الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 184

متن تحقیق


نوار أسفار – جزء ۱۸۴

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

بخش اول: نزول شیطان قرین بر اثر فساد عقیده و رسوخ در کفر

چنان‌که در کفر و اعتقاد سوء نیز همین قیاس جاری است؛ هر کس که عقیده‌اش در مسائل الهی فاسد گردد، بر جهل خود پای فشارد و در کفر خویش به نهایت و بلوغ رسد، شیطانی بر او نازل می‌شود که وعده شر و بدی به او می‌دهد، جهلش را با اقتران استوار می‌سازد، او را به خودپسندی و اعجاب به نفس می‌کشاند و در دنیا و آخرت قرین او می‌گردد.

وَهَكَذَا الْقِيَاسُ فِي الْكُفْرِ وَالْإِعْتِقَادِ السَّوْءِ فَمَنْ فَسَدَ اعْتِقَادُهُ فِي الْمَسَائِلِ الْإِلَهِيَّةِ وَرَسَخَ عَلَى جَهْلِهِ وَبَلَغَ فِي كُفْرِهِ يَتَنَزَّلُ عَلَى نَفْسِهِ شَيْطَانٌ يَعِدُهُ بِالشَّرِّ وَيُقِرُّهُ اقْتِرَانًا بِالْجَهْلِ وَيُعْجِبُهُ إِعْجَابًا بِنَفْسِهِ وَكَانَ قَرِينَهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ

ترجمه: و همچنين قياس در كفر و اعتقاد بد جريان دارد؛ پس هر كه اعتقادش در مسائل الهى فاسد گردد و بر جهل خود راسخ ماند و در كفر خويش به نهايت رسد، شيطانى بر نفس او نازل مى‌گردد كه او را به شر وعده مى‌دهد، جهلش را با اقتران استوار مى‌كند، او را به خودپسندى دچار مى‌سازد و در دنيا و آخرت قرين او مى‌گردد.

بخش دوم: نقد مبنای عدمی بودن شرور و اثبات وجودی بودن خیر و شر

در این مسائل که بسیارى از آن‌ها متفرع بر مبادى امور عامه است، اشاره‌اى اجمالى مى‌کنیم. یکى از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین مباحث حکمت، مسئله شرور است که آیا شرور وجودى‌اند یا عدمى. قاطبه اهل حکمت و عرفان، از ارسطو و افلاطون تا متأخرین، گفته‌اند: «الخير مساوٍ للوجود والشرور أعدامٌ»؛ خیر مساوى با وجود است و شرور اعدام و عدم‌اند.

استدلال ایشان این بود که خداوند خیر محض است و از خیر محض جز خیر بیرون نمی‌آید. اگر شرور وجودى باشند، باید فاعل داشته باشند؛ فاعل نمی‌تواند عدم باشد، نمی‌تواند خداوند باشد (زیرا خیر محض است)، و اگر اهرمن یا موجودى دیگر باشد، شرک لازم می‌آید. از این رو ناچار شدند بگویند شرور عدمى‌اند.

نقد اساسی: این کلام از بنیاد بی‌ریشه، خلاف وجدان صریحه، خلاف عقل سلیم و خلاف براهین قاطعه است.

دلیل روشن آن است که خیرات و شرور هر دو دارای یک سنخ وجودى‌اند؛ همچنان که محبت و آزار، لطف و قهر، همگى از یک مرتبه وجودى برخوردارند. ما در توحید قرآنى مشکل شرک نداریم، زیرا خالقیت و الوهیت خداوند غیر از ربوبیت و ربانیّت اوست. تمام موجودات اعم از خیر و شر، مظاهر أسماء و صفات الهیه‌اند:

  • خیرات → مظهر أسماء جمالیه و کمالیه: رحمان، رحیم، ودود، هادی
  • شرور → مظهر أسماء جلالیه و قهريه: قهار، قاهر، جبار، مضل، منتقم

پس همه شرور و خیرات وجودى‌اند و هر یک مظهر نام خاص خود و مجلاى صفت ویژه خویش‌اند. این بیان، مشکل فاعلیت شر را به‌کلی حل می‌کند و نیازی به حیل فلسفی و سفسطه‌های پیچیده نیست.

بخش سوم: بطلان جبر و اختیار مفروض و تبیین امر بین الأمرین به بیان مشاعی

جبر محال است، زیرا جابر خود نیز جابر می‌خواهد و تسلسل لازم می‌آید. اختیار مطلق نیز محال است، زیرا همین تردید میان «این کنم یا آن» خود دلیل عدم اختیار است. هزار سال بحث جبر و قدر در تاریخ کلام اسلامی از عدم فهم صحیح توحید افعالی ناشی شده است.

حقیقت امر بین الأمرین: فاعلیت انسان و خداوند «مشاعی» است؛ همچون دو شریک در یک خرمن گندم که هر دانه‌ای که یکی بردارد مال اوست و هر دانه‌ای که دیگری بردارد نیز مال اوست، بدون جداسازی و تفکیک.

لا حول و لا قوة إلا بالله + إیّاک نعبد و إیّاک نستعین؛ ما نیز فاعلیم و خداوند نیز فاعل است، اما فاعلیت ما مشاع و غیرتفکیکی است.

بخش چهارم: تمایز میان ملکه نفسانی و ملک و شیطان حقیقی

حکما گفته‌اند ملکه راسخه نفس در قیامت به صورت ملک (برای خیر) یا شیطان (برای شر) تمثل می‌یابد، یعنی ملک و شیطان همان ملکه است.

این کلام تنزیه ملک و شیطان و انکار موجودات مستقل ملکوتی است. ملک و شیطان موجودات منفصل نازله‌اند که موکل و مدبر نفس‌اند:

هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ ۚ تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ
وَمَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمَٰنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ

نفس اماره غیر از شیطان رجیم است؛ شیطان پیش از آدم و پیش از عالم موجود بوده است. مثال متصل (ملکه در نفس) با مثال منفصل (ملائکه و شیاطین حقیقی) متفاوت است.

بخش پنجم: علت خلود در ثواب و عقاب ابدی

عمل و قول به‌ظاهر زائل می‌شوند؛ چگونه می‌توانند علت ثواب و عذاب ابدی گردند؟ پاسخ: تکرار عمل، ملکه راسخه و ثابت ایجاد می‌کند که از مرتبه عرض به جوهر تبدیل می‌شود و ابدی می‌ماند. خود عمل نیز زائل نمی‌گردد:

فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ ۝ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ

ترجمه: پس هر کس به اندازه ذره‌ای خیر انجام دهد آن را می‌بیند و هر کس به اندازه ذره‌ای شر انجام دهد آن را می‌بیند.

عمل با تکرار به ملکه تبدیل می‌شود و ملکه ابدی است؛ از این رو خلود در بهشت و دوزخ کاملاً موافق حکمت الهی است.

جمع‌بندی نهایی

تمام پیچیدگی‌های حکما از ضعف در فهم توحید أسماء و صفات و توحید افعالی ناشی شده است. هنگامی که توحید به نحو قرآنی فهمیده شود، مسئله شرور، جبر و اختیار، ملک و شیطان، و خلود در عقاب یکسره حل می‌گردد و هیچ نیازی به سفسطه و حیل فلسفی باقی نمی‌ماند.

با نظارت صادق خادمی

دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)