متن تحقیق
کمون و ظهور در نظام هستی
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش ۱۷۵: استنارۀ مواد کونیه بالأرواح و اصل «کلّ شیء فی کلّ شیء»
مقدمه بخش
در این تأمل عمیق، محییالدین ابنعربی در فتوحات مکیه و ملاصدرا در اسفار اربعه به یکی از دقیقترین اصول نظام هستیشناختی عرفان اسلامی میپردازند: قابلیت همه مواد طبیعی برای روشن شدن به نور ارواح و اصل فراگیری کمون و ظهور که همچون ریشهای درختی تنومند، همه شاخسار معرفت را در بر میگیرد.
|
«وَ اعْلَمْ أَنَّ جَمِیعَ الْمَوَادِّ الْکَوْنِیَّةِ بِصُوَرِهَا الطَّبِیعِیَّةِ قَابِلَةٌ لِلِاسْتِنَارَةِ بِالْأَرْوَاحِ کَالْفَحْمِ فِی اسْتِعْدَادِهِ لِلِاشْتِعَالِ مِنْ جِهَةٍ نَارِیَّةٍ کَامِنَةٍ فِیهِ وَ الصُّوَرِ الْبَرْزَخِیَّةِ کَامِنَةٍ فِیهَا کُلِّهَا کَکَمُونِ الْحَرَارَةِ وَ الْحُمْرَةِ فِی الْفَحْمِ» |
بدان که همه مواد کونی به صورتهای طبیعی خویش، شایستگی روشن شدن به نور ارواح را دارند؛ چنانکه زغال، استعداد شعلهور شدن دارد به سبب ناریت پنهان در ذاتش، و صورتهای برزخی نیز در همه این مواد نهفتهاند، همانگونه که گرما و سرخی در زغال نهفته است.
اصل نخست: هر چیز در هر چیز دیگر است (کلّ شیء فی کلّ شیء)
هر موجودی، استعداد همه آثار و خصوصیات را در خود دارد، لیکن برخی به قرب و غلبه و برخی به بعد و ضعف. آتش سوزاندن دارد، اما آب نیز استعداد سوزاندن را داراست، هرچند در مراتب بسیار پایینتر. کره از شیر گرفته میشود، اما از آب نیز با شرایط خاص و زمان طولانیتر میتوان کره گرفت. شیر از پستان بیرون میآید، اما از پرده نیز با لوازم فاعلی و قابلی خاص خویش بیرون آمدنش ممکن است.
|
دل هر ذره را که بشکافی آفتابش در میان بینی وحده لا شریک له گوید |
قدرت استخراج و مدت و فاعلیت و قابلیت متفاوت است، اما اصل استعداد در همه موجودات یکسان حضور دارد.
اصل دوم: لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى
«لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى» (نجم: ۳۹)
برای انسان جز آنچه خود کوشیده است نیست؛ یعنی هیچ چیز از غیر به او نمیرسد، هر چه هست از کمون ذات او بیرون میآید.
این آیه شریفه فراتر از معنای ظاهری است؛ انسان هیچ چیز را از بیرون به دست نمیآورد، همه چیز از درون ذات او و از کمون وجودیاش ظهور میکند.
اصل سوم: سیر طبیعی عوالم و تحول درونی
دنیا دانه است و میوهاش برزخ، برزخ دانه است و میوهاش آخرت. هیچ چیز جعلی و اعتباری و قراردادی در عالم نیست. مرگ و قیامت، حمل با کامیون و تابوت نیست؛ تحول درونی و استکمال است. حتی کسی که در دنیا بیکار نشسته است، در سیر طبیعی خود به سوی خدا در حرکت است.
همه به سوی او در سیرند، زنده و مرده، خفته و بیدار، همه در حرکتاند. تفاوت تنها در فاعلیت و قابلیت است.
تبیین تمثیل زغال و نفخههای اسرافیل
نفخه اول، زوال صورت طبیعی است، همچون زوال سیاهی و سردی زغال هنگام سرخ و گرم شدن. نفخه دوم، استناره کامل به ارواح است، همچون شعلهور شدن زغال. صور برزخی همچون یخاند که با ارواح مشتعل میشوند و سراج روشن میگردند.
اسرافیل یک نفخه واحد میزند، اما آن نفخه بر صورتهای آماده دو اثر دارد: یکی دفع آتش پنهان و دیگری اشتعال آن. همانگونه که دم اسرافیل خود صور است و صوت همه موجودات در آن است.
خواب و بیداری در عوالم سهگانه
در قیامت کسی نمیگوید «دنیا و برزخ خواب بود». برعکس، آنجا انسان میفهمد که همه عوالم بیداری محض بوده و حتی خوابهای شبانه نیز بیداری بوده است. شوخیها نیز جدی نوشته شدهاند و حسابشان کشیده میشود.
«اذا مات انتبه» وقتی انسان میمیرد، بیدار میشود؛ و در قیامت میفهمد که در دنیا نیز خواب نبود، بلکه کاملاً بیدار بود.
جمعبندی بخش
همه مواد کونیه، استعداد استناره بالأرواح را دارند. اصل «کلّ شیء فی کلّ شیء» و «لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى» و سیر طبیعی عوالم، سه ستون استوار این نظام هستیشناختیاند. مرگ و قیامت، تحول درونی است، نه جابهجایی مکانی. انسان در همراه کردن سیر اختیاری با سیر طبیعی خویش مختار است، و این همان سعادت یا شقاوت ابدی است.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!