متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نهم: نقد و بررسی مفهوم «قدمین الهی» در شرح فصوص الحکم داود قیصری و ارتباط آن با اسفار اربعه
در بررسی عبارت نورانی نوار اسفار (جلد نهم، شماره ۲۱۵) میخوانیم:
| وَلَوْ كَانَ الْأَمْرُ كَمَا يَتَوَهَّمُهُ مَنْ لَا عِلْمَ لَهُ مِنْ عَدَمِ الْمُبَالَاةِ مَا وَقَعَ الْأَمْرُ بِالْجَرَائِمِ وَلَا وَصَفَ نَفْسَهُ بِالْغَضَبِ |
اگر امر چنان بود که برخی از ناآگاهان گمان میبرند که خداوند را به مخلوقاتش مبالاتی نیست، هرگز امر به حدود و جرائم و قصاص و دیات نمیفرمود و خود را به صفت غضب و بطش شدید و قهار و منتقم و هاضم و قامع وصف نمینمود. این کلام، سخنِ درست و استواری است؛ زیرا ظهور احکام شرعی و کیفرهای اخروی، خود دلیل قاطع بر اهتمام و مبالات خداوند متعال به حال بندگان است.
نقد کلیدی: این سخن با پیشفرض قبلی قیصری و ملاصدرا که «طاعات و معصیات برای خداوند نفع و ضرری ندارد» در تعارض آشکار است. اگر خداوند را مبالاتی نیست، پس حدود و غضب و بطش برای چیست؟
بررسی تعبیر «قدمین الهی»
قیصری و پیروان او دو مقام کلی را به «قدمین» تشبیه کردهاند: یکی مقام جمال که منشأ بهشت است و دیگری مقام جلال که منشأ جهنم. این تعبیر در قرآن کریم و احادیث نبوی به صورت صریح نیامده است. در روایات تنها تعابیری چون «ید الله فوق أیدیهم» یا «تلكا یداه مبسوطتان» دیده میشود، اما «قدم» به معنای عضو به کار نرفته است.
اگر مراد از «قدمین» صرفاً اصطلاح برای دو صفت جمال و جلال باشد، بحثی نیست؛ ما با الفاظ کاری نداریم. بحث ما در اصل معنا است: خداوند دارای صفات جمال (نورانی و رحمانی) و صفات جلال (نارانی و غضبی) است که هر دو مقتضای عدل و فضل الهیاند.
نتیجه این بخش: تعبیر «قدمین» مجاز اصطلاحی است و نه حقیقتی قرآنی یا نبوی؛ نباید آن را مبنای عقیدتی قرار داد.
نقد تقسیم پنجگانه اهل نار در شرح قیصری
قیصری اهل نار را به پنج قسم تقسیم میکند:
- مشرك
- كافر
- منافق
- عاصی از موحدین عارف غیرعامل
- محجوب از مؤمنین
نقد اساسی: «موحد عارف غیرعامل» موجودی متناقض و محال است. اگر عارف است و موحد، قهراً عامل است. عارف بالله را به جهنم بردن، محال عقلی و نقلی است.
همچنین حتی مسلمانان عوام الناس که تنها «الله نور خاک تنور» میگویند و با خدا و رسول دشمنی ندارند، جهنم نمیروند. جهنم مخصوص «قاراشمیشها»ست؛ یعنی کسانی که کفر و عناد ورزی صریح دارند و گناهانشان با برزخ و شفاعت محشر پاک نمیشود.
نقد نظریه «جهنم نیز وعد است و همه نجات مییابند»
قیصری میگوید عذاب جهنم برای برخی لذتبخش است:
- عارف عاصی از دیدن معذب (خدا) لذت میبرد.
- محجوبین از بازی با آتش لذت میبرند.
- سادیستها و کسانی که خود را زخمی میکنند، در جهنم کیف میکنند.
- منافقین و مشرکین و حتی کافرین پس از عادت، عذاب برایشان عذب (گوارا) میشود.
- آخرالامر جهنم خالی میشود و در قعر آن جرجیر (سبزی) میروید!
این نظریه بزرگترین تحریف در معاد است؛ جهنم را به باغ سبزی تبدیل میکند و صفت غضب و جلال ابدی خداوند را نفی مینماید.
شفاعت در جهنم و خلود عذاب
شفاعت در محشر است، نه در جهنم. مخلَّدین در جهنم شفاعت ندارند:
| خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۖ لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ (بقره/۱۶۱) |
| جاودان در آن میمانند؛ عذاب از ایشان تخفیف نیابد و به آنان مهلت داده نشود. |
«سبقت رحمت بر غضب» به معنای غلبه رحمت است، نه نفی و خفاء غضب. صفت غضب الهی واجب الوجود و دائمی است و هرگز بالقوه نمیشود.
جمعبندی نهایی کتاب: اینگونه تأویلات که از ضعف نفس و ناتوانی در هضم ابدیت جلال و غضب الهی یا از سیاستهای تاریخی برای بیخیال کردن مردم سرچشمه گرفته، دین را به بازی گرفته و اصل توحید و عدل را مخدوش میکند. جهنم واقعی است، عذابش ابدی است برای مستحقان، و هیچ سبزیکاری در قعر آن رویش نمیکند.
| با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!