متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش شصت و پنجم: حقیقت نشئه آخرت؛ متوسط یا آخر؟
در تتمه استبصار در بیان حقیقت احوال جنت و نار، حکیم صدرالمتألهین میفرماید که نشئه آخرت نشئهای است متوسط میان مجردات عقلی محض و جسمانیات مادی. هر آنچه در آن است، صوری محسوس است که به قوه نفسانی ادراک میشود؛ صوری که در این عالم خیالاند و در آن عالم حس به شمار میروند. انسان چون از این بدن طبیعی تجرد یابد، قیامتش برپا میشود.
این بیان، عالم آخرت را برزخی و متوسط میان ماده و تجرد میداند؛ نه ثقل و مادیتی دارد که عالم محسوس ما دارد و نه تجرد محض عقول را. محسوسات آن عالم در حد متخیّلات این عالمند، نه در حد مجردات تام. در عالم آخرت، همه قوا و حواس به صورت واحد و جامع عمل میکنند؛ بصری که میبیند، سمع هم هست و سمع هم بصر است و همینطور سایر قوا.
|
نقد بنیادین: اگر عالم آخرت «متوسط» باشد، دیگر «آخر» نیست؛ زیرا هر متوسط، طالب نهایتی است و پس ناتمام میماند. اما قرآن کریم میفرماید: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» و «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ». بازگشت نهایی به ذات احدیت است و پس از آن عالمی نیست. بنابراین نامیدن آخرت به «متوسط» یا «برزخی» با اصل آخر بودن آن منافات دارد. |
در جای دیگر، صدرالمتألهین خوبان و اولیاء را به ملأ اعلی و مجردات عقلی ملحق میدانست، اما اینجا کل نشئه آخرت را متوسط و خیالی میشمارد. پس اولیاء به کدام عالم میپیوندند؟ آیا آنان را از جنت و نار دائمی محروم میکند؟ این دو بیان با یکدیگر سازگار نیست.
تفاوت برزخ و قیامت کبری
مرگ، قیامت صغرای انسان است و انسان ابتدا به عالم برزخ حشر میشود و سپس در قیامت کبری به جنت و نار ابدی. تفاوت میان صور برزخی و صور جنت و نار، تنها در شدت و ضعف و کمال و نقص نیست؛ بلکه دو عالم متمایز و منفصلاند. برزخ، عالم صعودى پس از دنیا است، همانگونه که عالم ذر برزخ نزولی پیش از دنیا بود.
اگر همه چیز را به شدت و ضعف ملكات نفسانی فروکاهیم، برزخ و قیامت منفصل معنا ندارد و همه چیز به توهمات نفسانی بازمیگردد؛ حال آنکه برزخ و آخرت، عوالم وجودی مستقل و متمایزند.
حواس در نشئه آخرت
حکیم صدرالمتألهین میگوید حواس اخروی همه در موضع واحدند و هر کدام کار دیگری را نیز انجام میدهند؛ بصر میشنود و سمع میبیند. اما این سخن با اصل تجرد از ماده و مکان که خود او اثبات کرده تناقض دارد؛ زیرا «موضع واحد» فرض کردن، هنوز تفکر مادی است. در عالم مجرد، جهت و موضع و تقسیم حواس به اعضا معنا ندارد.
|
در عالم آخرت، ماده و جهت و موضع مادی منتفی است؛ پس سخن از «موضع واحد» برای حواس، بازگشت به تفکر مادی است و با اصل تجرد ناسازگار. |
نقل از فتوحات مکیه شیخ اکبر
شیخ محییالدین در باب ۳۵۵ و ۳۷۴ فتوحات میفرماید: موت میان دو نشئه، حالتی برزخی است که ارواح در آن با اجساد برزخی خیالی تعمیر میکنند؛ همانگونه که در خواب اجساد را عمارت مینمایند. خیال قوهای هوائی است میان روح نفسانی و جسم ترابى. و من مات فقد قامت قیامته؛ قیامت جزئى او برزخ است و اگر قیامت جزئى را فهمیدی، قیامت عامه را نیز فهمیدهای. مدت برزخ مانند حمل جنین در رحم است که اطوار مختلف دارد تا در روز قیامت تولد یابد.
این بیان شیخ، دقیق و حسابشده است و بدن برزخی را ساخته روح میداند، نه صرف شدت و ضعف ملكات.
جمعبندی بخش
حکمت متعالیه در باب معاد، برخلاف دقت و اهتمامی که در مبدأ و امور عامه داشت، کار شایستهای ارائه نکرده و بسیاری از مباحث را سطحی و ناتمام گذاشته است. نشئه آخرت را نمیتوان متوسط و برزخی دانست؛ آخرت، آخر است و بازگشت نهایی به ذات احدیت، نه میانی و نه طالب نهایتی دیگر. جنت و نار، مظاهر تام اسماء جمال و جلال حقاند و پس از آن عالمی نیست.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!