متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش اول: جهنم؛ مظهر غضب الهی یا میدان اثر اعمال بندگان؟
در ادامهٔ بحث معاد جسمانی و حقیقت دوزخ، به نکتهای ظریف و عمیق میرسیم که از خلط میان دو مقامِ «تجلی غضب الهی» و «تأثیر اعمال بندگان» جلوگیری میکند. دوزخ صرفاً مظهر قهر و غضب خداوند نیست؛ هرچند قهر الهی در آن به تمام معنا متجلی است، بلکه اعمال اهل نار نیز در شدت و کیفیت عذاب نقش اساسی و حقیقی دارد.
زیرا خداوند فرموده است:
«و در آن طغیان مکنید که غضب من بر شما فرود آید، و هر که غضب من بر او فرود آید، همانا به هلاکت افتاده و سقوط کرده است» (سوره طه، آیه ۸۱)
غضب الهی در اینجا عین الم و عذاب است، و زمینهٔ آن نیز اعمال خودِ بندگان است. اگر جهنم تنها مظهر قهر مطلق بود، باید از ازل موجود میبود و نیازی به ورود گناهکاران و طلب «هَلْ مِنْ مَزِيد» نداشت.
بخش دوم: ردّ نظریهٔ «جهنمِ محضٌ من القهر الإلهي»
کسانی که ادعای سلوک طریق عرفان میکنند، گاه میگویند: «جهنم مخلوق صرفاً از قهر الهی است و اسم قاهر بر آن متجلی گشته و اعمال بندگان هیچ دخالتی در آن ندارد». این سخن باطل است؛ زیرا اگر چنین بود:
- جهنم باید از ازل مشغول به خود میبود و تسلطی بر جبابرة عالم نمیداشت.
- نیازی به گفتن «هل من مزید» نبود، زیرا غضب الهی خود سیرابش میکرد.
- دیگر اهل جهنم یکدیگر را نمیخوردند، بلکه همه با رحمت الهی نزول میکردند.
بخش سوم: حدیث سنگ هفتادساله و منافق در قعر دوزخ
از شگفتانگیزترین روایاتی که از رسول الله صلیاللهعلیهوآله رسیده، این است که آن حضرت با اصحاب در مسجد نشسته بودند که ناگهان صدای مهیبی شنیده شد و همه به وحشت افتادند. پیامبر فرمود:
«أتدرون ما هذا؟» گفتند: الله و رسوله أعلم. فرمود: «حجرٌ أُلقی من شفیر جهنم منذ سبعین سنة، فالآن وصل إلى قعرها، فکان صوتُ وصوله هذا الصوت» «سنگی هفتاد سال پیش از لب جهنم انداخته شد، همین حالا به قعرش رسید و صدای برخوردش این بود».
هنوز کلام پیامبر تمام نشده بود که خبر رسید فلان منافق که هفتاد سال عمر داشت، مرده است. پیامبر اکرم تکبیر گفتند و اصحاب فهمیدند که همان منافق بود که از لحظهٔ تولدش در حال سقوط به سوی درک اسفل از النار بود.
«همانا منافقان در پایینترین درکات آتشاند» (سوره نساء، آیه ۱۴۵)
بخش چهارم: نماز، میزان قبولی اعمال
در روایات معتبر آمده است که چون پروندهٔ بنده گشوده شود، نخست به نماز او نظر میکنند:
- اگر نمازش مقبول افتد، ما سوای آن نیز پذیرفته میشود.
- اگر رد شود، ما سوای آن نیز رد میگردد.
خیرات و حسناتی که از روی طبع و مرض نفسانی (نه برای خدا) انجام شده باشد، عوض دنیوی دارد، اما ثواب اخروی ندارد. بخشندگیِ طبعیِ یک کافر یا منافق، هرچند نیکوست، اما «قبلت ما سواها» نیست.
بخش پنجم: نقد کیهانشناختی ابنعربی و صدرالمتألهین در باب نسبت بهشت و جهنم
در تذکرةالکشفیة صدرالمتألهین و فتوحات مکیه، نظریهای آمده که این عالم را «مطبخ اهل جنت» میداند و حرارت جهنم را عامل پختن میوهها و نعمتهای بهشتی میشمارد؛ بهشت را بر سقف جهنم قرار میدهد تا حرارت آن، سردی بهشت را تعدیل کند، و خورشید و ماه و کواکب را در جهنم میداند.
بهترین پاسخ به مسائل پیچیدهٔ آخرتشناختی، اعتراف به محدودیت علم بشری و گفتن «والله أعلم» است، نه سرهمبندی نظریههای متناقض و خیالی.
جمعبندی نهایی
جهنم مظهر جلال و غضب الهی است، اما وقود و مادهٔ اصلی آن اعمال بندگان است. بدون ورود اهل نار، نه دردی در ذات آن است و نه عذابی. تسبیح زبانیه هرگز فرو نمینشیند و همه غرق رحمتاند تا زمانی که گناهکاران وارد شوند. نظریههای کیهانشناختی که بهشت را نیازمند حرارت جهنم میدانند، از خیالبافیهای بیپایهاند و با اصول معاد جسمانی و روحانیت آخرت ناسازگارند. عالم دانی باید در گفتن «نمیدانم» و «والله أعلم» شجاع باشد؛ این خود عبادتی عظیم است.
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!