متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
جلد نهم اسفار اربعه – کتاب النفس – بحث معاد جسمانی
بخش نخست: نقد اعتبار سندی و محتوایی نقلهای مربوط به مکان بهشت و جهنم
صدرالمتألهین در ادامهٔ بحث معاد، پس از نقل مجموعهای از نقلهای متعدد و متعارض دربارهٔ جایگاه ارواح کافران و مؤمنان در عالم برزخ و نیز مکان بهشت و دوزخ، میکوشد این نقلها را جمع کند و میفرماید:
وَ بَعْضُ هَذِهِ الْأَخْبَارِ وَ إِنْ كَانَتْ فِي أَرْوَاحِ الْكُفَّارِ مِنْ غَيْرِ تَعَرُّضٍ لِذِكْرِ النَّارِ، إِلَّا أَنَّا مَتَى ضَمَمْنَاهَا إِلَى أَخْبَارٍ أُخْرَى وَ إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى: ﴿نُعَرِّضُهُمْ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ﴾ استُصْحِبَ فِي حُكْمِ النَّارِ عَلَى وَجْهٍ أَظْهَرَ.
نقد اساسی بر این سخن آن است که بسیاری از این نقلها اساساً «خبر» و «روایت» به معنای اصطلاحی آن نیستند، بلکه سخنان ضحاک، کعب الأحبار، قتاده، ثعلبی و اسرائیلیات میباشند. حتی آن مقدار که به صورت روایت آمده، غالباً مرسل و ضعیفالسند است و ائمهٔ معصومین علیهمالسلام آن را تأیید نکردهاند. بنابراین نمیتوان همهٔ این منقولات را زیر عنوان «هذه الأخبار و الروایات» گرد آورد.
|
نکتهٔ کلیدی: تناقض ظاهری میان نقلها، تنها با تمایز میان «علم رسمی» و «علم حقیقی» حل نمیشود؛ هنگامی که صدر و ذیل یک نقل با یکدیگر سازگار نباشد، تناقض حقیقی است و نمیتوان آن را با عنوان «اهل کشف تناقض را نمیبینند» توجیه کرد. |
بخش دوم: عدم تعیین مکان مادی یا باطن مادی برای بهشت و جهنم در قرآن کریم
قرآن کریم با بیش از پانصد آیه دربارهٔ نعیم و جحیم، حتی یک بار هم سخن از «مکان» بهشت و دوزخ به میان نیاورده است. هرگونه تلاش برای تعیین مکان مادی – چه در آسمان چهارم، چه در زمین هفتم، چه زیر دریا یا در وادی برهوت – بیاساس است.
﴿كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ﴾
هر نفسی در گرو اعمال خویش است.
این آیه و آیات مشابه، هیچگونه اشارهای به مکان ندارند؛ بلکه تنها به رابطهٔ وجودی نفس با اعمالش تأکید میکنند.
|
نتیجهٔ این بخش: هر کس برای بهشت و جهنم مکان مادی یا حتی «باطن مکان مادی» تعیین کند، از متن قرآن کریم خارج شده و به تخیلات و اسرائیلیات روی آورده است. |
بخش سوم: مظاهریت و تجلی بهشت و دوزخ در عالم ناسوت
آنچه از مجموع نقلهای معتبر به دست میآید دو حقیقت روشن است:
- بهشت و جهنم مكان ندارند – نه در ظاهر عالم ناسوت و نه در باطن آن.
- اما ظهور و تجلی و مظهريت آنها در ظرف ناسوت برای انبیا و اولیا ممکن و واقع است.
مانند حديث مشهور:
«ما بين قبري و منبري روضة من رياض الجنة»
یعنی میان قبر و منبر پیامبر صلیاللهعلیهوآله مظهر و مرآتی است که برای اهل کشف و شهود، باغی از باغهای بهشت در آن متجلی میگردد، نه اینکه خود بهشت در آنجا باشد.
همچنین مشاهدهٔ رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بهشت و دوزخ را از جدار مسجد، یا چشمهٔ آب حیات که از دیوار مسجد بیرون آمد و پیامبر خواست دست دراز کند و از میوهاش بچیند، همه از همین قبیل مظاهریتاند، نه تعیین مکان.
|
نکتهٔ ممتاز: مثال مرآت (آینه) دقیقترین تمثیل است: همانگونه که صورت در آینه موجود نیست ولی ظاهر میشود، بهشت و دوزخ نیز در برخی مواضع عالم ناسوت برای اهل الله متجلی میگردند، بدون آنکه در آنجا باشند. |
بخش چهارم: نقد تفصیلی توجیهات صدرالمتألهین
صدرالمتألهین برای جمع نقلها چهار وجه میآورد:
- مراد باطن مکان است (مثل باطن آسمان هفتم).
- مظهر بودن مکان است (مثل جدار مسجد).
- نشئات نسبی و رقائق.
- بحر مسجور به معنای طبیعت که نار غیر محسوسه است.
سه وجه اول قابل قبولاند، اما چهارمی مردود است؛ زیرا هیچ دلیل لغوی و شرعی ندارد که «بحر» به معنای طبیعت» باشد. همچنین مثال آب فرات و چشمهٔ کوه أروند با مثال مرآت سازگار نیست؛ زیرا آب فرات خودش مادهٔ خارجی است و همه میبینند و مینوشند، نه صرفاً مظهر.
جمعبندی نهایی
بهشت و جهنم مكان ندارند – نه در ظاهر عالم ماده و نه در باطن آن. آنچه در نشئهٔ ناسوت برای انبیا و اولیا ظاهر میشود، مظهر و تجلی آن عوالم است، همچون چهرهای که در مرآت صافی متجلی میگردد، نه آنکه خود بهشت یا دوزخ در دیوار یا رود یا وادی باشد. هر نقل که به دنبال مکان مادی یا باطن مادی بگردد، یا ضعیفالسند است یا نیازمند تأویل نادرست. تنها راه صحیح، پذیرش مظاهریت و تجلی غیبی در ظرف ناسوت است، بیآنکه به تعیین مکان پرداخت.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!