متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نهم: نقد تأویلات در باب حقیقت عذاب جهنم و ردّ ادعای «نار لذیذ» و «انقطاع عذاب»
مقدمه بخش
در این بخش به بررسی و نقد دقیق استدلالهایی پرداخته میشود که محییالدین ابنعربی در فتوحات مکیه و صدرالمتألهین در اسفار الأربعه برای نفی عذاب حقیقی جهنم یا تبدیل آن به لذت یا انقطاع حتمی آن اقامه کردهاند. این تأویلات، هرچند در ظاهر پیچیده و عرفانی مینمایند، در باطن فاقد پایه محکم نقلی و عقلیاند و بیشتر از احساس رقت قلبی و عدم تحمل تصور عذاب دائم برای مخلوق نشأت گرفتهاند.
نقد استدلال «اهل النار» نه «اهل العذاب»
یکی از استدلالهای محوری این است که خداوند در قرآن کریم فرموده:
وَأَمَّا أَهْلُ النَّارِ الَّذِينَ هُمْ أَهْلُهَا
ترجمه: و اما اهل آتش، آنان که سزاوار آنند…
ادعا میشود چون نفرموده «أهل العذاب» پس ملازمهای میان بودن در نار و معذب بودن نیست. این ادعا باطل است؛ زیرا:
- تمام آیات قرآن کریم نار را با عذاب الیم، شدید، حمیم، غساق، زقوم و سلاسل و أغلال توصیف کرده و حتی یک آیه هم عذاب لذیذ یا نار لذیذ ندارد.
- ملازمه میان «نار» و «عذاب» عقلی و لغوی است؛ همانگونه که ملازمه میان «نعیم» و «لذت».
- مغالطه در اشتراک لفظی «عذاب» و «عذب» (به معنای شیرین) صورت گرفته؛ در حالی که در قرآن کریم «عذاب» همیشه به معنای عقوبت دردناک است.
ردّ قیاس خزنهٔ نار و حشرات جهنم به اهل کفر
ادعا میشود ملائکه خزنهٔ نار و مارها و عقربهای جهنمی در آتشاند اما معذب نیستند؛ پس اهل نار نیز معذب نیستند. این قیاس باطل است؛ زیرا:
- جنس ملک و حشرهٔ جهنمی نارین است؛ آتش، آتش را نمیسوزاند، همانگونه که آب، ماهی را غرق نمیکند.
- انسان کافر دارای ملکات شقاوت نفسانی است که در آخرت به صورت آتش ظاهر میشود و او را میسوزاند.
- این قیاس مانند آن است که گوییم چون آتش، آهن را نمیسوزاند پس کاغذ را نیز نمیسوزاند؛ در حالی که تفاوت در جنس و استعداد است.
نقد استدلال به حدیث قدسی «یا عبادی» و اضافه بندگان به خداوند
در حدیث قدسی آمده:
از اضافه «عبادی» و این حدیث نتیجه میگیرند که خداوند عذاب ابدی نمیکند. این استدلال مردود است؛ زیرا:
- تمام انسانها «عباد الله» هستند حتی شمر و یزید؛ اضافه به خداوند دلیل بر رحمت سبقتگیرنده برای همه نیست.
- حدیث دلالت بر بیاثر بودن طاعت و معصیت در ذات و ملک خداوند دارد، نه بر نفی عذاب اخروی.
- اگر مطلقات حدیث را بدون قید حکمت بگیریم، باید گفت هر کس میتواند خدایی خداوند را هم طلب کند و او بدهد؛ که محال است.
نقد تمثیل دو قدم خداوند بر کرسی
محییالدین در باب ۳۷۴ فتوحات میگوید فیض الوجودی تا کرسی نازل میشود و دو قدم خداوند بر کرسی قرار میگیرد؛ یکی جهنم میشود و دیگری جنت، و هر دو از رحمانیتاند و مآلشان به رحمت است.
این تمثیل از بیربطترین تمثیلات است؛ زیرا:
- پا نهادن خداوند مادی نیست تا جهنم یا جنت بزاید.
- جهنم از شقاوت نفس و اكتساب سوء انسان پدید میآید، نه از قدم خداوند.
- اگر قدم خداوند جهنم میآورد، باید آن را قطع کرد تا جهنم نباشد؛ که هذیان محض است.
نقد ادعای اینکه جهنم همان دنیاست و عذابش موقت
صدرالمتألهین در اسفار میگوید جهنم دار مستقل نیست، بلکه همان شهوات دنیوی است که در آخرت ظاهر میشود و عذابش به تدریج به لذت تبدیل میگردد.
این ادعا با صریح قرآن کریم که جهنم را دار مستقل در آخرت میداند منافات دارد و هیچ آیهای بر موقت بودن عذاب برای همه دلالت نمیکند.
جمعبندی بخش
تمام این تأویلات از عدم تحمل عذاب برای مخلوق و دلبستگی عاطفی سرچشمه گرفته و فاقد دلیل معتبر نقلی یا عقلی است. عذاب جهنم حقیقی، دردناک و برای بسیاری ابدی است و هرگونه تخفیف آن، تضعیف خوف از خداوند و بیاعتنایی به گناه را در پی دارد. همچون شمشیری برهنه بر سر عاصیان آویخته است تا بیداری و بازگشت را برانگیزد.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!