متن تحقیق
نمط چهارم از کتاب الاشارات و التنبیهات
فی الوجود و علله
برگرفته از درسگفتارهای آیتالله محمدرضا نکونام قدسسره
بخش نخست: مقدمهای در فهم زبان شیخالرئیس و ضرورت تطهیر آن از اصطلاحات متأخرین
پس از آنکه آدمی هزار سال فاصله را درنوردد و به زبان اصیل ابنسینا بازگردد، نخستین وظیفه آن است که کلام شیخ را از اصطلاحات متأخرین – بهویژه اصطلاحات حکمت متعالیه – پاکیزه سازد؛ چه بسیار واژگانی که در گذر زمان بار معنایی دیگری یافتهاند و اگر با همان بار متأخر بر کلام شیخ حمل شوند، معنای او را مخدوش میگردانند.
|
نکته کلیدی: «وجود مطلق» در لسان ابنسینا مفهومی است، نه مصداقی و نه رتبی. «علله» در عنوان نمط به وجودات خاصهٔ معلول بازمیگردد، نه به علت تامه به معنای متأخرین. |
بخش دوم: تعریف وجود مطلق در لسان شیخالرئیس
ابنسینا میفرماید: الوجود الّذي ههنا هو الوجود المطلق الّذي یحمل على الوجود الّذي لا علّة له وعلى الوجود المعلول بالتشکیک.
یعنی وجودی که در اینجا موضوع بحث ماست، وجود مطلق است؛ آن وجودی که بر دو قسم حمل میشود:
- بر وجودی که علت ندارد، یعنی وجود واجب تعالی.
- بر وجودی که علت دارد، یعنی همه ممکنات، و این حمل بالتشکیک است.
پس وقتی میگوییم «الوجود موجود» یا «زید موجود»، کلمهٔ «موجود» در هر دو صورت مفهوم واحدی دارد، لکن بر مرتبهٔ واجب بالذات حمل میشود و بر مرتبهٔ ممکن بالتشکیک.
|
وجود مطلق آن مفهوم کلی است که هم بر «وجود بلا علة» حمل میشود و هم بر «وجود مع العلة بالتشکیک». این تعریف، محور تمام مباحث نمط چهارم است. |
بخش سوم: تشکیک در وجود، نه در ماهیت
چرا وجود مقول بالتشکیک است؟ زیرا از یک سو میبینیم که ماهیات تشکیک ندارند؛ انسانیت زید و عمرو شدت و ضعف نمیپذیرد. از سوی دیگر، موجودات در شدت و ضعف با یکدیگر متفاوتاند: وجود واجب در نهایت قوّت، وجود جواهر، وجود اعراض در نهایت ضعف.
پس تشکیک باید در وجود باشد، نه در ماهیت و نه جزء ماهیت. ابنسینا میفرماید:
والمحمول على أشیاء مختلفة بالتشکیک لا یکون نفساً من ماهیتها ولا جزءاً من ماهیتها، بل إنّما یکون عارضاً لها.
یعنی آنچه بر اشیای مختلف بالتشکیک حمل میشود، نه نفس ماهیت است و نه جزء آن، بلکه عارض بر ماهیات است. بنابراین، وجود تشکیکی عارض ماهیات میگردد.
بخش چهارم: نتیجهٔ تشکیک: لزوم علیت برای وجودات خاصه
حال که وجود تشکیکی عارض ماهیات شد و ماهیات خود مرتبه ندارند، پس این وجود تشکیکی معلول است و مستند به علت. اگر علت نداشته باشد، تشکیک در آن راه نمییابد.
مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی در شرح اشارات میفرماید: «قال الشیخ فی الوجود و علله»، یعنی در وجود مطلق و علل آن، که مراد از علل، وجودات خاصهٔ معلول است.
|
تشکیک در وجودات خاصه → معلول بودن آنها → نیاز به علت. این استدلال، ستون فقرات نمط چهارم است. |
بخش پنجم: تمایز سه مرتبه: وجود مطلق، وجودات خاصه، ماهیات
ما فقط سه چیز داریم:
- وجود مطلق (مفهوم کلی واحد، بدون تشکیک)
- وجودات خاصه (مصادیق تشکیکپذیر و متعدد)
- ماهیات (فاقد تشکیک)
تشکیک در وجودات خاصه واقع میشود، نه در وجود مطلق و نه در ماهیات. وجود مطلق مانند ماهیت، مفهومی واحد و غیر مرتّب است؛ تشکیک تنها در مرتبهٔ مصداقی و خاصه راه دارد.
جمعبندی نهایی نمط چهارم
نمط چهارم اشارات دو دسته بحث دارد:
- بحثهای اطلاقی دربارهٔ مفهوم کلی وجود (مثلاً آیا وجود مساوی ماده است یا اعم؟)
- بحثهای خاص عللی دربارهٔ وجودات خاصه (تقسیم به واجب و ممکن و اثبات علیت برای ممکنات)
تمام مباحث این نمط در همین دو قسم منحصر است و هیچ بحث سومی در الهیات بالمعنی الاخص وجود ندارد. این، دریچهای است که شیخالرئیس به سوی اثبات واجبالوجود و نظام علیت میگشاید؛ دریچهای که هزار سال بعد نیز همچنان روشن و استوار مانده است.
|
با نظارت صادق خادمی |
دستیار تحلیل محتوا (Agentic V50)
صادق خادمی؛ دعوتی به عمیقتر اندیشیدن
روی هوش مصنوعی مورد نظر کلیک کنید. پرامپت به صورت خودکار کپی میشود.
قابلیت ویژه (هم اکنون غیرفعال است و عرضه نمی شود): میتوانید قبل از کلیک، بخشی از متن مقاله را انتخاب (Highlight) کنید تا ماشین فقط همان بخش را واکاوی کند!