متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
استیضاح معرفت جهنم: ماده، صورت و حقیقت آن در حکمت متعالیه
بخش اول: ماده جهنم و سنخیت آن با عالم دنیا
در حکمت متعالیه تصریح شده است که جهنم از سنخ همین عالم دنیاست و اصل و ماده آن، تعلق نفس ناطقه انسانی به امور دنیوی است از آن حیث که صرفاً دنیویاند، نه از حیث عبودیت و ربوبیت. دنیا هنگامی که از منظر غفلت از رب العزه نگریسته شود، جیفهای بیش نیست و طالب آن، کلاب. اما همین دنیا هنگامی که مزرعه آخرت گردد و در مسیر عبودیت قرار گیرد، ماده بهشت میشود.
|
دنیا دو چهره دارد: یکی مزرعه آخرت و دیگری مزبله آخرت. هر چه بکاری همان را درو میکنی؛ آهن بکاری آهن سبز میشود و گناه بکاری آتش گناه برمیخیزد. |
ماده بهشت و جهنم یکی است: عمل انسان. تفاوت در جهتگیری آن عمل است. اگر عمل در مسیر ربوبیت و عبودیت باشد قوت بهشت میگردد و اگر در مسیر شهوت و نفسانیت محض باشد ماده جهنم.
بخش دوم: صورت جهنم و حظ وجودی شرور در مرتبه نفس
صورت جهنم، صور هیئات مؤلمه و حالات دردمند نفس است که از أعدام و نقائص ناشی میشود. گرچه أعدام و نقائص از حیثیت سلبی دارند، لیکن صور حضوریه و حصولیه آنها در نفس، نوعی وجود نفسانی دارد و همین وجود نفسانی منشأ عذاب حقیقی است.
مثال: قطع عضو امر عدمی است (زوال اتصال)، اما درد ناشی از ادراک این زوال توسط نفس وجودی حقیقی است و نهایت ألم را پدید میآورد. این درد نه صرفاً بالعرض بلکه شر بالذات است؛ زیرا وجدان حکم میکند که ألم فینفسه شر است.
|
شرور گرچه در متعلَّق خود عدمیاند، اما در متعلِّق (نفس) وجودی نفسانی و شر حقیقی است. علم شهودی به عدم خود وجودی است و منشأ ألم شدید میگردد. |
بخش سوم: نقد مبنای حکما در خیر و شر و پذیرش حظ وجودی شرور
حکما عموماً قائل بودند که وجود خیر محض است و شرور أعدام محض. این قول گرچه از توحید افعالی دفاع میکند، اما با پدیده ألم سازگار نیست. در اینجا ناگزیر به پذیرش نوعی «حظ وجودی» برای شرور در مرتبه نفس میشویم. خداوند به صفت جمال فاعل خیرات است و به صفت جلال و غضب فاعل شرور. نیازی به ثنویه یزدان و اهرمن نیست؛ خود «مضل» از صفات فعلیه حق تعالی است.
بخش چهارم: چگونگی زوال عذاب برای برخی نفوس
دو راه برای زوال عذاب مطرح شده:
- تبدل فطرت نفس به فطرت أدنی (عادت به آتش) → باطل است.
- زوال نقائص از طریق حصول مقابلات کمالی → صحیح است اما نه به معنای تبدیل ملکه بد به خوب، بلکه به معنای تطهیر و تخلیص.
گناهان امدی مؤمنان در جهنم میسوزد و اصل ایمان فعلیت مییابد. گناهان ابدی (کفر و شرک) ملکه دائمی ایجاد میکند و خلود میآورد.
|
جهنم برای مؤمنین گناهکار کوره تطهیر است نه مکان تبدیل فطرت. ناخالصیها میسوزد و جوهره ایمان صیقل مییابد. |
بخش پنجم: جهنم، صورت حقیقی دنیا در قیامت
در دنیا موجودات با حواس بدنی ادراک میشوند و حق و باطل آمیختهاند. در قیامت این آمیختگی زائل میگردد.
وَمَا هٰذِهِ ٱلْحَيَاةُ ٱلدُّنْيَآ إِلَّا لَهْوٌۭ وَلَعِبٌۭ ۚ وَإِنَّ ٱلدَّارَ ٱلْءَاخِرَةَ لَهِىَ ٱلْحَيَوَانُ ۚ لَوْ كَانُوا۟ يَعْلَمُونَ
و این زندگانى دنیا جز سرگرمى و بازى نیست، و همانا سراى آخرت، همانا زندگى حقیقی است اگر بدانند. (عنکبوت/۶۴)
صورت جحیمی همان حقیقت اصلیه این عالم فانی است که از کمالات منفصل میگردد. حرمان از کمالات خود آتش است.
بخش ششم: نقد آرای محییالدین در باب جهنم
در باب شصتم فتوحات ادعا شده که حکم نار نزدیک به حکم دنیاست؛ عذاب خالص نیست، در آن حرور و زمحریر است، فاصله بالا تا پایین هفتصد و پنجاه سال راه است، جهنم پیش از ورود اهلش فاقد ألم است. این اقوال با نصوص قطعی قرآن کریم سازگار نیست. آیه «لا یموت فیها ولا یحیی» شدیدترین عذاب را بیان میکند.
|
جهنم هم جنبه متصل (نفسانی و ملکوتی) دارد و هم منفصل (مادی و خارجی: وقودها الناس والحجارة). آتش آن آتش غضب الهی است که ما خود با اعمالمان شعلهور میکنیم. |
جمعبندی نهایی
جهنم صور دنیاست از آن حیث که دنیاست؛ حالتی حلولکرده در موضوع نفس از همین اکنون که تا قیامت و پس از آن باقی میماند. گناهان امدی با تطهیر زائل میگردند، اما ملکههای کفر و شرک ابدی خلود میآورد. حقیقت جهنم حرمان از کمالات و ألم شهود نقص خویش است.
|
با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!