متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش بیست و پنجم: نقد دقیق دیدگاه ملاصدرا پیرامون ابواب جنت و نار و ماهیت مشاعر مؤمن و کافر
بررسی و پاسخ به دو اشکال اساسی بر نظریه اتحاد مشاعر با ابواب بهشت و جهنم
مقدمه بخش
در این بخش، به ادامه نقد و بررسی عمیق دیدگاه حکیم صدرالمتألهین شیرازی در باب نسبت میان مشاعر انسانی (حواس ظاهری و باطنی) و ابواب جنت و نار پرداخته میشود. استاد با دقت فلسفی و استناد به آیات قرآن کریم و اصول عقلی، دو اشکال اصلی را که بر این نظریه وارد است، مطرح و پاسخ میدهند. این بحث از اهمیت ویژهای در فهم صحیح معاد جسمانی و روحانی و تمایز میان عالم دنیا و عالم آخرت دارد.
اشکال نخست: آیا مشاعر انسانی همان ابواب بهشت و جهنم است؟
نخستین اشکال بر این پایه استوار است که اگر مشاعر انسانی – اعم از ظاهری و باطنی – خود ابواب جنت و نار باشند، در حالی که جنت و نار دو حقیقت متباین و متضادند، پس ابواب آنها نیز باید متباین باشد. اما انسان تنها یک مجموعه مشاعر دارد: یک چشم، یک گوش، یک شامه. چگونه یک مشاعر میتواند همزمان درِ بهشت و درِ جهنم باشد؟
پاسخ اساسی: مشاعر انسانی به هیچ وجه ابواب جنت و نار نیستند. ابواب جنت و نار حقیقتهایی منفصل در عالم آخرتند که «إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» و نه «منه راجعون». از اینرو، اساس اشکال فرو میریزد؛ زیرا نسبت میان مشاعر اینجهانی و ابواب اخروی، نسبت اتحاد یا عینیت نیست.
اشکال دوم: آیا مشاعر مؤمن و کافر دو حقیقت متبایناند؟
اشکال دوم از اینجا نشأت میگیرد که برخی شارحان صدرایی ادعا کردهاند: «السمع و البصر و غیرهما التي لأهل السعادة مباينة بالحقيقة و النوع للتي لأهل الشقاوة». یعنی مشاعر مؤمن و کافر از حیث حقیقت و نوع متفاوت و متبایناند.
این ادعا به چند صورت قابل تصویر است:
- آیا در عالم ظاهر، مؤمن دو چشم متفاوت از کافر دارد؟ این محال عقلی و تجربی است.
- آیا در باطن، مؤمن دارای گوشهای ایمانی و کافر دارای گوشهای کفرآلود است؟ این نیز بیمدرک و بیاساس است.
مشاعر انسانی – چه ظاهری و چه باطنی – در مؤمن و کافر یکی است. نفس ناطقه و قواي ادراکیه واحدند. تفاوت تنها در دو امر است:
۱. فعلیت یافتن یا نیافتن استعدادهای تجردی و کمالی نفس
۲. وجود یا رفع موانع (لقمه حرام، نطفه ناپاک، گناه، جهل و هوی)
تمثیل دقیق: همانگونه که یک چشم ممکن است نورش کم باشد (استعداد بالقوه مانده) یا جلویش گرد و غبار نشسته باشد (مانع موجود)، مشاعر نیز همینگونهاند. مؤمن با ریاضت و تقوا موانع را برمیدارد و استعداد را به فعلیت میرساند؛ کافر برعکس.
لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ
ترجمه: برای آنان دلهایی است که با آنها فهم نمیکنند، و چشمانی که با آنها نمیبینند، و گوشهایی که با آنها نمیشنوند. آنان همچون چهارپایاناند، بلکه گمراهتر. آنان همان غافلان واقعیاند.
از اینرو، «مدرِك» (ابزار ادراک) یکی است، اما «مدرَكات» (آنچه درک میشود) متفاوت میگردد. همان شامه، بوی گل میشنود و بوی لجن؛ همان چشم، گناه میبیند و ثواب.
نقد ادعای «اکثر اهل الجنة فی الجنة الان»
یکی از نتایج خطرناک این نظریه ملاصدرا و برخی عرفا این است که مدعی میشوند اکثر اهل بهشت هماکنون در بهشتاند و اکثر اهل نار هماکنون در نار، گرچه غافلاند. این ادعا با ظاهر آیات و روایات و برهان عقلی سازگار نیست.
جنت و نار اخروی حقیقتی منفصل و پس از قیامتاند. جنت الأعمال و حالات نفسانی (آرامش وجدان مؤمن و عذاب وجدان گنهکار) را نباید با جنت و نار واقعی که دارای زقوم، حمیم، عقرب و مار است، خلط کرد. آب تهران هرچند گوارا باشد، زمزم مکه نیست.
جمعبندی بخش
۱. مشاعر انسانی ابواب جنت و نار نیستند؛ ابواب اخروی منفصلاند.
۲. مشاعر مؤمن و کافر متباین نیست؛ تفاوت در فعلیت استعداد و رفع یا ایجاد موانع است.
۳. جنت و نار برزخی و اخروی با جنت الأعمال متفاوتاند و اکثر مردم هماکنون در هیچیک از آن دو به معنای واقعی کلمه نیستند.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!