متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نهم: بزرگترین شبهه در عالم هستی: التباس خیال با حس
در میان همه شبهات عالم کون و هستی، هیچ شبههای عظیمتر از اختلاط خیال با حس نیست؛ زیرا اگر انسان در این باب به تمکن رسد و قدرت تمییز نداشته باشد، در علوم ضروریه حسیه به شک افتد، و اگر تمکن نداشته باشد، برخی امور خیالی را در مرتبت امور حسی قرار دهد.
شیخ اکبر محییالدین ابن عربی رضواناللهعلیه فرموده است:
ثم قال: وما فی الکون أعظم شبهة من التباس الخیال بالحس فإن الإنسان إن تمکن فی هذا النظر شک فی العلوم الضروریة، وإن لم یتمکن أنزل بعض الأمور غیر منزلته، فإذا أعطاه الله قوة التفصیل أبان له عن الأمور إذا رآها فیعلم ما هی إذا علم العین التی رآها بنفسه.
این کلام ناظر بر آن است که عالم خیال با عالم حس گاه بهقدری درهم میآمیزد که متخیَّل را انسان بهسان محسوس میبیند، یا محسوس را در ظرف خیال قرار میدهد. کسی که دائم در خیال فرو رود، دیگر میان متخیله و محسوس فرق نگذارد؛ چنانکه در خواب، انسان اعمال و افعال را بهگونهای واقعی میبیند که پس از بیداری میگوید: «خواب بودم». گاه رؤیا آنقدر قوی و گویاست که آثار خیالی بر حس نیز ظاهر میگردد؛ مانند احتلام در خواب که خیال بر حس غلبه یافته و اعضای حسی را به جنبش وامیدارد.
اما آنکه به قوت تفصیل رسد و خداوند به او نیروی تمییز عطا فرماید، میان خواب و بیداری، خیال و حس، هرگز خلط نمیکند. این مرتبهٔ اولیاء الله است که خیال و حس هر دو در اختیارشان باشد و هیچگاه التباس در کار نیاید.
باب وسیع المجال خیال و کلید فتح غیب
ابن عربی فرموده است: «و هذا باب واسع المجال». آری، عالم خیال دریایی بیکران است. هر که در آن به تمکن رسد، راه به غیب گشوده میشود؛ زیرا علم به حضرة الخیال «أول مقامات النبوة» است. اهل سلوک چون به مرحلهٔ تهذیب و تطهیر رسند، نخست خوابهای عظیم و عجیب میبینند؛ سپس متخیله قوی میگردد و صور خیالی در بیداری نیز ظاهر میشود، و این آغاز باب نبوت و مصدر غیب است.
عالم خیال، رحم معانی است؛ چنانکه خداوند در قرآن کریم میفرماید:
اوست که شما را در رحمها هر گونه که خواهد صورت میبندد.
از رحمهای متعدد، یکی رحم خیال است که در آن معانی به نطفهٔ ازدواج معنوی حمل میگیرند و به اذن خداوند به صور گوناگون متکون میشوند؛ اسلام چون روغن، قرآن چون عسل، قید ثبات در دین چون زنجیر، و علم چون شیر پاکیزه در آن رحم صورت میبندد.
حضرة الخیال: محل تداخل تام مشیت عبد و مشیت حق
در حضرة الخیال – چه در دنیا و چه در آخرت – مشیت عبد و مشیت حق بهگونهای درهم تنیده است که هر چه عبد اراده کند، حق فوراً متکون سازد. اینجا دیگر نظام احسن دنیا که گاه مانع تحقق فوری همه خواستههاست، حاکم نیست. ابن عربی میگوید:
فإن فی حضرة الخیال فی الدنیا یکون الحق محل تکوین العبد، فلا یخطر له خاطر فی أمر ما إلا والحق یکونه فی هذه الحضر، فمشیة العبد فی هذه الحضرة من مشیة الحق، ومشیة الحق من مشیة العبد…
این تداخل بهسان متر و قیچی است که هر دو کار یکدیگر را انجام میدهند؛ حق تابع عبد است به مشیت خود، و عبد تابع حق است به تجلی او. در بهشت، این عموم مشیت به کمال رسد و هر چه انسان اشتها کند، فوراً متجسم و مدرَک گردد.
بهشت جسمانی: صور ادراکی قائم به نفس خیالی
از مجموع این بیانات روشن میگردد که جنت جسمانی در حقیقت «صور ادراکی قائم به نفس خیالی» است؛ نفس انسان در آخرت هر چه بخواهد، همان دم موجود و مدرَک میشود؛ ادراک و ایجاد در آنجا یکی است، نه تقدم و تأخر دارد و نه مغایرت.
هشدار: از این کلام نباید پنداشت که آخرت جز نفس ما چیزی نیست و عالمی خارجی ندارد؛ این برداشتی مادی و خطرناک است. عالم آخرت عالمی مستقل و خارجی است که نفس با آن متحد میگردد، چنانکه در دنیا نفس با عالم حس متحد است. موضوع بهشت، نفس نیست، بلکه نفس به آن عالم میرسد و با آن یکی میشود.
جمعبندی نهایی
عالم خیال، دریای بیکرانی است میان حس و عقل محض؛ کلید فتح غیب و اول مراتب نبوت. بزرگترین شبهه، التباس آن با حس است و بالاترین کمال، تمییز کامل میان این دو حضرة عظیم. بهشت جسمانی، تجلی تام مشیت عبد در صور ادراکی است، اما نه به معنای انحلال عالم آخرت در نفس، بلکه اتحاد نفس با عالمی مستقل که در آن، خیال به کمال قدرت و تجلی رسیده است.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!