الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 167

متن تحقیق





نور الأسفار – جلد نهم – شماره ۱۶۷

نور الأسفار

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

جلد نهم – شماره ۱۶۷


بخش اول: مآل حرکت، هیولی، زمان و جسم کائن فاسد

چنان‌که در اسفار آمده، مآل حرکت و هیولی و زمان به عدم و بطلان بازمی‌گردد و همچنین جسم مستحیل کائن فاسد از آن حیث که چنین است. همان‌گونه که مبدأ این امور، امور عدمی از باب امکان و قصور است – که منبع هیولی امکان و منبع حرکت استعداد است – معاد و مرجع آن‌ها نیز به زوال و بطلان است.

نهایت سخن ایشان این شد که ماده و هیولی اجسام و زمان و شرور و آفات و نواقص نفسانی – از بخل و جبن و استکبار – همگی به عدم بازمی‌گردند و معادشان بطلان و عدم است. بیان ایشان این است که موجودات ناسوتی جز صور تامّه، از قوه و استعداد و جسم و زمان، مآلشان به عدم است و شرور و آفات نیز مآلشان به امکان و استعداد است که امکان و استعداد خود به عدم بازمی‌گردد و نهایت همه این‌ها حرمان و بطلان و عدم محض است.

این بیان، قهراً مورد اشکال ماست از جهات متعدد، هم در مبادی و هم در غایات.

بخش دوم: شرور وجودی‌اند یا عدمی؟ نقد نظریه مشهور فلاسفه

در باب مبادی، همان سخن عام پیشین است: آیا شرور و آفات وجودی‌اند یا عدمی؟ قاطبه اهل حکمت و فلسفه – از ارسطو و افلاطون تا ابن‌سینا و صدرالمتألهین – بالاتفاق قائل‌اند که شرور اعدامند و شرور عدمی هستند. آنچه هست وجود است، آنچه خیر است وجود است و آنچه شر است، وجود نیست. شر وجودی نداریم. وقتی شر وجودی نباشد، نهایت سخن به همین‌جا می‌رسد که جبن و بخل و استکبار و نواقص، همه اعدام وجودات و خیرات‌اند و در نتیجه، دوزخ چیزی جز عدم خیر و عدم وجود نخواهد بود.

چون هیولی کائنات عدم است، فعلیت آن که همان شرور و آفات است و اعدام شمرده شده، غایتش نیز حرمان و بطلان است که عدم است. پس دوزخ یک امر عدمی است: عدم نعیم، عدم جنت و بهشت، عدم خیرات و سرور و سعادات. این نهایت حکمت در این باب است.

اما بر مبنای ما، تمام این سیر و سلسله مورد اشکال است؛ زیرا شرور و آفات اعدام نیستند. همه ما فی العالم وجودات‌اند و وجودی هستند؛ از عدل و ظلم تا خیر و شر، همه وجودی‌اند.

علت اینکه قاطبه اهل حکمت شرور را عدمی دانستند، در بحث‌های پیشین به تفصیل بررسی شد: اگر شرور را وجودی بدانند، فاعلشان کیست؟ اگر فاعلشان مخلوقات باشد، خالق چه نقشی دارد؟ اگر فاعلشان خداوند باشد، از خیر محض جز خیر صادر نمی‌شود. اگر بگویند خداوند فاعل خیرات و شیطان فاعل شرور است، شرک لازم می‌آید. پس چون در باب فاعلیت و خلقت مشکل یافتند، سخن خلاف وجدان و فطرت و دیانت را به قوت تقریر کردند و دیگران تقلید نمودند. این از مسائل تقلیدی در حکمت است.

بخش سوم: حل معضل فاعلیت شرور از منظر توحید اطلاقی

بر مبنای ما، این مسائل اساساً پیش نمی‌آید؛ زیرا بر مقتضای وجدان که همان رویت ادراکی انسان است، شرور نیز همچون خیرات وجودی‌اند و فاعل دارند. فاعل بالذات حق تعالی است و بالعرض مخلوقات. پرسش این است که چگونه از خیر محض جز خیر صادر می‌شود؟ پاسخ این است که خداوند واحد عددی نیست، واحد اطلاقی و حقیقی است؛ دارای اوصاف لاتناهی و اسماء متکثر است.

خداوندی که رحمان و رحیم است، جبار و غیور و قهار و مکّار و مضل نیز هست. همان‌گونه که ودود و عطوف و لطیف است، قاطع و باطش و مضل نیز هست. همه مخلوقات – از خیر و شر – مظاهر اسماء و صفات الهی‌اند. «كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ».

«وَكُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ» – همه چیز از نزد اوست؛ ما هزاران فاعل داریم، نه یک یا دو فاعل. دسته‌ای از شرور از «مُضِلّ» و «جبار» و «قهار» و «منتقم» و «مکید»اند، همان‌گونه که خیرات از «رحمان» و «رحیم» و «ودود» و «حمید» و «مجید»اند.

بخش چهارم: وجودیت جهنم و عالم آخرت

وقتی این‌گونه شد، در مبادی مشکلی نداریم. در مسیر نیز عرض شد: هر آنچه عنوان وجود بر آن صدق کند، به سوی خدا می‌رود: «كُلُّ مَا يُطْلَقُ عَلَيْهِ الْوُجُودُ فَهُوَ يَصِيرُ إِلَى اللَّهِ» – از ماده و هیولی و قوه و استعداد تا سایر امور.

در غایت نیز آخرت نعیم و جحیم است و هر دو وجودی‌اند؛ از «قاصرات الطرف» تا «وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ» همه وجودی است. جهنم یک حقیقت، یک موجودیت، یک عالم است؛ عالمی بس گسترده، نه صرف عدم خیرات. این سخن که دوزخ عدم نعمت بهشت است، انکار دوزخ و قیامت و آخرت است.

در مبادی، در مسیر و در غایت، همه موجودات به سوی خدا می‌روند؛ عالم آخرت شامل کفور و شکور، خیرات و شرور، مؤمن و کافر است؛ هر کدام در ظرف خود سیر نورانی یا ظلمانی دارند، از «كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا» تا «جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ». همه مظاهر اسماء الهی و موجودند.

بخش پنجم: نقد تطبیق مشهور خواجه طوسی بر شمشیر و حلقوم

به قول بیان مشهور خواجه در تجرید: «إذهاق روح» با شمشیر خیر محض است، اما شمشیر بریدن شر است. حلقوم نیز که بریده می‌شود خیر است. پس شر کجاست؟ آیا إذهاق روح عدم وجود روح است؟ حال آنکه خود إذهاق فعل وجودی است و روح به ملکوت اعلی می‌پیوندد. پس هیچ‌یک عدمی نیست. عالم سراسر وجود است؛ از خیرات و شرور، همه مظاهر اسماء الهی‌اند.

اگر بگویید خیرات مظاهر اسماء‌اند ولی «مضل» و «قهار» و «منتقم» مظهر ندارند و عدمی‌اند، این سخن باطل است. اسماء الهی نمی‌تواند مظاهرشان عدمی باشد. «مضل» همان‌قدر وجود و حقیقت دارد که «رحمان»، هرچند سبقت رحمت بر غضب است، اما سابق و مسبوق به معنای وجود یکی و عدم دیگری نیست.

بخش ششم: نقد مفهوم فقر در آیه شریفه و حدیث «الفقر فخری»

أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ

شما به سوی خدا فقیرید و خداوند است که بی‌نیاز ستوده است.

این فقر، فقر بالحق و ظهور غنای الهی است، نه فقر بالذات و نه عدم. اگر اضافه «إلی الله» را بردارید، فقر واقعی می‌ماند؛ اما با اضافه، عین غنا و معیت قیومی است. فقر در این مقام عین غناست، غنای بالحق.

حدیث «الفقر فخری» – اگر صحیح باشد – به معنای فخر به صداقت و عدم دزدی و ظلم است؛ یعنی اگر ندارم، از آن روست که ظالم و دزد و کلاهبردار نبوده‌ام. این فخر به ایمان و پاکی است، نه فخر به گدایی و خاک‌مالی مادی.

تفسیر غلط فقر به ذلت و گدایی، فرهنگ استثمارگونه‌ای است که مسلمانان را به زبونی و بی‌تفاوتی واداشته است؛ حال آنکه «أنتم الفقراء إلی الله» یعنی شما تحت حمایت مستقیم خدای غنی هستید، پس عزتمند و توانگر باشید.

جمع‌بندی نهایی

عالم سراسر وجود محض است؛ هیچ چیز به بطلان و عدم بازنمی‌گردد. شرور وجودی‌اند و مظاهر اسماء غضبیه الهی، همان‌گونه که خیرات مظاهر اسماء رحمانیه‌اند. جهنم عالمی وجودی و مستقل است، نه صرف عدم نعمت بهشت. این دیدگاه با عقل و برهان و قرآن کریم و دیانت سازگار است و از تقلید کورکورانه فلاسفه رهایی دارد.


با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)