الاسفار الاربعه جلد 9 جلسه 211

متن تحقیق



نقد عالمانه آرای ابن‌عربی، داوود قیصری و ملاصدرا در باب خلود عذاب


برگرفته از درس‌گفتارهای آیت‌الله محمدرضا نکونام قدس‌سره


بخش یازدهم: نقد دقیق و مبسوط آرای محیی‌الدین ابن‌عربی، داوود قیصری و صدرالمتألهین در مسئله خلود عذاب اهل نار

در این مقام، سخن شیخ اعرابى در فتوحات مکیه چنین آمده است که اهل سعادت به فضل الهى و اهل شقاوت به عدل الهى داخل بهشت و نار می‌شوند و فرود آمدن در آن دو دار بالاعمال است؛ یعنی به سبب اعمال نازل می‌گردند.

سپس قیصری در شرح فصوص الحکم همین کلام را می‌گیرد و می‌کوشد تا عدم خلود عذاب و دائمی نبودن آن را اثبات کند. این دو عبارت در این مقام، از رکیک‌ترین، بی‌اساس‌ترین و ناپسندترین عباراتی است که در تاریخ کلام اسلامی دیده شده؛ عباراتی که به سان گفتار عامیانه و فاقد هرگونه پشتوانه عقلی و نقلی است.

از بزرگ‌ترین خطاها آن است که گمان رود می‌توان در برابر نصوص صریح قرآن کریم درباره خلود عذاب، با دلایل ضعیف و غیرمستند سخن گفت؛ چنین سخنانی در برابر بینات الهى، چون داستان‌های خاله‌زنکی است.

نقد نخستین قاعده: نزول بالاعمال و خلود بالنیات

شیخ می‌گوید: «ینزلون فیهما بالأعمال و یخلدون فیهما بالنیات». یعنی به اعمال فرود می‌آیند و به نیات خلود می‌یابند، و درد را به عنوان جزای عقوبت به اندازه مدت عمر در شرک در دنیا می‌گیرند.

این سخن از بنیاد بی‌ربط است؛ زیرا اگر کسی در آخرین لحظه عمر مشرک شد و بمرد، آیا تنها به اندازه همان لحظه عذاب می‌شود؟ و اگر پنجاه سال مشرک بود، پنجاه سال؟ این با طبیعت گناهان ابدی سازگار نیست.

گناهان دو قسم‌اند:

  • امدی (موقتی): که اثرشان با زوال علت زایل می‌گردد؛ مانند دست زدن به آب گرم.
  • ابدی: که اثرشان تا ابد باقی می‌ماند؛ مانند شکستن شیشه. شرک از گناهان ابدی است؛ یک لحظه شرک، تمام عبادت را باطل می‌کند، چنان‌که ریا در تکبیرةالإحرام یا پیش از سلام، هر دو مبطل نماز است.
شرک و کفر و عناد، از سنخ گناهان ابدی است؛ نه امدی و نه مدت‌دار. این گناهان، طبع ثانوی و جبلی در انسان پدید می‌آورند که با آتش نیز پاک نمی‌شود، بلکه آتش‌مندتر می‌گردد.

نقد دومین قاعده: لذت بردن اهل نار از عذاب به سبب موافق طبع شدن

سپس می‌گوید: «فإذا فرغ العمل جعل لهم نعیم فی الدار التی یخلدون فیها بحیث أنهم لو دخلوا الجنة لتأذوا لعدم موافقة الطبع الذی جبلوا علیه»؛ یعنی چون عمل تمام شد، برایشان نعیمی در آن دار قرار داده می‌شود به‌گونه‌ای که اگر داخل بهشت شوند، آزرده می‌گردند به سبب عدم موافقت با طبعی که بر آن آفریده شده‌اند.

این سخن از رکیک‌ترین سخنان است؛ اگر عذاب تمام شد، چرا از جهنم بیرونشان نمی‌آورند؟ اگر طبعشان پاک شد، دیگر چه طبعی باقی مانده؟ این مانند آن است که سیر به پیاز طعنه زند که تو بدبویی، در حالی که خود بدبوتر است.

و می‌گوید: «یتلذذون بما فیه من لدغ الحیات والعقارب»؛ یعنی از گزیدن مارها و عقرب‌ها لذت می‌برند! این سخن، جهنم را به بهشت تبدیل می‌کند و عذاب را نعیم می‌سازد.

