الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 188

متن تحقیق




تبصره میزانیه: موازنه میان نشئات و عوالم در معرفت‌شناسی عرفانی اسلامی

برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره

تبصره میزانیه
موازنه و مقایسه میان نشئات و عوالم در سلوک معرفتی

بخش نخست: ضرورت معرفت موازنه میان نشئات برای سالک الی‌الله

از جمله اموری که شناخت آن برای سالک راه آخرت ناگزیر است، چگونگی موازنه میان نشئات و مقایسه آنچه در هر یک از آن‌هاست با دیگری می‌باشد.

آنچه در این تبصره میزانیه دنبال می‌شود، بحثی کلی و بنیادین در علوم مختلف است: شناخت اشیاء، موجودات، اعمال و خصایص در عوالم گوناگون؛ اعم از علم به غیب، امور فراستی، تعبیر رؤیا، یا معرفت فلسفی و عرفانی و حکمت متعالیه.

چنان‌که شاعر عارف سروده است: «دیده‌ای خواهم شه‌شناس / تا شناسد شاه را در هر لباس»؛ این شناخت تنها به شاه محدود نمی‌شود، بلکه گدا را نیز در هر لباس، خداوند را در هر تجلی، و خلق او را با تمام قامت می‌طلبد. حقیقت عالم و آدم در چهره‌های متکثر و متفاوت، به آسانی شناخته نمی‌شود.

از این‌رو، «معبّر» کسی است که رؤیا را عبور می‌دهد و به اصل آن می‌رساند؛ هرچند بسیاری از رؤیاها اضغاث احلام است و تعبیری ندارد. رؤیاهای زمانه ما بیش‌تر به کار روانکاوی و تشخیص امراض نفسانی می‌آید تا کشف حقایق غیبی. اضغاث احلام گاه سودمندتر از رؤیاهایی است که تعبیر می‌طلبند، زیرا از آن‌ها می‌توان بیماری‌های باطنی را شناخت.

عبور دادن و عبور کردن، همان شناخت عوالم مختلف است؛ زیرا هر حقیقتی هويت خود را در عوالم گوناگون حفظ می‌کند، هرچند لباس‌ها و چهره‌های متفاوتی به خود می‌گیرد. این امر منحصر به دو عالم نیست، بلکه «الحمدلله رب العالمين» است و عالمین جمع حقیقی است با کثرتی فوق کثرت منتهی الجموع.

آنچه برای وصول به حقیقت یک شیء در عوالم مختلف لازم است، صفاى باطن سرشار از اعمال صالح است و بس. صفاى باطن با سخن به دست نمی‌آید؛ صفاى باطنی که اعمال صالح را قهراً به دنبال دارد و اعمال صالح نیز خود حکایت از صفاى باطن می‌کند.

ممکن است گاه صفا شدت یابد و عمل کم‌تر، یا عمل شدت یابد و صفا کم‌تر، اما بی‌ارتباطی هرگز ممکن نیست. این صفاى باطن همان بصیرت غیبی است که اگر انسان در کمین خود بنشیند و نواقص خویش را رفع کند، کوری‌های مادرزادی یا اکتسابی را تشخیص دهد و حسد، بخل، حقد و جهل را از دل برکند، دریابد که دل در اصل صافی است و کدورت، عارضی.

نتیجه‌گیری بخش نخست

شناخت حقیقی اشیاء در عوالم مختلف، جز از راه صفاى باطن سرشار از عمل صالح میسر نیست؛ این صفا همان روزنه‌ای است که عارف، عالم، سالک و مؤمن برای ورود به دارالسلام و شهود اسرار قرآن کریم به آن نیاز دارد.


بخش دوم: موازنه میان عالم ملک و شهادت و عالم ملکوت و غیب

فمن فتح الله على قلبه باب الموازنة بين العالمين – عالم الملک والشهادة وعالم الملکوت والغیب – یسهل علیه سلوک سبیل الله والدخول فی دار السلام.

دارالسلام آنجاست که همه چیز برای مؤمن سِلم و سلامت است؛ مانع و حجاب، تنها عدم سلامت نفس اوست. چنین سالکی بر اکثر اسرار قرآن کریم و اطوار آن آگاه می‌گردد؛ قرآن را بطونی است بلکه سبعین بطنا، و او حقایق آیات و انوار آن را شهود می‌کند که علمای رسوم و متفلسفه حکمای مشهور با ترکیب و تجزیه و علوم حصولی به آن نمی‌رسند.

