُّ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمَنِ عَبْدًا» (مریم/۹۳) شامل همه مراتب وجود می‌گردد.


با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)