متن تحقیق
نقش اعمال در قلوب و أرواح و حقیقت معاد
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش ۱۸۳: آثار اعمال در قلوب و أرواح و نسبت آن با صحائف أعمال و عالم آخرت
آنچه از این بحث و از بیانات نورانی به دست میآید این است که نفس انسانی دارای قدرت أخذ و إعطاء است؛ میتواند دریافت کند و میتواند اعطا نماید، میتواند بیاموزد و دیگران را تعلیم دهد. نفس، قابل است و آنچه را میپذیرد، میتواند حفظ کند و به صورت ملکه نفسانی درآید و این ملکه با تکرار، شدت و استحفاظ، قوت و رسوخ مییابد تا بدانجا که به حد جوهر و ذات انسانی ارتقا یابد و حقیقت انسان همان گوهر و جوهر گردد.
پس آنچه در حقیقت انسان قرار میگیرد، همان نوشتار و صحیفه و کتاب و تمثل و حقیقت آخرت و صراط و سایر امور نفسانی و أخروی است.
در اینجا باید بسیار تأمل کرد تا از افراط و تفریط در امان مانیم: یک دیدگاه قشری و پوسیده این است که انسان در دنیا اعمالی انجام میدهد و میمیرد و جز مجموعهای از صحائف که ملائکه نوشتهاند چیزی باقی نمیماند و در قیامت بر اساس آن نوشتهها حکم میشود؛ گویی انسان فقط یک آرشیو کاغذی است و خود او هیچ تغییری نکرده است.
این دیدگاه همانند کسی است که تنها یک مدرک دانشگاهی دارد ولی هیچ علمی در او نیست؛ مدرک فقط حاکی از گذشته است، نه حامل حقیقت کنونی. همانگونه که در فقه نیز بحث میشود: اگر کسی بیست سال پیش گواهینامه رانندگی گرفته باشد اما اکنون هیچ مهارتی نداشته باشد و باعث قتل شود، قتل عمد است، زیرا راننده واقعی نیست؛ مدرک تنها در امور قانونی اعتبار دارد، نه در ذمه شرعی.
از سوی دیگر، اگر کسی مهارت کامل رانندگی دارد ولی مدرکی ندارد و باعث قتل شود، از نظر شرعی قتل عمد نیست، هرچند از نظر قانونی ممکن است مشکل ایجاد کند.
دیدگاه دوم که برخی حکما و عرفای منحرف دارند این است که حقیقت انسان فقط نفس و اعمال اوست و بهشت و جهنم و صراط و آخرت چیزی جز همین حقیقت نفسانی نیست؛ این همان «جنت معقول» است که باطل است. حقیقت این است که ورای نفس و اعمال، عالمی واقعی به نام آخرت وجود دارد که انسان با همین حقیقت نفسانی در آن محشور میشود؛ بهشت و جهنم و صراط هم ساخته نفساند و هم واقعیتی خارجی و ورای نفس دارند.
نفس انسانی، صحیفه خالی از نقش و صورت
نفس انسانی در بدو خلقت، خالی از فعلیت است؛ مانند صحیفهای سفید که هیچ نقش و صورت بر آن نباشد، البته نه به معنای خالی مطلق مانند ظرف تهی، بلکه استعدادها و اشتهائات نسبت به افکار و اعمال در کمون نفس موجود است؛ خالی بودن به معنای تخلیه از فعلیت است.
ترجمه: آنان کسانی هستند که ایمان در دلهایشان نگاشته شده است.
این آثار که در قلوب و أرواح حاصل میشود، به منزله نقوش و کتابت در صحائف و الواح است. در لسان شریعت به این قلوب و أرواح «صحائف أعمال» گفته میشود. پس صحیفه أعمال فقط کاغذ و قلم ملائکه نیست؛ همان قلب و روح ماست که با اعمال خودمان در آن مینویسیم، اما این به معنای انکار نوشتن ملائکه یا نوشتن خداوند نیست.
مانند ادارهای که یک نامه را به بیست مرجع میفرستد؛ خداوند متعال بسیار دقیقتر و ظریفتر عمل میکند. هم خود انسان در دلش مینویسد، هم ملائکه مینویسند، هم عالم در هم مینویسد، هم خداوند مستقیماً مینویسد: إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ.
ترجمه: کتاب خود را بخوان؛ امروز خودت برای حسابرسی بر خودت کافی هستی.
کَرَام الکَاتِبُون و یتَلَقَّی الْمُتَلَقِّیَان
این نقوش و صور نیازمند قابل و فاعل است. فاعلان و مصوران این کتابت نورانی، همان «کَرَام الکَاتِبُون» هستند که از سنخ ملائکهاند:
ترجمه: و بر شما نگهبانانی گماشته شده، نویسندگانی گرامی که میدانند آنچه انجام میدهید.
این ملائکه دو طایفهاند: ملائکه یمین و ملائکه شمال. و آیه شریفه:
ترجمه: هنگامی که دو دریافتکننده از راست و از چپ، نشسته دریافت میکنند.
«یَتَلَقَّی» به معنای برخورد و چفت شدن دو گروه است؛ یعنی ملائکه یمین اعمال اصحاب شمال را نیز نوشتهاند و بالعکس؛ دقت الهی فراتر از تصور است.
و نیز «رَقِيبٌ عَتِيدٌ»؛ دو نگهبان، یکی از پیش و یکی از پس، که هر کلمه و عمل را از دو سو نگه میدارند؛ مانند دو نفر که الاغ سرسخت را از جلو و عقب میکشند تا از پله بالا رود.
کتاب به یمین و به شمال
ترجمه: اما کسی که کتابش به دست راستش داده شود، گوید: بیایید کتابم را بخوانید؛ من یقین داشتم که حسابم را ملاقات خواهم کرد.
کتاب او از علوم صادقه، اعتقادات حقّه و اخلاق حسنه تشکیل شده است. یقین او در قیامت بسیار بالاتر از یقین دنیوی است؛ آنچه در دنیا «یقین» میپنداشت، در قیامت میبیند که تنها «ظن» بوده است.
ترجمه: و اما کسی که کتابش به دست چپش داده شود، گوید: ای کاش کتابم به من داده نمیشد و نمیدانستم حسابم چیست.
کتاب او از اکاذیب باطله، صفات شیطانیه، شهوات حیوانیه و ریاستهای دنیوی آتشزن تشکیل شده است. «وراء ظهره» به معنای جهت شمال و یمین است، نه اینکه از پشت نبیند؛ در قیامت از همه جا میبیند.
جمعبندی بخش
عالم آخرت بسیار ظریفتر، دقیقتر و گستردهتر از تصور ماست. اعمال در نفس انسان نقش میبندد و حقیقت او را میسازد، اما ورای آن، عالم واقعی آخرت است که نفس آن را ساخته و پرداخته کرده و در عین حال، واقعیتی مستقل و خارجی دارد. همه چیز چند لایه ثبت میشود و خداوند خودش ناظر و نگارنده نهایی است: إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!