این باب، باب عظیمی در معرفت احوال اشیاء و حقایق موجودات على ما هی علیها است، به ویژه معرفت معاد که نخستین مقامات نبوت است؛ زیرا مبادی احوال انبیا آن است که حقایق ملکوتی در خواب بر آنان متجلی می‌شود و به صورت اشباح مثالی تصور می‌گردد.


الرُّؤْيَا الصَّادِقَةُ جُزْءٌ مِنْ أَجْزَاءِ النُّبُوَّةِ


رؤیای صادقه پاره‌ای از پاره‌های نبوت است.

رؤیاهای صادقه، نخستین مراحل سلوک در باب غیب است. اگر کسی آن‌ها را پیگیری کند، راه گشوده می‌شود؛ و اگر توقف کند و به امور دیگر متوسل شود، نتیجه‌ای نمی‌گیرد.

خواب‌هایی که سالک از گناه و ثواب دیگران می‌بیند، نقص است و نشان از فضولی و آفت‌زدگی دارد. سالک باید به دنبال حقایق سماوی و نفس خویش و خداوند باشد، نه در کمین خلق.

نتیجه‌گیری بخش دوم

رؤیای صادقه نخستین روزنه ملکوتی است و تعبیر حقیقی آن، عبور از صورت مثالی به حقیقت ملکوتی است؛ این موازنه میان عوالم، کلید گشایش اسرار قرآن کریم و معرفت معاد است.


بخش سوم: خطر نیت ناصاف در مواجهه با قرآن کریم و استخاره

وَلَايَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا

این جمله سالبه کلیه است؛ هرگاه نیت ناصاف باشد، قرآن کریم نه تنها شفا نمی‌دهد، بلکه خسارت را افزون می‌کند. استخاره با نیت شیطانی یا برای کلک و زرنگی، گمراه‌کننده است؛ زیرا قرآن کریم خیرالماکرین است و فوراً انسان را به گمراهی عمیق‌تر می‌کشاند.

انسان باید نخست نیت را صاف کند: «خدایا خیر خود و دیگران را می‌خواهم»؛ آن‌گاه استخاره کند. در کارهای رحمانی استخاره روا است، اما در کارهای کلک‌آبادی، بهتر است بدون استخاره با عقل ناقص خود پیش رود تا قرآن او را نابود نکند.

نتیجه‌گیری بخش سوم

قرآن کریم در دست ناصاف، ابزاری برای گمراهی است؛ صفا و نیت خالص، شرط بهره‌مندی از انوار هدایت آن است.


بخش چهارم: روزنه ملکوتی یا تقلید حیوانی

فتأمل یا حبیبی فی هذا المقام فعساک تنفعت لک روزنة إلى عالم الملکوت، وإلا فمازلت متوجها إلى ملابس عالم التقلید الحیوانی.

اگر روزنه‌ای به ملکوت گشوده نشود، هفتاد سال عبادت و درس و فتوا و فلسفه، انسان را از عامی بی‌سواد در باطن ممتاز نمی‌کند. عالم ظاهری، نویسنده پرگو، استاد دانشگاهی که فقط برای دیگران سخن می‌گوید و کتاب می‌نویسد، اگر روزنه ملکوتی نداشته باشد، در ندیدن غیب با عامی برابر است.

ابن‌سینا با همه نبوغ، چون این روزنه را نداشت، در توحید، معاد، حرکت جوهری و حقیقت وجود ماند. مشاقی (فقط نوشتن و سخنرانی) سبب سوراخ‌کن نیست؛ صفاى باطن سرشار از عمل صالح، سبب گشایش است.

زندگی تجارت است؛ سرمایه، عمر؛ متاع، معرفت خالص و طاعت خالص. ناقد بصیر جز خالص عبریز را نمی‌پذیرد.


فَوَزَنَ حَسَنَاتِكَ بِمِيزَانِ صِدْقٍ لَا مَيْلَ فِيهِ


پس نیکی‌هایت را به میزان صدق که هیچ میلی در آن نیست، بسنج.

جمع‌بندی نهایی کتاب

موازنه میان نشئات و عوالم، کلید گشایش روزنه ملکوتی است. بدون صفاى باطن سرشار از عمل صالح، همه علوم و عبادات ظاهری در قیامت به کاغذپاره بدل می‌شود. سالک باید از تقلید حیوانی و مشاقی صرف رهایی یابد و به معرفت خالص و طاعت خالص دست یابد تا در میزان صدق، سبک نماند و به لقاء الله و ملکوت او نایل گردد.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)