اگر لذت و آلام هر دو تابع ملائمت با طبع باشد، دیگر آلامی باقی نمی‌ماند؛ همه چیز ملایم می‌شود و جهنم و بهشت هر دو نعیم می‌گردند؛ پس دعوت انبیا و خون شهدا و زحمات اولیا همه بیهوده خواهد بود.

نقد روایت منسوب به اهل کشف در فتوحات

و در فتوحات نقل شده از برخی اهل کشف که اهل جهنم به بهشت بیرون می‌آیند و در جهنم احدی از انسان‌ها باقی نمی‌ماند و در قعر آن جرجیر می‌روید و خداوند برای پر کردن آن، خلقی جدید می‌آفریند.

این سخن، از ناپسندترین و بی‌حرمتی‌ترین سخنان به کشف و عرفان است؛ اگر همه بیرون آمدند، جهنم را با سبزی‌کاری پر می‌کنید؟ این سخنان، عرفان را یک قرن از دل‌ها فراری می‌دهد.

نقد کلام داوود قیصری در شرح فصوص

قیصری گوید: «واعلم أن من اکتحلت عینه بنور الحق یعلم أن العالم بأسره عباد الله … و کلّهم محتاجون إلی رحمته تعالی … فمن شأن من هو موصوف بهذه الصفات أن لا یعذب أحداً عذاباً أبداً».

این سخن به این معناست که خدایی که رحمان و رحیم است، شایسته نیست کسی را عذاب ابدی کند؛ و اگر عذاب ابدی کرد، دیگر رحمان نیست. این قیاس خداوند را به پدری منفعل و عاطفی می‌کند که هر چند فرزندش منحرف شود، باز دلش می‌سوزد؛ حال آنکه خداوند جبار و منتقم نیز هست و منفعل نمی‌شود.

و می‌گوید عذاب فقط برای تطهیر است، مانند ذوب کردن طلا در آتش؛ پس متضمن لطف است. این سخن، گناهان ذاتی و جبلی را به عرضى تبدیل می‌کند؛ در حالی که کفر و عناد، طبع ثانوی پدید می‌آورد که هرگز پاک نمی‌شود.

نقد توجیه صدرالمتألهین

ملاصدرا می‌گوید عذاب نوعى است نه شخصى؛ یعنی آتش همیشه می‌سوزد، اما افراد به نوبت عذاب می‌بینند؛ گاه یکی معذب است و دیگری در استراحت. این توجیه، از عدم جرأت بر رد صریح ابن‌عربی ناشی می‌شود و با «خالدین فیها أبداً» ناسازگار است.

نقد قاعده «ما عبد عابد إلا الله»

ابن‌عربی می‌گوید چون فطرت بر توحید است، هیچ‌کس جز خدا را عبادت نمی‌کند؛ حتی بت‌پرستان برای تقرب به خدا بت می‌پرستند. این سخن از همه بی‌اساس‌تر است؛ فطرت توحیدى با ختم قلوب و کفر عملی منافات ندارد. کفر، ستر الفطرة است و فطرت را نابود یا پنهان می‌کند.

تنها راه نجات از چنین انحرافات عمیق، تمسک تام به عصمت اهل بیت علیهم‌السلام است؛ زیرا غیر معصوم، حتی در اوج مقامات عرفانی و فلسفی، بالأخره دچار خل‌بازی و اعوجاج خواهد شد.

جمع‌بندی نهایی

آنچه گذشت، نقدی مبسوط و مستدل بر آرای سه تن از بزرگ‌ترین نظریه‌پردازان وحدت وجود در مسئله خلود عذاب بود. این اقوال، هر چند از قلمی توانا تراوش کرده، با نصوص صریح قرآن کریم و سنت قطعی معصومین در تضاد آشکار است و نمی‌توان آن‌ها را با توجیهات ظاهری با شرع مقدس سازگار کرد. ضرورت تمسک به عصمت و پرهیز از اعتماد صرف به عقل و کشف غیرمعصوم، یک‌بار دیگر در این مقام آشکار گردید.

با نظارت صادق خادمی


دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)

صادق خادمی؛ دعوتی به عمیق‌تر اندیشیدن

مناسب برای: عموم مخاطبان و بازنویسی مفهومی (حالت پیش‌فرض).

روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی می‌شود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): می‌توانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!

چسباندن (Paste): 📱 موبایل: (نگه داشتن انگشت + Paste) | 💻 کامپیوتر: (کلید Ctrl + V)