متن تحقیق
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدرسره
نمط چهارم اشارات و تنبیهات ابنسینا: در وجود و علل آن
بخش نخست: اهمیت تاریخی و علمی کتاب اشارات و تنبیهات
کتاب اشارات و تنبیهات پیش از پدید آمدن اسفار اربعهٔ ملاصدرا، برجستهترین متن فلسفی در جهان اسلام بهشمار میرفت و همچنان جایگاه والای خود را حفظ کرده است. در طول بیش از هزار سال، بیش از شصت شرح ارزشمند به زبانهای عربی، فارسی و دیگر زبانها بر آن نگاشته شده است. این اثر نه صرفاً یک کتاب فلسفی معمولی، بلکه یک متن درسی سنگین، دقیق و پویای حکمت مشاء است که هر حکمتپژوهی که اشارات را نشناسد، از ژرفای فلسفهٔ مشاء بیبهره مانده است.
دقت علمی بیمانند اشارات، راز ماندگاری آن است. حتی پس از ظهور مکتب متعالیه و اسفار، این کتاب از برنامهٔ درسی حوزههای فلسفی کنار گذاشته نشد؛ چرا که شاگردان صدرالمتألهین نیز آن را متن پایه میدانستند و امروز نیز زنده و درسآموز است.
اشارات آخرین تألیف شیخالرئیس است و در آن برای نخستین بار در میان آثارش، عرفان نظری بهصورت آشکار مطرح میشود؛ امری که در شفا و نجات دیده نمیشود. از اینرو، اشارات اوج کمال فلسفی و عرفانی ابنسینا است.
بخش دوم: سرنوشت تاریخی اشارات و حملات وارد شده بر آن
شیخالرئیس بهعنوان یک شیعهٔ اصیل و شخصیتی که وزنی بیش از یک امت داشت، آماج حملات سخت قرار گرفت؛ تا بدانجا که برخی او را «شارب خمر» خواندند. از جمله حملات علمی، هجمهٔ فخرالدین رازی بود که شرحی پر از جرح و رد بر اشارات نگاشت و کوشید این متن زنده را از اعتبار ساقط کند، اما موفق نشد. عالمان پس از او یکجا دریافتند که شرح فخر رازی سرشار از تعصب است.
در مقابل، خواجه نصیرالدین طوسی – که تنها در علم هیئت و فلکیات بیش از صد و بیست کتاب نوشته و جهان امروز مدیون زحمات اوست – شرحی دقیق و مدافعهگرانه بر اشارات نگاشت. سپس در کتاب «محاکمات» میان شرح خود و شرح فخر رازی داوری کرد تا روشن شود کدامیک معنای شیخ را بهتر فهمیده است. پاورقیهای بسیاری از چاپهای کنونی اشارات، همان محاکمات خواجه است که خود نیز گاه نیازمند داوری دوباره است.
هر که در فلسفهٔ اسلامی سخن بگوید، خواه ناخواه محتاج شیخ است که چه گفت و محتاج خواجه است که چه فهمید.
بخش سوم: ورود به نمط چهارم – در وجود و علل آن
شیخالرئیس در آغاز نمط چهارم میفرماید: موضوع این نمط، «الوجود و علله» است؛ یعنی بررسی وجود و علل وجود. عنوان کتاب «الإشارات و التنبیهات» نیز معنادار است: «اشارات» جایی است که شیخ به حقایق عمیق و مادر اشاره میکند و مخاطب اصلی او اهل معنا و عارفانند؛ «تنبیهات» جایی است که مطلب مهم است اما از درجهٔ مادری پایینتر بوده و برای روشنسازی ذهن عموم آورده شده است.
مراد از «وجود» در این نمط، وجود مطلق است؛ یعنی وجود بهما هو وجود، نه وجود مقید به واجب یا ممکن. دو گونه وجود مطلق داریم:
- وجود مطلق شامل واجب و ممکن (موضوع این نمط)
- وجود مطلق به معنای وجود واجبالوجود تنها (که در نمطهای بعدی خواهد آمد)
اشارهٔ اول: تقسیم وجود به واجب و ممکن
الوجود إما واجب لذاته وإما ممکن لذاته، ولیس إلا
ترجمه: وجود یا واجبالوجود بالذات است یا ممکنالوجود بالذات، و سومین صورت ندارد.
این تقسیم، پایهٔ توحید فلسفی در مکتب مشاء و متعالیه است. واجبالوجود موجودی است که فرض عدمش تناقض میآورد؛ ممکنالوجود موجودی است که ذاتاً نه اقتضای وجود دارد و نه اقتضای عدم، بلکه نسبتش به وجود و عدم برابر است (تساوی النسبه).
اشارهٔ دوم: هر ممکنی علت دارد
کل ممکن فله علة
ترجمه: هر موجود ممکنالوجودی علتی دارد.
برهان: ممکن بالذات چون در ذات خود فقیر است و هیچ رجحانی برای وجود بر عدم ندارد، اگر موجود شد باید رجحان از خارج (علت) به آن عارض شده باشد؛ وگرنه ترجیح بلا مرجح لازم میآید که محال است.
برهان خواجه نصیر در شرح اشارات: اگر ممکن علت نداشته باشد، وجودش یا واجب است (باطل، زیرا ممکن است) یا ممتنع است (باطل، زیرا موجود است) یا همچنان ممکن میماند (و این دور یا تسلسل میآورد). پس حتماً علت دارد.
نتیجهگیری نمط چهارم
سلسلهٔ علل ممکنات یا به واجبالوجود بالذات ختم میشود یا به دور و تسلسل میانجامد که هر دو محالند. بنابراین واجبالوجود بالذات موجود است و او علتالعلل است. این همان برهان وجود یا برهان صدّیقین مشائی است که ملاصدرا آن را در اسفار به کمال رساند.
با نظارت صادق خادمی
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!